
در این پست دو قطعه از موسیقی متن فیلم سینمایی «آتش سبز» به کارگردانی و نویسندگی محمدرضا اصلانیرا برای دانلود قرار میدهم. موسیقی متن این فیلم را استاد محمدرضا درویشی بر اساس قطعهی «بینشان» ساخته، و همایون شجریان در بخشهایی از آن آواز خوانده است. در این دو قطعه، آرش شهریاری با سهتار، آواز شجریان را همراهی میکند.
آتش سبز بر اساس افسانهی قدیمی «سنگِ صبور» نوشته شده و داستان افسانهای دختری به نام «ناردانه» را روایت میکند که در کودکی، سروش ازدواجش را با یک مردِ مرده میشنود و برای گریز از این سرنوشت خوفانگیز، ناخواسته گام در راهی دشوار مینهد.
عزتالله انتظامی، مهتاب کرامتی، مهدی احمدی، پگاه آهنگرانی، فرخ نعمتی و آهو خردمند بازیگران اصلی این فیلم هستند. محمدرضا اصلانی پیش از این، فیلم «شطرنج باد» را در سال ۱۳۵۵ ساخته بود و آتش سبز دومین فیلم بلند او در مقام کارگردان پس از ۳۱ سال است. فیلمبرداری آتش سبز در خردادماه ۸۶ کلید خورد و پس از نمایش در بیستوششمین جشنوارهی فیلم فجر، در آذرماه ۸۷ به اکران عمومی رسید و البته در گیشه با شکستی قابلانتظار مواجه شد. این فیلم با فروش ۵/۲۷ میلیون تومانی در مدت ۹ هفته، در میان ۴۷ فیلم اکرانشدهی سال ۸۷، رتبهی سیوششم را به خود اختصاص داده است [منبع]. اما با نگاهی به کیفیت و جایگاه هنری فیلمهای پرفروش سالیان اخیر سینمای ایران به جرئت میتوان گفت میزان فروش فیلمها بههیچ روی شاخصی قطعی برای قضاوت در خصوص ارزش هنری فیلمها نیست؛ کمااینکه تنزل روزافزون و فاجعهبار سطح سلیقهی مردم، فیلمی مانند «چارچنگولی» را در همان سال یکمیلیاردی کرده و در جایگاه دومین فیلم پرفروش سال ۸۷ نشانده است. با این وجود نمیتوان ضعفهای آتش سبز را هم در جذب مخاطب و جلب رضایت آنها نادیده گرفت.
قطعهی اولی که میشنوید مربوط به بخشی از فیلم است که با تغییراتی، بهطور مختصر، برشهایی کوتاه از زندگی مشتاق علیشاه کرمانی را به نمایش میگذرد. مشتاق علیشاه (میرزا محمد تربتی) از چهرههای مشهور موسیقی و عرفان است که اصلیت اصفهانی داشته اما به کرمان کوچیده و در این شهر اقامت گزیده است. او ساز سهتار را به استادی مینواخته و آنطور که در تاریخ آمده، سیم چهارم سهتار (سیم سوم از پایین کاسه) را او به این ساز افزوده و از همینرو این سیم، «مشتاق» نام گرفته است. جلال آلاحمد در سفرنامهاش پس از حضور در مقبرهی مشتاق به این موضوع اشاره کرده و مینویسد: «اگر سیم چهارم سهتار را سیم "مشتاق" میگویند به ابتکار این باباست که اینجا خفته.» مشتاق طبع شاعری هم داشته و اشعاری عارفانه از او به یادگار مانده است. او از مریدان شاه نعمتالله ولی و از مشایخ نعمتاللهی بوده است. تراژدی حلاجوار مشتاق آنجا رقم میخورد که مردمان بیخرد، با سنگسار او به جرم خواندن قرآن بههمراه نوای سهتار به زندگیاش پایان دادهاند. دکتر ابراهیم باستانی پاریزی در کتاب «آسیاب هفتسنگ» دربارهی این واقعهی تاریخی چنین مینویسد:
«مخالفان وی در شهر [کرمان] که بازار مشتاق علیشاه را گرم دیدند، در فکر نابودی او افتادند و نقطه ضعفی که از او در دست داشتند، نواختن ساز بود. روایت است که ظهر ۲۱ [یا ۲۷] رمضان ۱۲۰۶ هجری قمری، مشتاق علیشاه وارد مسجد جامع کرمان میشود تا فریضهی خود را بهجا آورد. پسر ملاعبدالله، یکی از روحانیان شهر، به دروغ(؟) در میان جمعیت فریاد برمیآورد که ملا حکم سنگسار مشتاق را صادر کرده و مردم به سوی او حملهور میشوند و او را به بیرون از مسجد برده و در محلی به نام «تل خر فروشان» به همراه مریدش درویش جعفر سنگسار میکنند.»
پس از مرگ مشتاق، ملا عبدالله که بانی مرگ او بود به «ملا عبدالله سگو» معروف شد؛ چون هنگام مرگ، زمانیکه دید لبهای مشتاق علیشاه هنوز تکان میخورد و «یاهو» میگوید، به او نزدیک شد و با لهجهی کرمانی گفت: «سگو! هنوز هم یاهو میگویی؟» و طرفه آنکه این لقب آز آن پس بهروی او و اقوامش ماند و مردم، آنها را خاندان «عبدالله سگو» مینامیدند. پیکر مشتاق را در کنار مقبرهی میرزا حسینخان دفن کردند که امروز این مزار در میدان مشتاقیهی کرمان، معروف به «گنبد مشتاقیه» زیارتگاه رندان و عارفان است.