فرخنده باد جشن سده
Date 30/01/2010 08:33 Author sharareh
RSS

 

 

نماد جشن سده آتشي است كه درشامگاه روز برگزاري اين آيين برافروخته مي شود و نشانه اي از آتش عشق به اهورامزدا و فروزه هاي نيك خداوند است.

آنچه در پي مي آيد چكامه اي است كه روانشاد« مهربان خاني » در سال 1335 سروده و در ماهنامه هوخت چاپ شده است .

 

پاينده است جشن سده در ميان ما

 
آن آتشي كه مظهر مهر و صفا بــود                   گربرفروخــت ملت ايران بجا بود
از پرتــو فــروغ تواي آتش ســـــده                     دل را فروغ و ديده جان را ضيا بود
سوزنده شعله هاي تو برجان دشمنان              سوزنده ترزهر چه كه آن جانگزا بود
آن گرميت نشانة مهر و محبت است                 مــهري كه خود نــشانه مهرخدا بود
آن ملتي كه زنده سده را نگاهداشت               قلبــش به مهر مـيهـن و ما آشنا بود
تابــنـده بــادآتش مـهر وطن بــه دل                   تا جاودانه مام وطــــن را بــقــا بود
پاينده است جشن سده در ميان ما                 تا در زمانه نام و نشاني زما بود





.
.

دکتر احمد پناهنده

روشنایی و نور از مقولات ِ پایه ای و مبنایی ِ پندار ِ نیاکانمان، در آغاز تاریخ بوده است. به همین منظور حرکت ِ زندگی آفرینشان از طلوع سحر که با آغاز ِ برآمدن خورشید روشنایی بخش همراه است، شروع می شد و با دمیدن تاریکی، پایان می پذیرفت.
شب، همواره نماد ِ مرگ وُ اهریمن را در باور ِ پدران ِ باستانی ما نشانده بود و پیدایش ِ آتش، پیروزی ِ نور وُ روشنایی را بر تاریکی و تیره گی آواز داده بود. از پس ِ پیدایش آتش بود که نیاکانمان توانستند دل تاریکی را بدرند و در کنار آتش، ساغر را از باده پر کنند و در اوج شادی و شادمانی، خون ِ رگ ِ تاک را در کام خود بریزند و شب مستانه شان را با فروغ آتش، جلوه ای از شور و شیدایی، طراوتی از عشق وُ رعنایی و لطافتی به زلالی نور ِ نقره فام ِ ماه ِ تابان، بر گونه های ارغوانی ِ شفق گون ببخشند.
با هم این رباعی را که از دل بر آمده است، بخوانیم:
بده ساقی تو می از کوزه ی عشق
شود گلگون رُخم از باده ی عشق
بریز در کام ِ من خون ِ رگ ِ تاک
شوم چون مست شبان در کوچه ی عشق
آتش نماد ِ روشنایی، گرمایی و انرژی، همواره مورد احترام نیاکانمان بوده است به حدّی که هرباره در کمال خضوع در برابر آتش به احترام، سرو وار می ایستادند ونیایشی نمادین به جای می آوردند.
خدای ایرانزمین اهورامزدا نام داشت اما آتش و روشنایی، نماد اهورایی بود.
از این جهت بود که نیاکانمان، سر ِ تعظیم به پیشگاه آتش خم می کردند و آن را در جان ودلشان گرامی می داشتند.
به همین دلیل است که در کتاب دستور دالا آمده است" روشنایی در هر جلوه ای، خواه آتش ِ اجاق ِ خانه یا درخشندگی مطبوع خورشید در آسمان ِ لاجوردی یا تابش ِ نقره فام ِ ماه در فضا یا چشمک ِ ستارگان در فلک ِ دوّار یا شکل های دیگر ِ انرژی که هستی بخش ِ آفرینش اند، نمادی از اهورامزدا ا ست. شگفت آور نیست که آشو زرتشت پیامبر ِ ایران ِ باستان، آتش را نماد ِ مقدس ِ دین و روشنایی ِ اهورایی ِ خداوند دانسته است." (1)
احترام به آتش بقدری فراگیر است که مرز انسانی را در می نوردد و اجرام آسمانی را به چرخ زدن دور ِ خورشیدها می کشاند. و ما انسانهای ِ کره ی خاکی به طور مداوم، خورشید روشنایی بخش و انرژی گستر را، چرخشی مستانه می زنیم بدون اینکه لحظه این چرخش عاشقانه را وا نهیم.

حال بگذاریم یاوه گویان و بی مایگان، نیاکانمان را آتش پرست آواز دهند.
این قلم شادمان و سرافراز است که چنین عاشقانه، هر لحظه ی زندگی اش را به دور آتش ِ خورشید، چرخشی مستانه می زند و نور را سلام می کند.
و چه زیباست و زیبا منظر، که دل ِ ظلمت را با فروغ آتش ِ جهالت سوز، بدریم و با ساغری از می ِ ناب ِ ارغوانی در دست، خون رگ ِ تاک را در کاممان بریزیم و با گونه های ِ انارگون ِ مستانه مان، آتش ِ گرما گستر را چرخشی جانانه بزنیم و روشنایی و نور را سلامی عاشقانه بکنیم.
حال بگذاریم یاوه گویان و بی مایگان به دور خانه ای چرخش بزنند که از آن ظلالت و ظلمت، بیرون می آید.
این بیجاره ها وعقب ماندگان نمی دانند که:
اگر آتش نمی بود
نوری وجود نمی داشت
واگر نور نمی بود
همگی مان می بودیم کور
ودنیای کور یعنی دنیای بی نور
در دنیای بی نور، حیات، محلی از اعراب ندارد.
حال با این مقدمه می پردازیم به یکی از جشن های شادمان ِ نیاکانمان که با کشف آتش آغاز شد و سده نام گرفت.
جشن سده یا جشن آتش
دبیرسیاقی می سراید:
آتش اندر دل " بهمن " چه بود، هست یقین
شرری کش ز پدر در دل هموار بود
این " سده " آتش افروخته دارد، که درست
لاله رخ، گرم اثر، عاشق کردار بود
گر چه این " آتش " ما اندک و خُردست ولی
هست مشتی که نماینده خروار بود
" آتش جشن سده " آتش مهر وطن است
کاندرین ملک نخواهد که شب تار بود
خرم است این " سده " و شادروان باد که گفت
شب ِ جشن سده را حرمت بسیار بود
از نظر نجومی نیاکان ما در روزگاران بسیار کهن یا باستان، سال را به دو پاره تقسیم می کردند. ا- تابستان بزرگ 2- زمستان بزرگ
تابستان بزرگ شامل بهار و تابستان فعلی باضافه ماه مهر از فصل پائیز را شامل می شد. اما زمستان بزرگ در برگیرنده ماههای آبان و آذر و فصل زمستان امروزی بود.
نیاکانمان این جشن را که صد روز از زمستان گذشته بود و صد شب و روز مانده به نوروز یعنی روز دهم بهمن ماه، ماه خرد یا منش ِ نیک، برگزار می کردند. این جشن در ردیف جشن های نوروز و مهرگان از کهن ترین اعیاد ایرانی است که پدران و مادران ما با شکوه هر چه تمامتر آن را در سراسر ِ پهندشت ِ بیکرانسرای ِ ایرانزمین با رقص وُ پایکوبی جلوه ای از شادی و سرور ِ آتش گون می بخشیدند.
از نگاه و نظر تاریخی، پیدایش آتش و جشن " سده " را به هوشنگ شاه از پادشاهان پیشدادی نسبت می دهند. بطوری حکیم توس - فردوسی نامدار - در اثر جاودانی و ماندگارش شاهنامه، نقل می کند، روزی هوشنگ شاه با همراهانش به سمت کوهی روان بودند که ناگهان موجودی دراز، تیره تن و سیاه رنگ دید که در بالای سرش دوچشم ِ پر از چشمه ی خون داشت و از دهانش نحوست و تیرگی فضای جهان پیرامون را تیره و تار کرده بود و تنوره می کشید تا با دندانی از زهر کشنده، در جان خرد فرو برد.
یکی روز شاه ِ جهان سوی کوه
گذر کرد با چند کس هم گروه
پدید آمد از دور چیزی دراز
سیه رنگ و تیره تن و تیز تار
دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون
ز دود ِ دهانش جهان تیره گون
هوشنگ شاه ابتدا نگاهی به این موجود بدخیم که نماینده ِ تیره گی و اهریمن شب است، می اندازد و بعد با هوش و هنگ و خردمندی، سنگی از زمین بر می گیرد و آن را در چنگ خود مهار می کند و سپس با زور کیانی و خرد ِ بیدار به سوی مار رها می کند. تا بلکه آن را نابود کند. اما مار می جهد و سنگ به سنگ دیگری برخورد می کند و چون هردو سنگ از جنس سنگ ِ چخماق بودند، فروغ ( جرقه ای ) از دل سنگ پدیدار می شود. جرقه ی آتش به بوته های پیرامون سرایت می کند و فروغ ِ آذرگون را به جان وُ دل وُ دیده و خرد می تاباند.
نگاه کرد هوشنگ با هوش و سنگ
گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ
به زور کیانی رهانید دست
جهانسوز مار از جهانجوی جست
بر آمد به سنگ گران سنگ خرد
همان و همین سنگ بشکست گرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
مار فرار می کند اما آتش فروزان می شود و نور می گستراند و انرژی می بخشد. از این رویداد هوشنگ شاه شادمان می شود و خداوند را نیایش می کند که راز ِ آتش را به او آشکار کرده است. شادمان و پیروز، هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام کعبه خرد قرار می دهد و به میمنت، آن روز را جشن می گیرد و این سنت تا به امروز برجا مانده است.
نشد مار کشته ولیکن ز راز
ازین طبع سنگ آتش آمد فراز
جهاندار پیش جهان آفرین
نیایش همی کرد و خواند آفرین
که او را فروغی چنین هدیه داد
همین آتش آن گاه قبله نهاد
سپس با تعظیم به نور جاودانی ِ ایزد، نیایشی در نهایت خرد به جای می آورد. از اینکه ایزد چنین فروغی را به او نمایاند.
بگفتا فروغی است این ایزدی
پرستید باید اگر بخردی
شب فرا می رسد و تیرگی غلبه می کند. اما هوشنگ شاه اینبار با آتش، بوته ها و خس و خاشاک را به بلندای کوهی، شعله ور می کند و با یاران خود در گرداگرد ِ شعله های شفق گون آتش حلقه می زنند.
در پرتو ِ نور آتش به جشن و پایکوبی می پردازند و ساغرها را از باده پر می کنند و لبی به میمنت و این هدیه ی بزرگ ِ طبیعت، تر می کنند و گونه ها را ارغوانرنگ نقش می زنند. این جشن و پایکوبی ِ فرخنده را از پی ِ تهنیت ِ فروغ آتش " سده " نامگذاری می کنند.
این یادگار جشن آتش گون ِ " سده "، از هوشنگ شاه تا به امروز در سینه و وجدانهای ِ تاریخی ایرانیان ثبت شده است و هرسال ایرانیان این جشن بزرگ شادمانی گستر را در پهندشت ِ بیکرانسرایِ ِ ایران زمین جلوه هایی از نور و روشنایی و گرما و انرژی می بخشند.
این یادگار ِ پایدار، هرساله نام هوشتگ شاه را بر تارک ِ یاد و اندیشه و خرد وُ وجدان های بیدار، آوازی دلکش را در فضای مطهر و معطر دیار ِ یاران، سرزمین ایران، ترنم می کند.
با چنین کشفی و یا پیدا کردنی، هوشنگ شاه توانست جهان تاریک و تیره گی را روشن و آباد کند و جهانی از مردمان را شاد و شادمان گرداند. جهانی که از پس چنین آباد کردنی از هوشتگ شاه به نیکی یاد کرد و به نیکویی یاد می کنند.
شب آمد بر افروخت آتش چو کوه
همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار
بسی باد چون او دگر شهریار
کز آباد کردن جهان شاد کرد
جهانی به نیکی ازو یاد کرد
کشف آتش که سر چشمه انرژی است، تحولی شگرف را در زندگی بشریت سبب شد. بطوریکه با فروغ ِ آتش دل تاریکی را دریدند و فرهنگ و تمدن بشریت را از پس ِ آن، پایه گزاری کردند.
با به چنگ آوردن ِ گوهر آتش و انرژی حاصل از آن، بشر توانست، ذرات ِ آهن ِ مخلوط با خاک وُ سنگ را با حرارت آتش، ذوب کند و از دل سنگ خارا، آهن را بیرون کشد.
نخستین یکی گوهر آمد به چنگ
به آتش ز آهن جدا کرد سنگ
سر مایه کرد آهن آبگون
کز آن سنگ خارا کشیدش برون
با شناختن این راه کار ِ جدا سازی آهن از سنگ معدن وُ خاک، بشر تکنیک ِ آهنگری و یا چلنگری را پیشه خود کرد و از طریق این حرفه وُ شغل وُ تکنیک توانست از آهن تولید کرده ارّه و تیشه و...بسازد.
چو بشناخت آهنگری پیشه کرد
از آهنگری ارّه و تیشه کرد
با ساختن چنین ابزاری، بشر توانست با آن، جانوران را شکار کند و از گیاه خواری، توامان به گوشت خواری روی آورد. همچنین توانست با این ابزار درمقابل جانوران وحشی از خود دفاع کند.
بد نیست بدانیم که تا زمان کشف آتش، خوراک ِ مردمان آن زمان، میوه درختان و لباسشان از برگ گیاهان بود.
از آن پیش کاین کارها شد بسیج
نبُد خوردنی ها جز از میوه هیچ
همه کار مردم نبودی به برگ
که پوشیدنی شان همه بود برگ
از این پس ارابه تکامل را قرار وُ آرام، شایسته نبود و اسب چابک سوار ِ تکامل، با سرعت ِ متناسب با زمان وُ مکان، راه ِ ناهموار ِ تاریخ را پیمودنی سزاوار کرد و قله های رفیع ِ پیشرفت و دانش بشری را یکی بعد از دیگری فتحی ظفر پیما طی کردند. چاره اندیشیدند که چگونه می توانند دل دریاها را بشکافند و رودها جاری نمایند و زمین ها را آبیاری کنند.
زمین نشیمنگاهشان را وسعت دادند. باغ وُ مزارع را به آن افزودند. کشاورزی را آغاز کردند و تخم و بذر را برای تولید ِ نان وُ قوت ِ روزانه در چراگاه ها پاشیدند و و و ...الی آخر.
چو این کرده شد چاره آب ساخت
ز دریای ها رودها را بتاخت
به جوی و به رود آب ها راه کرد
به فرخندگی رنج کوتاه کرد
چراگاه مردم بدان بر فزود
پراکند پس تخم و کشت و درود
برنجید پس هرکسی نان خویش
بورزید و بشناخت سامان خویش
و...الی آخر.
از منظر دینی این جشن یاد آور اهمیت نور، روشنایی، آتش، انرژی و گرما است. نوری که از خدا جدا است و از خدا جدا نیست. قبله ای که در همه جا هست. زیرا هر جا نور است، خدا هم در آنجا است. همچنین روشنایی و مهر، همیشه با روشنایی بی پایان خدایی یکی بوده است.
چون نور که از مهر جدا هست و جدا نیست
عالم همه آیات خدا هست و خدا نیست
ما پرتو حقیم و هم اوییم و نه اوییم
چون نور که از مهر جدا هست و جدا نیست
آیین جشن سده:
حکیم عمر خیام در کتاب " نوروز نامه " می نویسد:
" هرسال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نیک عهد در ایران و توران به جای می آوردند، بعد از آن تا به امروز، زمان این جشن به دست فراموشی سپرده شد و فقط زرتشتیان که نگهبان ِ سنن باستانی بوده و هستند این جشن باستانی را بر پا می داشتند "
در تاریخ آمده است که مردآویج زیاری به سال 323 هجری ( سده دهم میلادی ) این جشن را در اصفهان، با شکوه ِ در خور سزاوار سده، برگزار می کرد.
همچنین در زمان غزنویان این جشن دوباره رونق گرفت و عنصری شاعر نامدار ایران در یکی از جشن های سده در برابر سلطان محمود غزنوی قصیده ای در باره سده خواند که آغاز آن با این بیت شروع می شود:
سده جشن ملوک نامدار است
ز افریدون و از جم یادگار است
همانطوریکه در سطور بالا به اشاره آمد جشن سده در صدمین روز ِ طی شده از زمستان ِ بزرگ، برگزار می شد که به حساب نیاکانمان 10 بهمن آن را جشن می گرفتند. بطوریکه فرخی سیستانی در این باره می سراید:
از پی تهنیت روز نو آمد بر شاه
سدهء ِ فرخ روز دهم بهمن ماه
چله بزرگ از اول دی ماه تا دهم بهمن را شامل می شود و بیست روز آخر بهمن هم در فرهنگ عوام چله کوچک است که شامل بیست روز و بیست شب است.
اوج سرما ی زمستان در چهار روز آخر ِ چله بزرگ و چها روز اول چله کوچک است که به چار چار شهرت دارد. و می گویند نمودار شدن و کشف آتش نیز در چار چار روی داده است.
*****
اکنون مایل هستم که برای بزرگداشت این جشن ِ شادمان، شما را به روستا های خراسان ببرم تا ببینیم که هموطنمان خراسانی ما این جشن را چگونه برگزار می کنند و سده را امسال با آنها به جشن بنشینیم.
روستاییان خراسانی به مدت سه روز یعنی از یازدهم تا سیزدهم بهمن به مناسبت ِ جشن سده به شادی و شادمانی می پردازند. چرا که سده بلندای سال شماریست که از سویی، نشان می دهد به نوروز جمشیدی پنجاه روز بیش نمانده و بزودی زمستان سیاه، جای به بهار خواهد داد و از سویی، دورنمای ِ سد روزه ی برداشت خرمن را نمایان می سازد. به همین دلیل پیش از فرا رسیدن جشن، از کوچک و بزرگ، پیاده وُ سوار به کوه وُ صحرا می روند و پشته هایی از خار وُ خاشاک به روستا آورده و پسینگاه روز دهم بهمن، بر بلندترین بام خانه گرد آمده و بوته ها را روی هم انباشته کرده، و وقتی که خورشید غروب می کند و شب روستا را زیر چادر خود می کشد، بزرگ ِ خانواده، آتش به خرمن بوته ها می زند. همینکه تابش ِ آتش، دل ِ تاریکی را می درد، فریاد ِ شادی وُ شادمانی که همراه با نیایشی ساده و پاک است با پایکوبی و دست افشانی، خواندن سرود سده را آغاز می کنند:
آی سده، سده، سده
سد به غَله، پنجَه به نوروز
آی سده، سده، سده
سد به غله، پنجَه به نوروز
زنُون بی شُو، چَله به دَر شُو ( زنان بی شوهر، عمر سرما تمام شد )
زنُون شُودار، به غم گرفتار ( زنان شوهردار ِ غم دار آغاز کار هستند )
سد به غَله، پنجَه بَه نوروز
دُختَرون دِخَنه، د ِ فکر ِ جَمَئه، نوروز بی یمَه ( دختران در خانه به فکر رخت نوروزی هستند، نوروز آمد )
سد به غله، پنجه به نوروز
دُختَرون دِخَنه بَرَ شُو مثلَه ( دختران در خانه برای شوهر می نالند )
سد به غله، پنجه به نوروز
سَده در پشت دالُو، بِمیرَن غِله دارو
( سده در پشت دالان کمین کرده است، محتکرین از غصه بمیرین، چون دیگر نمی توانند احتکار کنند )
سَده، سَده ما، می شود گلهء ما ( جشن سده مال ماست و تعداد گوسفندان و گله ما به سد می رسد )
پس از آنکه تابش ِ آتش در پشت بام ها فروکش کرد، صحرا، میدان ِ بروز شور و هیجان جوانان می شود. می خوانند و بوته های فروزان ِ آتش ِ به طناب بسته را به دور سر می چرخانند. سالمندان به گرد آنان نشسته و تماشاگر ِ شادی وُ شادمانی می شوند. چون باور دارند که تماشای سده سوزی و آتش سده موجب تندرستی و بهروزی است. با آتش سده به روی زمین، سختی های زمستانی کاهش پیدا می کند و زمین نفس می کشد و زندگی بهاری آغاز می شود. این جشن سه روزه با شادی و امید پایان می یابد و خاکستر آتش سده بر پشت بام ها باقی می ماند. چرا که باور هست اگر باران ببارد و آب، خاکستر آتش سده را بشوید، سال خوبی در پیش است (1)
بنابراین در ایران ِ باستان و در میان زرتشتیان ِ ایران، این جشن نزدیک غروب آفتاب با آتش افروزی آغاز می شد و امروز هم با همان سنت، کوپه هایی از بوته و خار و هیزم در بیرون شهر فراهم آورده و درحالی که موبدان لاله به دست اوستا زمزمه می کنند، بوته ها را روشن کرده و مردمی که در آن جا جمع شده اند، نماز ِ آتش یا نیایش ِ آتش خوانده و سپس دست یکدیگر را گرفته به دور آتش می چرخند و شادی و پایکوبی می کنند.
آری برگزاری ِ آیین ِ این فروغ ِ جاودانه، در فرهنگ ایران زمین از روزگار هوشنگ شاه تاکنون باقی مانده است و آتش ِ فروزان، در دل ِ ما حتا در شب های سیاه زمستانی آنچنان جلوه گر است که به گفته عنصری:
گر از فصل زمستان است بهمن
چرا امشب جهان چون لاله زار است
در پایان این نوشته مایل هستم نیایش آتش را زینت بخش دل و جان و خرد همه هموطنانم بکنم. زیرا که خود یکبار به مناسبتی این سرود را همراه هموطنان زرتشتی ام در روزهای پرواز وار جوانی ام در کنار آذرگاه فریاد کردم.
نیایش آتش:
درود بر تو ای آتش!
ای برترین آفریدهء سزاوار ستایش اهورا مزدا!
به خشنودی اهورا مزدا، راستی بهترین نیکی است، خرسندی است.
خرسندی برای کسی که راستی را برای بهترین راستی بخواهد (3 بار)
بر می گزینم که مزدا پرست زرتشتی باشم و خدایان پنداری را زدوده، تنها به اهورا باور داشته باشم.
به تو ای آتش! ای پرتو اهورامزدا! خشنودی و ستایش آفریدگار و آفریدگانش برساد!
افروخته باش در این خانه!
پیوسته افروخته باش در این خانه! فروزان باش در این خانه! تا دیر زمان افزاینده باش در این خانه!
به من ارزانی ده ای آتش! ای پرتو اهورامزدا! آسایش آسان! پناه آسان! آسایش فراوان!
فرزانگی، افزونی، شیوایی زبان و هوشیاری روان و پس از آن خرد بزرگ و نیک و بی زیان و پس از آن دلیری مردانه، استواری، هوشیاری و بیداری، فرزندان برومند و کاردان، کشورداری و انجمن آرا، بالنده، نیک کردار، آزادی بخش و جوانمرد، که خانه مراوده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و انجمن برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ بخشند.
راستی بهترین نیکی است، خرسندی است.
خرسندی برای کسی که راستی را برای بهترین راستی بخواهد (3 بار)
این قلم در طول زندگی اش یکبار شاهد این جشن بوده است و این سعادت را داشته که در کنار زیبا رویان و پری وشان ِ دیار یاران، در کنار آذرگاه دست در دست آنها حلقه بزند و سرود آتش را زمزمه کند. آری در سال 1350 خورشیدی همراه تیم فوتبال لنگرود به اردوگاه تفریحی رامسر دعوت شدیم.
هر ساله از نقاط مختلف ایران ورزشکاران، هنرمندان، هنر جویان، فرهنگیان و... در رشته های مختلف به این اردوگاه دعوت می شدند و حداقل مدت یک هفته در کارهای تفریحی و هنری، در زمینه ورزش و هنر، خودنمایی و هنر نمایی می کردند. آن سال حدود دهها نفر از دختران زیباروی و طناز تهران که همگی زرتشتی بودند، جلوه ای از زیبایی و رعنایی را در فضای اردوگاه گستردند و شهد عشق جوانی را چون عسل به کام ما جوانان تازه بدوران رسیده، شیرین کردند. در یکی از این روزهای پرواز وار جوانی همگی به دریای رامسر رفتیم و پس از آبتنی در آب زلال دریا، در ساحل قلوه سنگی آن تن خود را با آفتاب گرما بخش آشنا کردیم. درشب آن روز همه ما در برنامه آن دختران زیبا روی زرتشتی شرکت کردیم. برنامه، نیایش آتش بود که برای این کار تکه چوب ها را روی هم چیدند و چون کوه بالا آوردند، طوری که ارتفاع آن از زمین حدود سه متر و شعاع آن یک و نیم تا دومتر می شد. در مدار این تله چوب در حلقه اول دختران زرتشتی قرار گرفتند و در حلقات بعدی ما و سایر میهمانان در صفوف منظم در ردیف خود ایستادیم. در همین هنگام یکی از کارگزاران بر روی تله چوب نفت ریخت و سپس با مشعل آن را مشتعل کرد. در حالی که روشنایی آتش دل تاریکی را دریده بود صدای نیایش و سرود دختران زرتشتی در فضای اردوگاه پیچید و ما بدون اینکه بفهمیم، سرود را با آنها زمزمه می کردیم و امروز خوشحال هستم که با آن زمزمه روح نیاکانمان را شاد کردم.
در پایان ِ این جشن شادی آفرین که جان و خرد هر ایرانی را از گرمای آتش به هم نزدیک می کند، دلهامان را از کینه و خشم کور پاک کنیم و نهال دشمنی برکنیم و درخت گرما بخش دوستی و صفا را در دلها بنشانیم. باشد که در پرتو این فروغ ِ گرما بخش، از واگرایی در آییم و به همگرایی برسیم. تا در پرتو ِ این یگانگی، بتوانیم این اهریمن فرود آمده بر فراز ایران زمین را از ریشه بخشکانیم.
در هم چو روزی محترم، در هم چو جشنی محتشم
باید شمردن مغتنم، بر خیز ما را " می " بده
روزی خوش ِ دلکش بود، چون گفتگو ز " آتش " بود
آبی چو آتش خوش بود، مخصوص در آتشکده (مجد الاسلام کرمانی )

(1) بر گرفته از از کتاب آقای ابراهیم شکورزاده ( عقاید مردم خراسان رویه 111 ).
* همچنین برای غنا بخشیدن ِ این نوشته از کتاب دکتر فرهنگ مهر (دیدی نو از دین کهن یا فلسفه زرتشت) بهره جستم.
** شعرهای فردوسی از شاهنامه چاپ مسکو.











 

 





 

 



Tags -   
نظری وجود ندارد
نام
ایمیل
نظر
Radio Iran On Air 
P.O. Box 2007
SE-174 02 SWEDEN
+46 8 68 70 380, +46 8 68 70 384

Copyright 2008 Iran On Air
 
Powered By MemHT Portal
آگهی
سئوال هفته
کدام بخش از برنامه های این رادیو بیشتر مورد توجه شماست؟
امروز و فردای ایران ـ دکتر حسین لاجوردی
مطالب علمی و پزشکی
داستان
معرفی کتاب
گفتار آزاد دو مجری شهرام و شراره
آبدارچی و عباس
مریم و منوچهر
اخبار
جدیدترین ترانه ها
فیلمهای هفته
شعر و ادبیات
مسابقه و سرگرمی
کل برنامه
دو یا چند برنامه
نتیجه
(23 نظرات)

international42

hotel109

house224

games46

getting213

homes202

home100

isle214

inch2

susanmosley.com

guitar109

hotels118

hamilton223

hoodia224

irvine155

java60

bayterrace.com

income43

indonesia95

hotels125

bayfield.org

jobs163

java53

home16

freebdsmfilm.com

help177

infection115

hotels59

home75

iraq133

home118

html59

games72

houston29

champeople.org

hotels114

high67

jacket2

have204

firsttimedriver.com

guns151

heart129

jesse102

hotel34

john186

home132

halloween218

industrialproducts.com

inch22

hockey178

guard42

jobs150

india61

html85

garden103

germany201

hours140

hard59

have164

images187

high54

hotels30

growth39

jobs151

holidays203

garden98

hdtv11

link4all.net

high245

group0

into82

isle212

hospital245

help177

home34

html40

hotel14

heavy145

have196

tinparis.net

heart116

india55

homes193

head27

game11

heart121

hotel112

hollywood204

hall205

italian223

leeindustries.com

health51

theyellowstoneclub.com

house242

information149

international28

italian225

jean79

gaming83

india57

html86

have141

home27

heart101

hdtv243

history135

guitar124

gear143

health59

hotels78

hard95

hunt134

hotel46

idea153

history148

immigration198

hotel89

high5

height151

john244

house217

home50

health89

island188

guide80

internet69

high16

hell157

jesus115

zzcat.com

house190

swingsation.net

games66

input155

internal12

harry119

insurance241

guitar146

gets203

benton.org

home168

house208

hospital9

island189

sacksstore.com

hotel122

india70

have193

head15

jobs174

georgia193

horses242

hair192

ghost215

jack235

jobs168

hollywood206

game19

labexpertise.com

handle248

garden108

information135

info132

jobs157

international37

jobs175

head14

have222

house192

garden107

gene146

hotel184

high233

cakemusic.com

island187

here192

inch224

skooldays.com

john194

have197

home140

general159

java56

teenxworld.com

hotel91

bulkshemales.com

income36

halloween222

high53

john189

home245

inches31

jobs153

john221

hamilton223

hotel52

herbal-provider.com

have163

island199

hair189

williamshatner.com

hotel169

house194

st-joseph.org

india69

guide55

home129

mariachi.org

hills117

jimmy119

hybrid143

hard86

hockey178

home42

home46

https111

hands2

ingles153

sugarmountainhome.com

http95

games48

hospital2

blackberrypaper.com

hotel17

mexico-radio.com

india60

hotel25

hard79

island169

home77

institute198

have217

jersey98

newsdemocratleader.com

hotel249

hospital3

island187

house152

heights152

high246

health57

hotels103

home128

hotels111

garden111

horse231

html81

bluegrasscenter.com

getting212

john232

astellas.us

internet61

gigabyte238

hotels98

guitar139

have197

gear142

gear138

hotel163

hill108

hill99

html60

home174

hill84

honey210

health56

home36

have219

ghost215

georgelynch.com

income39

home33

ireland138

horses241

game19

hotel227

inch21

hotels110

guitar117

hair176

ingles153

hotel115

high37

hamilton224

high249

bikyle.com

jobs178

hotel82

maturesexdesire.net

house211

internet74

hard78

gigabyte237

jacket2

promosontime.com

hotel158

invalid122

hard28

hard95

history139

inch237

high26

home80

house159

jean75

hotel164

rossboxing.com

games30

iowa128

john190

hotels28

island191

hotel142

hills111

i386150

hotel139

high25

home164

hotel218

have132

house177

hill87

microplane.com

html40

group22

into86

home143

home80

international15

holiday192

http106

hair181

house171

hotel136

ukgateway.net

head40

interface1