..
 
04/11/2012 03:32 توسط sharareh
در بجنورد
   
تجلیل ویژه از رفتگری که 10 میلیارد ریال را به صاحبش بازگرداند

خبرگزاری فارس: معاون فرهنگی و هنری شهردار بجنورد از برگزاری آیین تجلیل ویژه از رفتگر شهرداری این شهر که اسناد 10 میلیارد ریالی را یافته و به صاحبش بازگرداند، خبر داد.

 
 
خبرگزاری فارس: تجلیل ویژه از رفتگری که 10 میلیارد ریال را به صاحبش بازگرداند

 

محمد موفق دقایقی پیش در گفت‌وگوی تلفنی با خبرنگار فارس در بجنورد اظهار داشت: یکی از رفتگران شهرداری به نام " ربانی " کیفی با محتوای وجه نقد، طلا، چک بانکی، کارت‌های اعتباری و اسناد مالکیت را به ارزش 10 میلیارد ریال یافته و ضمن امانت‌داری آن را به شهرداری تحویل داد.  

وی افزود: بر اساس برنامه قرار است تا از این رفتگر امانت‌دار شهرداری طی مراسمی در روز کارگر به عنوان کارگر نمونه تجلیل به عمل آید.  

معاون فرهنگی و هنری شهردار بجنورد این اقدام رفتگر شهرداری را ستود و گفت: پیش از این نیز چندین مورد بسته از سوی رفتگران شهرداری بجنورد پیدا و برای بازگرداندن به صاحبانش تحویل شهرداری شده بود. 

شهر بجنورد مرکز خراسان شمالی با دارا بودن دو منطقه شهرداری و همچنین شهرداری مهر 200 هزار نفر جمعیت دارد.

رفتگر، یک‌میلیارد‌تومان گمشده را بازگرداند

چکیده :مردی رفتگر با درآمدی ناچیز و قسط‌ها و قرض‌هایی که تمامی ندارد، بر وسوسه‌ای بزرگ غلبه کرد تا کیفی گمشده را به دست صاحبش برساند؛ کیفی که ارزش آن معادل 166 سال حقوق او بود، کیفی یک‌میلیاردتومانی. ...


دحالی که مسئولان با سو استفاده از موقعیت خود اختلاس های میلیارد تومانی را رقم می زنند. مردی رفتگر با درآمدی ناچیز و قسط‌ها و قرض‌هایی که تمامی ندارد، بر وسوسه‌ای بزرگ غلبه کرد تا کیفی گمشده را به دست صاحبش برساند؛ کیفی که ارزش آن معادل ۱۶۶ سال حقوق او بود، کیفی یک‌میلیاردتومانی.
شرق نوشت: نارنجی‌پوش ۳۹ساله بجنوردی که «احمد ربانی» نام دارد، سال‌هاست با کارگری روزگار می‌گذراند و با مشکلات مالی دست به گریبان است اما وقتی کیف‌میلیاردی را پیدا کرد آن را بدون هیچ طمع و چشمداشتی به صاحبش پس داد. ارزش رفتار این رفتگر وقتی آشکارتر می‌شود که آن را با خبرهای رایج این روزها مقایسه کنیم: «سه پسر به خاطر ۳۰‌هزارتومان دختر عقب‌افتاده را کشتند»، «دو نوجوان برای سرقت ۱۷۰‌هزارتومان از دوست‌ ۱۸ساله‌شان او را به قتل رساندند و آتش زدند»، «مردی برای طلب ۲۰۰‌هزارتومانی زنی را به کام مرگ کشاند» و «مردی دیگر دوستش را قربانی ۵۰۰‌هزار تومان کرد.»
احمد دیروز در کمال سادگی به سوالات خبرنگار ما پاسخ داد. لحن و کلامش نشان می‌داد کاری را که کرده غیرعادی نمی‌داند و آن را رفتاری طبیعی تلقی می‌کند. همین ارزش کار او را بیشتر می‌کند. اما با تقدیر از احمد و امثال او توسط مسوولان است که می‌توان چنین رفتارهایی را در جامعه گسترش داد و چنین کارهایی را به فرهنگی فراگیر تبدیل کرد.
  • ‌شنیدیم کیف یک‌میلیاردتومانی پیدا کرده و به صاحبش پس داده‌ای؟ 
    {احمد تایید می‌کند و فقط می‌خندد}
    ‌کیف را چطور پیدا کردی؟ 
    پنجشنبه‌شب سر کار رفتم. ساعت حدود سه بود که داشتم یک کوچه را جارو می‌کردم. یک دفعه کیف را دیدم. قهوه‌ای رنگ بود. آن را برداشتم تا ببینم کهنه است و آن را دور انداخته‌اند یا اینکه کسی گم‌اش کرده. وقتی در کیف را باز کردم دیدم کهنه نیست.
    ‌داخل کیف چه بود؟ 
    مقداری طلا، چند چک و چند پاکت که بعد فهمیدم داخلش سند است.
    ‌می‌دانستی محتویات کیف چقدر ارزش دارد؟ 
    آن موقع نه بعدا فهمیدم ولی فرقی نمی‌کرد.
    ‌وسوسه نشدی کیف را برای خودت برداری؟ 
    اموال مردم را باید پس داد. من قبلا هم چیزهایی مثل موبایل پیدا کرده و به صاحبش داده بودم. این دفعه هم همین کار را کردم.
    ‌چطور صاحب کیف را پیدا کردی؟ 
    ساعت پنج صبح به رییسم تلفن زدم و گفتم کیف را پیدا کرده‌ام. بعد آن را به شهرداری بردم و آنجا تحویل دادم. خودشان صاحب کیف را پیدا کردند و بعد به من خبر دادند.
    ‌صاحب کیف وقتی اموالش را دید چه واکنشی داشت؟ 
    خیلی خوشحال شده بود. خیلی از من تشکر کرد. اصلا نمی‌دانست کیف را کجا گذاشته است.
    ‌مژدگانی هم گرفتی؟ 
    یک چک ۲۰۰‌هزارتومانی به من داد.
    ‌حقوق خودت چقدر است؟ 
    ماهی ۵۰۰‌هزارتومان می‌گیرم.
    ‌چند سال است کار می‌کنی؟ 
    ۱۰ سال؛ اول در فضای سبز بودم بعد به بخش عمرانی رفتم و الان سه سال است که رفتگر منطقه یک شهرداری هستم.
    ‌متاهل هستی و بچه داری؟ 
    سال ۷۴ ازدواج کردم و دو دختر دارم؛ دو و پنج‌ساله.
    ‌مستاجری یا صابخانه؟ 
    تا بهمن پارسال مستاجر بودم اما حالا خانه خریده‌ام؛ در روستای«ینگه قلعه». برای خرید خانه وام گرفته‌ام و باید ماهی ۲۵۰‌هزارتومان قسط بدهم. برج چهار هم باید یک‌میلیون‌تومان از قرض‌هایم را بدهم.
    ‌فکر نمی‌کنی اگر کیف را برمی‌داشتی با طلاهایی که داخلش بود می‌توانستی مشکل مالی‌ات را حل کنی؟ 
    گفتم که اموال مردم را باید پس داد. اگر صدبار دیگر هم این اتفاق بیفتد باز کیف را پس می‌دهم.
    ‌ما می‌خواهیم عکسی از تو موقع کار چاپ کنیم می‌توانی عکس را برایمان «ای‌میل» کنی؟ 
    دوربین ندارم. «ای‌میل» هم بلد نیستم. همین عکس‌ها‌ را هم در شهرداری و آتش‌نشانی از من گرفتند.
    ‌عکس برایمان خیلی مهم است از همسایه‌ها یا دوستان و فامیلت کمک بگیر.
    نمی‌توانم. از روستای ما تا شهر پنج، شش کیلومتر است و من موتور دارم ولی جاده گلی است و با موتور نمی‌شود رفت.
 
22/04/2012 11:57 توسط sharareh
 A Seperation wins Oscar 2012 for Best Foreign Film 
 
فیلم جدایی نادر از سیمین برنده اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان در ۸۴ امین دوره این جایزه شد

 

..
 
27/02/2012 03:37 توسط sharareh
لحظاتی پیش از طریق صفحه فیسبوک خانم رخشان بنی اعتماد این مژده خوش را دریافت کردیم

"جدایی نادر از سیمین" موفقیت دیگری آفرید. در سی و دومین جشنواره ی منتقدین فیلم لندن،

فیلم اصغر فرهادی در سه رشته برنده جایزه شد، بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان، بهترین فیلمنامه و

مهم تر از همه ساره بیات که برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد. جالب این جاست که نام

مریل استریپ بزرگترین بازیگر هالیوود، به عنوان برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن این جشنواره

به چشم می خورد و قرار گرفتن نام ساره بیات در کنار او موفقیت بزرگی است.
این موفقیت را به ملت ایران تبریک عرض می نمایم. 


تبریک و هزاران درود بر ساره بیات نازنین و گرامی که باعث افتخار همه ما ایرانیان است

و شادباش به شما هم میهن گرامی

Supporting Actress of the Year

NOMINEES





Animal KingdomJacki Weaver


 
32ND LONDON CRITICS' CIRCLE FILM AWARDS WINNERS
 
SUPPORTING ACTRESS OF THE YEAR
 
Sareh Bayat - "A Separation" (Artificial Eye)
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 
21/01/2012 00:31 توسط sharareh
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
جدایی نادر از سیمین برنده گلدن گلوب شد
فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی در شصت و نهمین دوره جوایز سالانه گلدن گلوب جایزه بهترین فیلم خارجی‌زبان را دریافت کرد.

اصغر فرهادی کارگردان فیلم از مدونا جایزه اش را دریافت کرد و گفت: فکر می کردم که اگر جایزه را گرفتم از کی تشکر کنم از مادرم یا پدرم یا همسر مهربانم و یا از گروه فیلمم؟ اما حالا می خواهم از مردمم بگویم . آنها مردمی دوست داشتنی هستند ... متشکرم

هزاران درود نثار اصغر فرهادی و تمامی‌ ایرانیان باد....پاینده ایران و ایرانی‌
شادباش هموطن
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
 
16/01/2012 05:50 توسط sharareh
با نهایت تأسف و تألم خبر دارشدیم ایرج گرگین گوینده خوش صدای رادیو، موسس رادیو فرهنگی

تهران و از برنامه‌ریزان اولیه رادیو فردا در سن ۷۷ سالگی پس از یک بیماری طولانی درگذشت. 
رادیو ایران آن ایر فقدان ایشان را به خانواده محترمشان و جامعه هنرمندان رادیو تسلیت می گوید

.روحش شاد و یادش گرامی باد



صدای "ایرج گرگین" خاموش شد

 
 
 

ایرج گرگین گوینده خوش صدای رادیو، موسس رادیو فرهنگی تهران و از برنامه‌ریزان اولیه رادیو فردا در سن ۷۷ سالگی پس از یک بیماری طولانی درگذشت. وی کار حرفه‌ای رادیویی‌اش را از سال ۱۳۳۷ در رادیوی ملی ایران آغاز کرده بود.

 

 

شاید کمتر کسی به خاطر داشته باشد که جمله معروف فروغ فرخزاد که می‌گوید حرف زدن از خود و زندگی شخصی کار بی‌موردی است و هر آدمی یک تاریخ تولدی دارد و یک جایی به دنیا آمده است و... در واقع پاسخ او به اولین سوالی بود که ایرج گرگین در یک مصاحبه رادیویی از فروغ پرسید. این مصاحبه را ایرج گرگین در سال ۱۳۴۳ برای رادیو ایران انجام داد.

گرگین آنطور که خود گفته به طور اتفاقی وارد دنیای رادیو شد. هرچند که کار رسانه‌ای ‌را سالها پیش از ورود به رادیو و در کیهان فرهنگی دهه ۱۳۳۰ آغاز کرده بود. این لباس نو آنچنان بر قامت او برازنده آمد که تا آخرین سال‌های عمرش آن را از تن به در نکرد.

«رادیو تهران» از دستاوردهای ایرج گرگین است. وی در گفت و گویی که سال ۲۰۱۰ با بخش فارسی دویچه‌وله انجام داد گفته بود که در آن زمان احساس کرده بود که جامعه روشنفکری ایران به یک صدای دیگر نیاز دارد که بتواند بلندگوی آن بخشی از جامعه باشد که بعد از کودتای ۲۸ مرداد به سایه خزیده بودند. «رادیو تهران» در اوایل دهه ۱۳۴۰ اینگونه متولد شد.

رادیو تهران در کوتاه مدت تبدیل به خانه هنرمندانی چون احمد شاملو، فروغ فرخ‌زاد، نادر نادرپور، سيمين بهبهانی، مهدی اخوان ثالث، هوشنگ نهاوندی، فرخ غفاری و فريدون رهنما شد.

بعد از انقلاب ایران، گرگین نیز مانند اکثر هنرمندان مورد غضب انقلابیون واقع شد. او را به خاطر اجرای رادیویی نمایشنامه‌های شکسپیر و تنسی ویلیامز، غرب‌زده خواندند و از سازمانی که بیش از ۲۰ سال در آن کار کرده، آموخته و آموزش داده بود بیرونش کردند.

عشق به "صدا" اما در دل او نمرد. ابتدا "رادیو امید" به عنوان اولین رادیوی فارسی زبان مستقل در خارج از ایران  و بعد "رادیو آزادی" و "رادیو فردا" بلندگوهای بعدی ایرج گرگین بودند برای ایجاد رابطه با مردمی که به آنها عشق می‌ورزید، هرچند فرسنگها دور از وطن.

جمعه ۲۳ دی ماه ۱۳۹۰ برابر با ۱۳ ژانویه ۲۰۱۲ صدای آرام و دلنشین ایرج گرگین برای همیشه خاموش شد، در بیمارستانی در ویرجینیای آمریکا، فرسنگها دور از وطن.

 

 
14/01/2012 13:37 توسط sharareh


شاید در اطلاع باشید ۳ روز پیش آسایشگاه معلولان آل یاسین در استان بوشهر دچار آتش سوزی شد این مرکز محل نگهداری نزدیک به ۵۰ معلول ذهنی‌ که اکثرا دختران بالای ۱۴ سال هست می‌باشد

 

طبق خبرگذاری ایرنا ۳ نفر در این حادثه کشته شدند

شمار كشته شدگان آتش سوزی مركز معلولان بهزیستی بوشهر به سه نفر رسید

بوشهر- فرماندار بوشهر گفت: براثر آتش سوزی در مجتمع نگهداری معلولان بهزیستی آل یاسین شهر بوشهر سه نفر كشته شدند.

 

من با کمک یکی‌ از اعضای گروه توانستم با مسئولین این مرکز در شهر بوشهر تماس بگیرم که بعد از تماس مطلع شدم این مرکز تا به امروز کمکهای دریافت کرده که کافی‌ نبوده و از ما درخواست کمک کردند نکته جالب این بود که این عزیزان حتا یک بار هم اسمی از پول نبردند و بیشتر به دنبال پوشک و لباس دخترانه و احتیاجات دختران بودند که بعد از این که سوال کردم آیا شما به کمک مالی احتیاج دارید گفتند بله شماره حسابی‌ هم هست که من گفتم بهتره شما عزیزان با این مرکز مستقیم تماس بگیرید و شماره حساب بانکی‌ از خود این عزیزان دریافت کنید تا جای شبهه‌ای برای شما نباشه

 

در آخر خانم "کشت و کار" یکی‌ از مسئولین این آسایشگاه گفتند عزیزان میتوانید کمکهای خود را به آدرس آسایشگاه بیاورند و چنانچه کسی‌ مایل به کمک نقدی باشه میتونه با آسایشگاه تماس بگیره و شماره حساب را ز خود این عزیزان بگیرند

 

 

دوستان ما از این محیط مجازی تا به امروز نتونستیم استفاده درستی‌ بکنیم در خیلی از کشورهایه همسایه ما در این دنیای مجازی حتا کشور و دولت عوض کردند بیاید حداقل یک بار هم کشده از این محیط فیسبوک برای نجات فرزندان ایران زمین و محتاج کاری برای هموطنانمون بکنیم فراموش نکنید ما تنها هستیم و متاسفانه مسئولین کشور هیچ توجهی‌ به این جور مرکزها ندارند بیاید با کمک هم به این عزیزان کمک کنیم

 

 

 

از آنجایی که در گروه ما اکثرا افراد بالای ۳۰ سال هستند من اطمینان دارم افراد موفق زیادی هستند که عضو این گروه میباشند دوستان من شماره حساب نگرفتم تا خود شما مستقیم با این آسایشگاه تماس بگیرد و کمکهای خود را مستقیم به این آسایشگاه بکنید توجه داشته باشید که این گروه نزدیک به ۸۰،۰۰۰ نفر اعضای ثبت شده و غیر ثبت شده داره اگر ۱۰۰۰ نفر هم به توانند به این عزیزان کمک کنند این عزیزان تا آخر عمر از هر گونه نیز بری خواهند بود

 

کوچیک‌ترین کمک شما اشتراک این مقاله است از شما عاجزانه التماس می‌کنم حداقل این مقاله را به اشتراک بگذارید شاید فردی در لیست دوستان خود بود یا شاید فردی در گروه شما بود که بتونه کمکی‌ به این عزیزان بکنه باور کنید همین یک کلیک ساده اشتراک شاید بتونه زندگی‌ یک بچه رو تامین کنه

 

 

 

من یک نفری کاری نمیتونم بکنم ولی‌ با کمک شما می‌تونیم این عزیزان را نجات بدیم

قبلان از همدلی و همکاری شما صمیمانه سپاسگذارم و دستهای همه شمارو از راه دور میبوسم

 

بابک ایران بان

 

 

 

 

 

آدرس مرکز آسایشگاه معلولان آل یاسین

بوشهر - پشت مرکس انتقال سازمان خون - انتهای خیابان ٔپل پر درویش

آسایشگاه معلولان آل یاسین

 

شماره تماس : ۰۷۷۱-۲۵۲۱۸۸۸ (خانم نصر الّهی) یا ( خانم کشت و کار)ء

 

 

 

 

 

 

  
 
11/01/2012 21:13 توسط sharareh

نازنین افشین جم، دختر شایسته کانادا در سال ۲۰۰۳، با وزیر دفاع کانادا ازدواج کرده است.
ازدواج آقای پیتر مک کی و خانم افشین جم دیروز (چهارشنبه) در یک مراسم خصوصی در کشور مکزیک انجام گرفت.
نازنین افشین جم، که در ایران به دنیا آمده و با خانواده خود به کانادا مهاجرت کرد، پس از انتخاب شدن به عنوان دختر شایسته کانادا به فعالیت های حقوق بشری روی آورد و سازمانی برای مقابله با اعدام کودکان در ایران تاسیس کرد.
وی که در دانشگاه بریتیش کلمبیا در کانادا در رشته های روابط بین الملل و علوم سیاسی تحصیل کرده است، عضو هیات مدیره بنیاد روابط نژادی کانادا نیز هست.
پیشتر نیز ازدواج یوشکا فیشر، وزیر امور خارجه سابق آلمان، با مینو براتی خبرساز شده بود. مهران براتی، پدر مینو براتی، از فعالان جمهوریخواه ایرانی در آلمان است.
چند سال پیش نازنین افشین جم میهمان استودیو ما بودند .نازنین زیبارویی نه فقط با صورت زیبا بلکه باقلب و سیرتی زیبا، از صمیم قلب برایش آرزوی خوشبختی می کنیم.

 
 
07/01/2012 19:15 توسط sharareh

روش اول

 

 

مواد لازم:


زیتون= 1کیلو
 سیر= 1بوته
 مغز گردو ی چرخ شده= 1 پیمانه
 اب انار= 1پیمانه
 سبزی معطر (در گویش ما زندرانی زلنگ(در گویش گیلانی چو چاق)= 2 بسته
 رب انار= 1 قاشق
 دانه انار ترش در صورت تمایل= نصف پیمانه سایده شده
 گلپر= 2قاشق چای خوری
 طرز تهیه:
 اول زیتون ها  هسته آنرا جدا کرده می شوییم سبزی معطر را شسته خوب چرخ می کنیم معمولا باید سبزی ودانه انار را با هم بسابیم حالا چون وسایله برقی در دسترسمان هست از انها استفاده می کنیم وقتی سبزی را چرخ کریم اب زیتون را خالی کرده و گردوی چرخ شده و سبزی ورب انار گلپر سیر کوبیده رابا هم مخلوط می کنیم بعد مقداری از اب انار را میریزم باز مخلوط می کنیم اگر مزه وترشی ان خوب بود بقیه آب انار را نمی ریزیم در صورت تمایل می توان ترشی وسیر انرا بیشتر کرد واقعا خوش مزه است امید وارم که خوشتان بیاید

 

 

 

 

روش دوم

 

مواد لازم:

زیتون سبز بدون هسته   ۵۰۰گرم
نعنا ، گشنیز و چوچاق    ۳قاشق سوپخوری
آب انار ترش                  ۱پیمانه
مغز گردو                      ۲۰۰گرم
سیر                            ۲ حبه
رب انار                         یک سوم پیمانه
دانه انار ترش                 یک دوم پیمانه
نمک و گلپر                    به میزان لازم

طرز تهیه:

مغز گردو را بسایید.سبزی ها را بشویید و کاملا ریز خرد کنید.
زیتون انتخابی را امتحان کنید;اگر شور بود یک ساعت در آب سرد بخوابانید تا شوری آن گرفته شود.
زیتون را در کاسه ای کود بریزید و مغز گردوی ساییده و سبزی های خرد شده را به آن بیفزایید.در صورتی که سبزی چوچاق را که نوعی یبزی محلی و مخصوص شمال است در دسترس نداشتید به جای سبزی چوچاق یک قاشق چایخوری نعنای خشک بریزید.
سیر را بکوبید و به زیتون اضافه کنید.
آب انار ٬ رب انار و دانه انار ترش را درون مخلوط بریزید نمک و گلپر را اضافه نمایید و زیر و رو کنید تا مخلوط شوند. مخلوط به دست آمده را ۲ ساعت در یخچال بگزارید تاجا بیفتد. سپس (زیتون  پرورده) آماده مصرف است.

 

 

روش سوم

 

 

مواد لازم:
زیتون= 1کیلو
سیر= 1بوته
مغز گردو ی چرخ شده= 1 پیمانه
اب انار= 1پیمانه
سبزی معطر (در گویش ما زندرانی زلنگ(در گویش گیلانی چو چاق)= 2 بسته
رب انار= 1 قاشق
دانه انار ترش در صورت تمایل= نصف پیمانه سایده شده
گلپر= 2قاشق چای خوری

طرزتهيه
اول زیتون ها هسته آنرا جدا کرده می شوییم سبزی معطر را شسته خوب چرخ می کنیم معمولا باید سبزی ودانه انار را با هم بسابیم حالا چون وسایله برقی در دسترسمان هست از انها استفاده می کنیم وقتی سبزی را چرخ کریم اب زیتون را خالی کرده و گردوی چرخ شده و سبزی ورب انار گلپر سیر کوبیده رابا هم مخلوط می کنیم.
بعد مقداری از اب انار را میریزم باز مخلوط می کنیم اگر مزه وترشی ان خوب بود بقیه آب انار را نمی ریزیم در صورت تمایل می توان ترشی وسیر انرا بیشتر کرد واقعا خوش مزه است امید وارم که خوشتان بیاید

 
07/01/2012 19:12 توسط sharareh
 
21/12/2011 17:51 توسط sharareh
 
 
تنها یک دقیقه بیش از شبهای دیگر قد می کشد و یک دقیقه صبور تر و یک دقیقه ماندگارتر... اما به قدمت تاریخ یک سرزمین ا
عتباری یلدایی دارد و پاداشی از جنس نفس گرم خورشید فردا که چنان در جان صبح می دمد که روزها بلند و بلندتر می شوند

سیاهِ چشمانم که فراخ می شود و شبهای انتظارم دراز و طاقتم طاق ، تلنگر می زنم به خود که یک قدم ... شاید یک دقیقه دیگر تا یلدایی شدنم باقی ست ...
مگر نه آنکه سپیده درست بعد از تاریک ترین لحظه ی شب سر می زند ؟ شاید یک قدم مانده باشد به زایش نور و پاداشی از جنس نفس گرم خورشید... برای یلدایی شدن گاهی فقط کافی ست یک دقیقه ماناتر باشی ...

این روزها به کسانی می اندیشم که یلدایی می شوند ... پشت پنجره اتاق خوابشان ، روی تخت بیماریشان ، کنار سجاده هایشان ، در غربت ، دور از آشیانه شان ، پشت میله های زندان و روزهای حبسشان ... و هر کجا و هرکسی که این جامه ، برازنده قامتش می شود ... یلدا تنها امشب نیست برای کسانی که چشم در راهند ...

امشب بهانه ایست تا دل گره بزنم به دلهایی که یلدایی شده اند و در این شام دیرینه و سنتی ، تنها و دور از دلداران خویش اند ...

یلدا سالیان بسیار، بهانه ای بود و هست برای تقسیم انتظار در طولانی ترین شب سال ، باهم و کنار هم
پس یلدا را پاس میدارم به یاد کسانی که جایشان در کنار ما خالی ست وکسانی که در کنار خود جای خالی دارند ...
 

 

 

شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ایرانیان نزدیك به 4 هزار سال است كه شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را كه درازترین و تاریك ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در كنار یكدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریكی و سردی روحیه آنان را تضعیف نكند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یك شب طولانی و سیاه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.

 

مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد. جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت كه در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت كلیسا، كریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ?? دسامبر قرار دادند كه چهار روز و در سال های كبیسه سه روز بیشتر از یلدا (شب ?? دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یكی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند.

 

آراستن سرو و كاج در كریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریكی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می كردند كه تا سال بعد یك نهال سرو دیگر كشت كنند.

پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خور روز و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. هرمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبیقی زبان های آریایی را نوشته است كه پارسی از جمله این زبان ها است نظر داده كه دی- به معنای روز- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشید است. باید دانست كه انگلیسی یك زبان گرمانیك (خانواده زبانهای آلمانی) و از خانواده بزرگ تر زبان های آریایی (آرین) است. هرمان هیرت در آستانه دی گان به دنیا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشید بود، مباهات بسیار می كرد.



 

 

 

 




.


.

 

یلدا، آیین اقوام مختلف ایرانی


به دلیل پهناورى ایران و رواج خرده فرهنگ هاى گوناگون در این گستره پهناور، گاهى به آدابى برمى خوریم كه فقط ویژه یك منطقه خاص هستند.

در گیلان «آوكونوس» میوه اى است كه حتماً در شب چله مصرف مى شود و روش تهیه آن هم به این شرح است كه در فصل پاییز ازگیل خام (چند روز مانده به ریختن و رسیدن كامل) را در خمره مى ریزند، خمره را پر از آب مى كنند و كمى نمك هم به آن مى افزایند و در خم را مى بندند و در گوشه اى خارج از هواى گرم اتاق مى گذارند. ازگیل سفت و خام پس از مدتى پخته و آبدار و خوشمزه مى شود. آوكونوس ازگیل در اغلب خانه هاى گیلان تا بهار آینده پیدا مى شود و هر وقت هوس كنند ازگیل تر و تازه و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون مى آورند و آن را با گلپر و نمك در سینه كش آفتاب مى خورند

.

در تبریز نیز در موسم یلدا «عاشیق ها» مى نوازند. عاشیق ها خنیاگران محلى هستند كه اشعار و موسیقى آنان برگرفته از موسیقى مردمى است. آنها در حین اجراى برنامه داستان مى خوانند، فى البداهه شعر مى سرایند و ساز مى زنند. قصه هایى كه عاشیق ها در شب یلدا مى گویند ریشه در افسانه هاى كهن ایرانى دارد. قصه هایى مثل «كوراوغلو» و قصه هاى مهر و محبت شبیه «قربانى و پرى» از قصه هاى مشهور عاشیق هاست.

ایران كشورى با فرهنگى غنى است كه مردمانش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه اى كه در آن زیست مى كنند هر یك براى برگزارى سنت هاى كهن آداب خاص خود را دارند.

در لرستان مردم در شب چله «گندم شیره» مى خورند كه گندمى است كه در شیره مى خیسانند و زردچوبه و نمك را با آن مخلوط مى كنند؛ سپس آن را روى ساج برشته مى كنند و همراه خلال بادام، گردو، كشمش، سیاه دانه و كنجد مخلوط مى كنند و مى خورند

.

یكى دیگر از رسوم زیباى لرها به این شكل بوده كه پسران كوچك و نوجوان شب یلدا بر پشت بام خانه ها مى رفتند و كیسه اى را به همراه طنابى از سوراخ دودكش خانه ها به داخل آویزان مى كرده اند و شعرى محلى مى خواندند با این مضمون كه صاحبخانه، انشاءالله خیر به خانه ات ببارد و كدخداى خانه ات نمیرد. چیزى بده این پسر كوچك بیاورد. صاحبخانه از تنقلاتى كه براى شب چله تدارك دیده بود داخل كیسه مى گذاشت و گاهى پیش آمده كه صاحبخانه براى مزاح دختر خردسال كوچكش را در كیسه گذاشته و آن پسر كیسه را كشیده بالا و این آشنایى در خیلى از موارد باعث ازدواج در بزرگسالى مى شده است




 

.

در شهر خوى هدیه دادن شیرینى پشمك رواج دارد و این كار گویا به مناسبت شباهت پشمك با برف است. در روستاهاى خراسان و آذربایجان در این شب خانواده پسرى كه با دخترى نامزد شده طى مراسمى شاد با ساز و دف هدایایى براى دختر مى فرستند.

در كرمان، در شب یلدا گاهى مردم تا صبح بیدار مى مانند و مى پندارند كه در این شب قارون به شكل هیزم شكنى كه پشته اى هیزم بر پشت دارد به خانه نیكوكاران مستمند مى رود و به آنها هیزم مى دهد و این هیزم ها تبدیل به شمش هاى طلا مى شوند.

در ایام قدیم برخى از مردم به چله مى نشستند و چهل روز مراسم چله نشینى انجام مى دادند به امید این كه قارون به خانه آنها وارد شود و به آنها شمش زر بدهد. این رسم یادآور بابانوئل در مراسم كریسمس است و چنین مى نماید كه یلداى ایرانى و كریسمس از یك مایه سرچشمه گرفته اند. از این گونه آئین هاى خاص در برگزارى یلدا فراوان مى توان شمرد...

 

 


فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (كیانیان كه از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است

كه ما را ز دین بهی ننگ نیست

به گیتی، به از دین هوشنگ نیست

همه راه داد است و آیین مهر

نظر كردن اندر شمار سپهر

آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شكست تاریكی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید كه بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا كه به زعم آنان در این شب، تاریكی و سیاهی در اوج خود است.

واژه یلدا، از دوران ساسانیان كه متمایل به به كارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به كار رفته است. یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است كه از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست كه هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مركب شب چله (?? روز مانده به جشن سده، شب سیاه و سرد) استفاده م
ی شود

خور روز (دی گان)- یكم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ كردن و خونریزی، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می كردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده كه همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.



یه شبِ خیسِ خزونى
یه شبِ زردِ گلایل
شبِ رقصیدنِ شبنم
رو تنِ مخملىِ گُل

شبِ امتدادِ مهتاب
شبِ )گیس‏بلندِ( یلدا
منو مى‏بره به قصه
منو مى‏بره به رویا

تو عبور تُردِ لحظه
مى‏شنوم صداى پاتُ
مى‏شنوم طنینِ سبزِ
انتشارِ خنده‏هاتُ

تو فراوونىِ حیرت
منو آینه و تماشا
پشتِ این شبِ طلایى
شبِ طولانى یلدا

شبِ رقصِ لحظه در نور
شبِ شادى و شبِ شور
شبِ پیچیدنِ خواهش
روى شاخه‏هاى انگور

وقتِ آینه‏بازى شمع
وقتِ دلتنگى بارون
شبِ ایرونى خنده
توى چله‏ى زمستون

شبِ خاطراتِ مادر
از گذشته و قدیما
خاطراتِ تلخ و شیرین
دیروزاى مثل فردا

شبِ قُل‏قُل سماور
عطرِ گُل تو خوابِ چایى
شبِ وَررفتن من با
ضبط صوتِ پیرِ دایى

شبِ خوابیدنِ پاییز
توى ذهنیتِ باغچه
شبِ برداشتنِ حافظ
از رو شونه‏هاى طاقچه

شبِ لو رفتن اسرار
شبِ رازاى نهفته
شبِ چیزایى که بابا
تا حالا به ما نگفته

من تو این شبِ حنایى
دل میدم به رقصِ بارون
با خیالِ تو مى‏چرخم
توى حیرتِ خیابون


شب یلدا بلندترین شب سال ، شب اول برج جدی و شب چله بزرگ زمستان است. فرهنگ معین یلدا را برگرفته از ریشه سریانی ( زبان مردم روزگار باستان سوریه " کلده و آشور" ) ذکر می کند که به معنای "میلاد" است . مهر پرستان آریایی، بدنیا آمدن خورشید را در آن شب که ابتدای انقلاب زمستانی است، جشن می گرفتند. این کلمه در زبان مردم اسکاندیناوی و شمال اروپا، با نامjul " یول" شهرت یافت و میلاد مسیح، مقارن آن  قلمداد شد. مردم ایران زمین آن را یلدا نامیدند . یلدا در ادبیات و عرفان فارسی تعابیر گوناگونی دارد .

بنظر عده ای یلدا درازترین شب سال است و پیشینیان آن را شوم ونحس می دانستند :

همه شبهای غم آبستن روز خراب است        یوسف روز، به چاه شب یلدا بیند (خاقانی)

اکنون مرا که شام جوانی صبوح کرد               شبهای رنج چو شب یلدا دراز شد(قاضی حمید الدین)

چنان به روشنی دل برف سان مناز      بس شب چراغ قدر که به یلدا نهاده اند

تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است        تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا (معزی)

عرفا، شب یلدا را به نور سیاهی که نور ذات و نورعالم جبروت است ، اطلاق می نمایند (مرات العشاق)

در نظر ایشان یلدا نهایت الوان انوار است که سواد اعظم است( لمعات عراقی)

دیگر شعرا، یلدا را چنین توصیف کرده اند :

شگفت نسیت اگر داده ای عنان خرد   به روز خوش و طره شب یلدا(مجیر بیلقانی)

صحبت حکام ظلمت شب یلداست     نور زخوشید خواه ، بو که برآید( حافظ)

روز فراق تو که نبینم جمال تو  با من حکایت شب یلدا کند همی(ادیب صابر)

غنیمت دان حضور نعمت الله   که دشمن را شب یلداست امروز(نعمت الله ولی)




در برون رفت از شب يلدا


ديده در صبح رخ دوست ز هم وا کرديم

چهره در اينه پک تماشا کرديم

بزمي آراسته کرديم ز رزم آرايان

وندر آن حلقه به صد غلغله غوغا کرديم

ننشستيم و گرفتيم به کف دامن دوست

آنک از دوست همه دوست تمناکرديم

سرو آزاد که از باد خزان خم شده بود

با بهار نفس بر شده بالا کرديم

بس نهاديم من خويش چو دل در بر هم

خانه عشق بنا ز آب و گل ما کرديم

بوسه داديم و گرفتيم پس پرده اشک

زر انديشه کليد در دل ها کرديم

سوگ سهراب کشيديم ز شهنامه برون

چون به داروي خرد درد مداوا کرديم

تن رهانيده ز هر بند به شکرانه وصل

همه اي آزادي نام تو آوا کرديم

مي شکفتيم ز شادي به براي غنچه باغ

آنچه مي خواست دل تنگ تو آنجا کرديم

سرنگون تا شود آن درگه بيداد ايين

ما سراپرده اي از داد مهيا کرديم

روزها در گره زلف تو ما را طي شد

تا برون رفت خوشي زين شب يلدا کرديم


 

گرد آمدیم:

 شبچره ای بود و آتشی،

گفت و شنود و قصه و نقلی ز سیر و گشت ...

وقتی که برشکفت گل هندوانه، سرخ

در اوج سرگذشت

یلدا، شب بلند، شب بی ستارگی

لختی به تن طپید و به هم رفت و درشکست

با خانه می شدیم که گرد سپیده دم

بر بام می نشست

 

سیاوش کسرایی

 

یلدا برگرفته از واژه ای سریانی است و مفهوم آن � میلاد� است. ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر � میترا� می پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می گرفتند و گرد آتش جمع می شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و � میزد� نثار می کردند.

�میزد�  نذری یا ولیمه ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده ها و فرآورده های خوردنی فصل و خوراک های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را � میزد� می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند.

 و بازمانده این رسوم هنوز پابرجاست و به ویژه به وسیله خانواده های زرتشتی در ایران و هندوستان و سایر کشورهای جهان، تمام و کمال اجرا می گردد.

باوری بر این مبنا نیز بین مردم رایج بود که در شب یلدا، قارون ( ثروتمند افسانه ای) ، در جامه کهنه هیزم شکنان به در خانه ها می آید و به مردم هیزم می دهد، و این هیزم ها در صبح روز بعد از شب یلدا، به شمش زر تبدیل می شود، بنابراین، باورمندان به این باور، شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم شکن زربخش و هدیه هیزمین خود بیدار می ماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی بر پا می کردند .

 

مراسم تولد میترا به عنوان شبی مقدس همراه با آیین مهر� میترائیسم�، از طریق مانویان و نوافلاطونیان مشرق زمین، به اروپا رفت و پس از بسط و گسترش آیین مسیحیت، بسیاری از آداب و رسوم � کیش مهر� جذب آن شد و میلاد مهر، که به عقیده مهرپرستان منجی بشریت در پایان دنیا خواهد بود، به مسیح منتسب گشت و شب یلدا تبدیل شد به شب نوئل که در روز 25 ماه دسامبر جشن گرفته می شود و چند شب با شب یلدای ما فاصله دارد.

 

علامه محمد قزوینی در یادداشت های خود بر � برهان قاطع� چنین نوشته است:

 

� یلدا لغت سریانی است و در آن لسان همان کلمه میلاد عربی است که عبارت از زمان ولادت عیسی است.�

 

محمد علی تربیت در � تذکره دانشمندان آذربایجان� می نویسد:

 

� یلدا کلمه ای سریانی است به معنی میلاد عربی، چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می کرده اند، از این رو بدین نام نامیدند.�

 

دکتر محمد معین در حواشی برهان قاطع می نویسد:

 

� در قاموس سریانی به انگلیسی � پاین اسمیت� زوجه مرحوم � مرگلیوث�، عیناً یلدا را به معنی ولادت و میلاد تفسیر کرده...�

 

ابو ریجان بیرونی در � آثار الباقیه� می نویسد:

 

� و در شبی که روز بیست و پنجم این ماه بر آن مقدم است، به عقیده رومیان شب بیست و پنجم محسوب می شود و عید میلاد در آن روز است که عید میلاد مسیح باشد و عید یلدا�

 

پورداود در � یشت ها� می نویسد:

 

� باید دانست که جشن میلاد مسیح( نوئل) که در 25 دسامبر نثبیت شده ، طبق تحقیق محققان در اصل جشن ظهور میترا( مهر) بوده است که عیسویان در قرن چهارم میلادی آن را روز تولد عیسی قرار دادند.�

 

در ادبیات پارسی نیز برخی شاعران به رابطه تولد مسیح و یلدا توجه کرده اند ، از جمله، امیر معزی چنین سروده است:

 

ایزد دادار مهر و کین تو گویی

از شب قدر آفرید و از شب یلدا

 

زان که به مهرت بود تقرب مومن

زان که به کینت بود تفاخر ترسا

 

همین شاعر در بیت دیگری  چنین به شب یلدا اشاره کرده است:

 

تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است

تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا

 

سنایی نیز در باره  ارتباط  شب یلدا با تولد مسیح، چنین سروده است:

 

 به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی

که از یک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا

 

 

در ادبیات پارسی، شب یلدا کنایه از سیاهی و درازی گیسوان معشوقه، و هم چنین، استعاره ای بر بلندی و سیاهی شب دراز هجران و حرمان و جدایی بوده است. چند بیت شعر از چند شاعر پارسی گوی در باره شب یلدا در اینجا به عنوان  نمونه هایی از تجلی شب یلدا در آینه شعر و ادبیات پارسی آورده ام:

 

روز رویش چو برانداخت نقاب شب زلف

گویی از روی قیامت شب یلدا برخاست   -   سعدی

 

نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست

شب فراق تو هر شب که هست یلداییست   - سعدی

 

باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش

صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود � سعدی

 

صحبت حکام ظلمت شب یلداست

نور ز خورشید جوی بو که برآید  - حافظ

 

بیدار شو که در شب یلدای نیستی

در پرده است چشم تو را طرفه خواب ها  - صائب

 

همه شب های غم آبستن روز طرب است

یوسف روز به چاه شب یلدا بیند   -   خاقانی

 

هست چون صبح آشکارا کاین صبوحی چند را

بیم صبح رستخیز است از شب یلدای من   -  خاقانی

 

قندیل فروزی به شب قدر به مسجد

مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا � ناصر خسرو

 

کرده خورشید صبح ملک تو

روز همه دشمنان شب یلدا � مسعود سعد

 

شاهی که هول و کینه او بر عدوی ملک

تابنده روز را شب یلدا همی کند � مسعود سعد

 

نور رایش تیره شب را روز نورانی کند

دود خشمش روز روشن را شب یلدا کند � منوچهری

 

روز پهلوی شب یلدا زند

خویش را امروز بر فردا زند � اقبال لاهوری

 

اشک خود بر خویش می ریزم چو شمع

با شب یلدا درآویزم چو شمع � اقبال لاهوری

 

چشم جان را سرمه اش اعمی کند

روز روشن را شب یلدا کند � اقبال لاهوری

 

يلدا شب عاشقان بيدل است. يلدا شبی ست گيسو فروهشته به دامان. يلدا شب گره زلف يار است:

 
معاشران گره از زلف يار باز كنيد
شبى خوش است بدين قصه اش دراز كنيد

يلدا شب ميانه عشق است. شب هاى دراز هجر و حرمان و فرقت به آخر رسيده و شب هاى كوتاه كام و وصل با سحرگاهان تابناك يگانگى در راه است. شب اعتماد بر الطاف كارساز است:


به جان دوست كه غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف كارساز كنيد.

يلدا شب عاشق و معشوق است، شب رمز و راز، شب ناز و نياز:


ميان عاشق و معشوق فرق بسيار است
چو يار ناز نمايد شما نياز كنيد.

در اين شب هر كه به عشق نينديشد و از عشق زندگى نگيرد و از زندگى كام دل نستاند، مرده اى بيش نيست:


هر آن كسى كه در اين حلقه زنده نيست به عشق
بر او نمرده به فتواى من نماز كنيد!

يلدا شب بيداريست، شب دراز مهربانى، شب مهرباوران و مهرياران، شب مهر گستران و مهركاران...

 

 

میوه  اصلی شب یلدا گل آتش است، آتش جاودانه، آتش خاموشی ناپذیر عشق، آتش تابناک مهربانی، آتش امید، آتش شوق و اشتیاق، آتش شورانگیز وصلت، آتش شفق گونه شفقت، و همه میوه های برگزیده سفره یلدا نماد و نشانه آتش ا




 

 

 

گراميداشت آئين كهن شب يلدا


.

.


.


.


.


.


.


.


.


.


.


.


.


.


.


اين شاعران در قالب‌هاي مختلف شعري، از غزل و قصيده گرفته تا دوبيتي و رباعي، واژه «يلدا» را در معناي مستقيم آن كه بلندترين شب سال است و معناي كنايي و استعاري آن كه پايان تيرگي شب فراق و دوري و ظلمت و بردميدن سپيده نور و اميد است، به‌كار گرفته‌اند.

حافظ در غزل «بر سر آنم كه گر ز دست برآيد» مي‌گويد:
صحبت حكام ظلمت شب يلداست
نور ز خورشيد جوي بو كه برآيد

سعدي در غزلي آورده است:
نظر به روي تو هر بامداد نوروزيست
شب فراق تو هر شب كه هست يلدايي‌ست

وي در غزل ديگري مي‌سرايد:
باد آسايش گيتي نزند بر دل ريش
صبح صادق ندمد تا شب يلدا نرود

استاد سخن در غزلي ديگر مي‌گويد:
برآي اي صبح مشتاقان اگر نزديك روز آمد
كه بگرفت اين شب يلدا ملال از ماه و پروينم

سعدي در غزل ديگري مي‌آورد:
روز رويش چو برانداخت نقاب شب زلف
گفتي از روز قيامت شب يلدا برخاست

پروين اعتصامي نيز در قصيده‌اي مي‌گويد:
دور است كاروان سحر زينجا
شمعي ببايد اين شب يلدا را

عطار نيز به شب يادا قسم مي‌خورد و مي‌گويد:
به عزت شب قدر و شب حساب برات
به حرمت شب آبستن و شب يلدا

وحشي بافقي در غزلي مي‌گويد:
عمر ابد ز عهده نمي‌آيدش برون
نازم عقوبت شب يلداي خويش را

او در غزل ديگري مي‌آورد:
شام هجران تو تشريف به هر جا ببرد
در پس و پيش هزاران شب يلدا ببرد

وحشي بافقي همچنين در غزل ديگري مي‌گويد:
رتبه عرفان شود شام فنا روشنت
قيمت انوار شمع در شب يلدا طلب

ناصر خسرو نيز مي‌گويد:
او بر دوشنبه و تو بر آدينه
تو ليل قدر داري و او يلدا

خاقاني شرواني در قصيده‌اي مي‌آورد:
آري كه آفتاب مجرد به يك شعاع
بيخ كواكب شب يلدا برافكند

وي در قصيده ديگري مي‌سرايد:
همه شب‌هاي غم آبستن روز طرب است
يوسف روز، به چاه شب يلدا بينند

خاقاني در قصيده ديگري آورده است:
هست چون صبح آشكارا كاين صباحي چند را
بيم صبح رستخيز است از شب يلداي من

اوحدي نيز در غزلي مطلعش را چنين آغاز مي‌كند:
شب هجرانت، اي دلبر، شب يلداست پنداري
رخت نوروز و ديدار تو عيد ماست پنداري

خواجوي كرماني نيز مي‌گويد:
تا در سر زلفش نكني جان گرامي
پيش تو حديث شب يلدا نتوان كرد

وي مطلع غزل ديگرش را چنين آغاز مي‌كند:
مهره مهر چو از حقه مينا بنمود
ماه من طلعت صبح از شب يلدا بنمود

باباطاهر هم در دوبيتي خود مي‌گويد:
شوم از شام يلدا تيره‌تر بي
درد دلم ز بودردا بتر بي
همه دردا رسن آخر بدرمون
درمان درد ما خود بي اثر بي

محتشم كاشاني نيز مي‌گويد:
شب يلداي غمم را سحري پيدا نيست
گريه‌هاي سحرم را اثري پيدا نيست

فروغي بسطامي نيز مي‌گويد:
من از روز جزا واقف نبودم
شب يلداي هجران آفريدند


عبيد زاكاني در رباعي خود مي‌سرايد:
اي لعل لبت به دلنوازي مشهور
وي روي خوشت به تركتازي مشهور
با زلف تو قصه‌ايست ما را مشكل
همچون شب يلدا به درازي مشهور

هوشنگ ابتهاج (سايه):
اي سايه! سحر خيزان دلواپس خورشيدند
زندان شب يلدا، بگشايم و بگريزم

اقبال لاهوري:
اشك خود بر خويش مي‌ريزم چو شمع
با شب يلدا درآويزم چو شمع

مسعود سعد:
شاهي كه هول و كينه او بر عدوي ملك
تابنده روز را شب يلدا همي كند

صائب تبريزي:
بيدار شو كه در شب يلداي نيستي
در پرده است چشم تو را طرفه خواب‌ها

0
 

 
 
21/12/2011 17:34 توسط sharareh

پردیس ثابتی
پردیس ثابتی (زاده ۱۳۵۴ در تهران) اکنون زیست شناس برجسته ایرانی-آمریکایی اهل فلوریدا و ساکن ماساچوست در ایالات متحده آمریکا و استاد دانشگاه هاروارد است.
پردیس ثابتی اخیرا نیز به عنوان یکی از ۱۰۰ چهره نابغه جهان از سوی گروه بین المللی Creators Synectics معرفی شدهاست.

 


 

 انوشه انصاری
او متولد شهرمشهددرایراناست . انوشه همیشه عاشقفضاو فضانوردی و درپی راه یافتن بهفضابوده‌است.وی در سال۱۳۶۳(۱۹۸۴) به همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد.
وی اولین فضانوردایرانی الاصل دنیاست و اولین زن کیهان‌گرد و چهارمین نفری است کههزینهٔ سفر فضایی خود را پرداخت کرده‌است. او همچنین پس ازعبدالاحد مومند فضانوردافغاندومین فضانورد فارسی‌زبان است. انصاری ترجیح می‌دهد درمورد خود از عنوان «فضانورد همراه» به‏‏جای واژهٔ «گردشگر فضایی» استفاده کند.

 

رکسانا مصلحی
رکسانا مصلحی یک متخصص ژنتیک است که اکثر تحقیقات و پژوهش های وی در رابطه با سرطان و راه های درمان آن معطوف بوده است . 
او در ایران متولد شد و در کانادا رشد کرد و هم اکنون استادیار بخش ژنتیک دانشگاه نیویورک است .وی در دانشگاه کلمبیا تحصیلات خود را سپری کرد و جوایزی همچون را در زمینه تدریس و شیوه ی خوب علم آموزی وی همچون Award for Excellence in Teaching (UBC و Biovision Fellowship را در یافت کرده است . 

 

مریم میرزاخانی
دکتر مریم میرزاخانی استاد جوان ایرانی، یکی از10 مغز برتر آمریکا
دکتر مریم میرزاخانی، استادیار جوان دانشگاه«پرینستون»، به عنوان یکی از 10 مغز برتر آمریکای شمالی معرفی شد و به او لقب سد شکن دادند.  مریم میرزاخانی در سال های ۷۳ و ۷۴  ( سال سوم و چهارم دبیرستان) از مدرسه‌ی فرزانگان تهران موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد و بعد از آن در سال ۱۹۹۴ در المپیاد جهانی ریاضی هنگ کنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی گرفت .  سال بعد یعنی ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲، رتبه ی ۱ طلای جهانی را به دست آورد
میرزاخانی از جمله بازماندگان سانحه غم‌بار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه سال 76 است. 

 

دکتر آذر نفیسی
آذر نفیسی (متولد دسامبر ۱۹۵۵) نویسنده و استاد دانشگاهی ایرانی در دانشگاه جانز هاپکینز است که هم اکنون در آمریکا زندگی می‌کند.
معروف‌ترین اثر وی کتاب پرفروش لولیتاخوانی در تهران است.
که توجه زیادی را به خود جلب کرد و به ۳۲ زبان ترجمه شده‌است.
وی در حال حاضر استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه جانز هاپکینز و سخنران میهمان در موسسه سیاست خارجی آن دانشگاه در دانشکدهٔ مطالعات پیشرفتهٔ بین‌المللی (سایس) واقع در واشینگتن آمریکاست.

 

کریستین امانپور
کریستین امان‌پور فرزند محمد امان‌پور مدیر هواپیمایی ایرانی و همسر بریتانیایی او پاتریشیا است. کریستین تحصیلات خود را تا سن یازده سالگی در ایران و پس از آن تا پایان دوره دبیرستان در بریتانیا انجام داد. سپس به دانشگاه رودآیلند در آمریکا رفت و تحصیل خود را در رشته روزنامه‌نگاری در در سال ۱۹۸۳ به پایان رساند.
کریستیان امانپور  مجری برنامه «این هفته» در شبکه ای‌بی‌سی است. او پیش‌تر گزارشگر ارشد بخش اخبار بین‌المللی شبکه خبری سی‌ان‌ان بود. او یکی از خبرنگاران نامدار ایالات متحده آمریکا است.
او از خبرنگاران جنگی متبحر جهان به شمار می‌رود. گزارش‌های امان‌پور از بالکان باعث شد که در سال ۱۹۹۴ جایزه امی دو جایزه جورج فاستر پیبادی، دو جایزه جورج پولک و جایزه شجاعت در گزارشگری دریافت کند. 

 

گلنوش خالقی
گلنوش خالقی در سال 1319 در تهران دیده به جهان گشود. تحصیلات موسیقی خود را در هنرستان موسیقی ملی و هنرستان عالی موسیقی آغاز کرد. سپس به مدت سه سال در آکادمی "موتزارتئوم" سالزبورگ در رشته رهبری کر و ارکستر تحصیلات خود را پی گرفت. وی دارای درجه لیسانس در رشته رهبری کر از کالج "اوبرلین" و درجه فوق لیسانس در همان رشته از دانشگاه "ویسکانسین" آمریکاست.
در سال 1353 گلنوش خالقی گروه "هم آوازان" رادیو تلویزیون ملی ایران را بنیاد نهاد و تا سال 1357 رهبری گروه مذکور را بر عهده داشت.
در سال 1364 " ارکستر روح الله خالقی" را در واشنگتن تاسیس کرد و تا به خال کنسرت های بسیاری در شهرهای مختلف آمریکا و کانادا برگزار کرده است.
در حال حاضر کوششهای او یکسره صرف بازسازی و اجرای آثار پدرش روح الله خالقی و دیگر استادان قدیمی موسیقی ایرانی و نیز آهنگسازی، تدریس و تحقیق درباره موسیقی ایرانی می شود.

 

زهره جویا
زهره جویا در مشهد به دنیا آمد. او از پدری افغان ( اهل هرات) و مادری ایرانی زاده شده است. در هنر آوازخوانی خانم جویا ، نه تنها تاثیر این دو فرهنگ ، بلکه رد پای موسیقی اروپایی نیز بسیار برجسته می‌باشد.
زهره جویا مدرسه را در ایران به پایان رسانده وبرای آموختن موسیقی به اروپا رفت وتحصیلات عالی اش را دراین رشته در آمستردام و بعداً در دانشسرای هنرهای زیبای وین – اتریش – به پایان رسانده‌است و در رشته «اپرا» فوق لیسانس گرفته‌است.
جویا با اجرای کنسرت‌هایش، نه تنها درعرصه‌های موسیقی ایرانی و افغانی هنرنمایی کرده‌است، بلکه دراجرای اپراها درکشورهای غربی نیز از محبوبیت خاصی برخوردار گشته‌است.
زهره جویا، پیوسته با هنرش به موسسات خیریه و نهادهایی که برای تامین حقوق زنان تلاش می‌ورزند مددکاری نموده‌است. وی با فعالیت‌های هنریش، با گروه‌های نیکوکاری به ویژه سازمان‌های خارج از کشور که برای حقوق زن در افغانستان فعالیت دارند، کمک و همکاری دارد. 

 

لیلی افشار
لیلی افشار (به انگلیسی: Lily Afshar)، متولد تهران ، آمریکایی ایرانی تبار ، و از نوازندگان بزرگ گیتار کلاسیک در جهان است و برای چندین سال بعنوان بهترین نوازنده گیتار کلاسیک جهان انتخاب شده است.
وی نخستین زن جهان است که در رشته اجرای گیتار کلاسیک به درجه دکتری دست یافته.
افشار که دکترای خود را از دانشگاه ایالتی فلوریدا دریافت نمود ، تا کنون جوایز زیادی را برده و اکنون استاد دانشگاه ممفیس است.

 

آمونا امیری / دختر شایسته ی کانادا در سال 2007

 

نازنین افشین جم  /  دختر شایسته ی جهان در سال 2003

 

شرمین شاریور / برنده ی جایزه ی دختر شایسته ی آلمان و اروپا در سال 2004 و 2005

 

حماسه کوهستانی / برنده ی جایزه ی دختر شایسته ی انگلستان در سال 2005 

 

آراوانه رضا / بازیکن ایرانی - فرانسوی در سطح برتر تنیس دنیا

 

کلودیا ( شقایق ) لنکس / مدل مشهور جهانی

 

کاترین بل
کاترین لیزا بل (به انگلیسی: Catherine lisa bell) بازیگر انگلیسی-آمریکایی ایرانی-تبار سریال‌های تلویزیونی (JAG) آمریکا است.
کاترین در ۱۴ اوت ۱۹۶۸ در لندن بدنیا آمد. او از پدری اسکاتلندی و مادری ایرانی زاده شده. والدینش بعداً از همدیگر جدا شدند.
کاترین سپس در ۳ سالگی به همراه مادرش مینا به لس آنجلس رفت. او در زمان کودکی در تبلیغ‌های تلویزیونی زیادی ظاهر گردید، و قصد داشت که پزشک یا مهندس بیومدیکال بشود سر از حرفه مدل تمام وقت در آورد.
او به زبان‌های انگلیسی و فارسی تسلط دارد.

 


 
20/12/2011 12:15 توسط sharareh
 
20/12/2011 10:23 توسط sharareh
به گزارش رسانه‌های سوئدی، اولین پلیس محجبه‌ در سوئد یک دختر 26 ساله به نام دونا الجمال (Donna Eljammal) است که قبل از استخدامش در نیروی پلیس در یک زندان سوئدی کار می‌کرده است.
او اعتقاد دارد که حجاب نه تنها مانع پیشرفت کاریش نمی‌شود، بلکه از آنجا که سوئد کشوری دارای فرهنگ‌های مختلف است این موضوع سبب افزایش تفاهم بین فرهنگ‌ها و جوامع گوناگون می‌شود.

او که به عنوان اولین پلیس محجبه در سوئد کانون توجهات بسیاری قرار گرفته است، می‌گوید هرگز حجاب را ترک نخواهد کرد چرا که حجاب بخشی از وجود اوست و برایش باعث ایجاد محدودیت نمی‌شود
.
 
19/12/2011 12:05 توسط sharareh
 
19/12/2011 10:46 توسط sharareh
 
15/12/2011 10:23 توسط sharareh

دست و پا زدن و فرياد زدن هميشه نشانه بيداري نيست.

گاهي نشانه خواب بودن، کابوس ديدن و هذيان گفتن است.

 

ما ايراني ها ديگه کاملا تبديل شديم به ملت زنده باد مرده باد !

ما وطن نداريم مگر اينکه کسي به کوروش توهين مي کنه ، يا اسم خليج فارس رو عوض کنه يا آثارباستاني در حال نابود شدن باشن يا فيلم 300 ساخته بشه....ما دين نداريم مگر اينکه يکي يه جايي کاريکاتور پيامبر رو بکشه ، يا بخوان قرآن بسوزونن ، يا تو حرم و اماکن مقدس بمب بذارن.

يه روز مهران مديري ميشه قهرمان ملي و همه براي قهوه تلخش سينه چاک ميکنن ، فردا ميشه مزدور حکومتي.

يه روز حيثيت افتخاري رو مي بريم يه روز ليلا اوتادي ميشه فاحشه

يه روز فوتباليست ها دست بند سبز ميبندن ميشن افتخار ملي، يه روز ميرن با احمدي نژاد فوتبال بازي مي کنن فحش شون ميديم.

قبل از هر سري اخراجي ها ميگيم ما فيلم اين چماق به دست رو نمي خريم اما باز هم ميشه پر فروش ترين فيلم سينما!!!!!

يه روز ميگن مي خوان موسوي و کروبي رو بگيرن همه فيس بوک و دنياي مجازي و حقيقي ميشه لينک و مطلب ....

خيلي از حر ف ها رو نميشه زد فقط سر بسته ميگم، ما همه از ظلم وستمي که بر ما رفته و ميره بيقرار و بي تابيم ، موج شديم و عده اي هم از هر قشري، سياستمدار و هنرمند و ورزشکار و... خوب بلدن از اين موج ما سواري بگيرن پشتک وارو بزنن و حالشو ببرن.

يکي نيست داد بزنه :

گشت ارشاد از وقتي شروع شد که ما به خواهرامون گير داديم!

ديکتاتوري وقتي پا گرفت که به همسران مون و فرزندان مون زور گفتيم!

تقلب توي انتخابات از جايي آغاز شد که همه با برگه هاي توي جيب مون رفتيم سر جلسه امتحان!

دروغ از اونجا شروع شد هر کدوم توي هر شغل و هر جايي که هستيم واسه کوچکترين منفعت بزرگ ترين دروغ ها رو گفتيم !

پرونده سازي ازاونجا پا گرفت که هر دفعه سه نفر از ما دورهم جمع شد پشت سر سه نفر ديگه حرف زديم و تهمت زديم و غيبت کرديم.

سانسور از جايي شروع شد که توي فاميل و دوست و آشنا تحمل کسي که مثل خودمون نباشه رو نداشتيم

ما کمي متوهم شديم.... همه هفتاد و چند ميليون اين مملکت مثل ما نيستن که از صبح تا شب خبر و گزارش سياسي مي خونيم و مي دونيم آخرين باري که فلان زنداني سياسي با خانوادش حرف زده چه روزي بوده !

و دقيقه به دقيقه مي دونيم تو اين مملکت چه خبره ! کي چي ميگه و کي کجا ميره !

چند نفر از اطرافيانتون مي شناسيد که اصلا نمي دونن نوري زاد و توکلي و زيد آبادي و ستوده و.. کي هستن؟! چند نفر رو مي شناسين که به جاي کسب آگاهي کردن نشستن "پاي فارسي وان" و "من و تو" اليسا کجاست و بفرماييد شام مي بينن ؟!

1 مهر ، 13 آبان ، 16 آذر ، عاشورا ، هدفمند کردن يارانه ها ...واسه هر کدوم از اينا هفته قبلش قرار بود اين مملکت به هم بريزه اما کسي صداش درنيومد ! من هم ميدونم که نميشه !

اما اینقدر با تبليغات ساده لوحانه خودمون رو مسخره و مضحکه نکنيم !

بياين قبول کنيم اگه حتي30 ميليون از اين جمعيت هم شور و شعور کافي رو داشت اين وضعيت اينجوري نبود.

ملتي که بنزين ليتري 700 بخرن، ليتري 1000 تومن هم مي خرن ! ملتي که قيمت خودشو ندونه هر چيزي رو با هر قيمتي ميخره.

مگه اين بوليوي نبود که يارانه سوخت رو برداشت بعد بااعتراض مردم دوباره برگردوند.

ملتي که سه روز نمي تونه جلو شکمش رو بگيره و نره در نونوايي بربري و لواش بخره رو چي به آزادي و دموکراسي؟! در عوض واسه زنداني هايي که توي زندان اعتصاب غذا مي کنن کمپين راه ميندازن و پتيشن امضا مي کنن.

مگه اون بازار نبود که اعتصاب کرد و به خواسته اش رسيد؟!

يه نگاه به مباحثه هايي که تو همين فيس بوک يا بقيه شبکه هاي اجتماعي و فضاهاي مجازي اتفاق ميفته بندازين ، ببينيد ملت سر هر اختلاف عقيده اي چه جوري به هم توهين ميکنن و تهمت مي زنن ! فردا در يک فضاي باز اينجوري مي خوايم کنار هم زندگي کنيم؟!

من خسته ام از اين همه شعار مرده باد زنده باد ، هر کي زنده باشه و هر کي مرده باشه

من مي خوام تا زنده هستم زندگي کنم !

به جاي بازي خوردن مي خوام بازي کنم ، فقط هم نقش خودم رو ، زندگي خودم رو و نه چيز ديگه !

بزرگترين کاري هم که براي وطنم مي تونم انجام بدم اينه که دروغ نگم، تهمت نزنم ، تقلب نکنم ، زور نگم ، تحمل مخالفم رو داشته باشم ،آگاه باشم و آگاهي بدم و اينا رو به هم نسل هاي خودم و نسل بعدي هم منتقل کنم.

من يقين دارم اين اوضاع ، نمي تونه اوضاع مملکتي باشه که هفتاد ميليون انساني که دروغ نميگن ، تهمت نميزنن ، تقلب نمي کنن و زور نميگن ، توش زندگي کنن !

 
12/12/2011 22:04 توسط sharareh
 
همراهان گرامی

پس از مدتی وقفه که وبسایت ایران آن ایر با آن مواجه بوده از این پس مراجعه به بخش پیوندهای جالب و دیدنی را به شما توصیه می کنیم که خالی از لطف نیست . امیدواریم مثل گذشته مورد پسند واقع شود. کمک و مشارکت شما در معرفی دیدنی ها به پرباریِ آن یاری می رساند. گفته‏ی همیشگی را که فراموش نکرده اید با ما باشید چون ما نیز

 
06/12/2011 23:13 توسط sharareh
 
 



 
 
 
 
 
 
 
 



 
 
 
 
 
آدم همیشه دنبال قطعه ای گم شده است،

 
 
 
هیچ آدمی را نمی توان یافت كه قطعه خود را جستجو نكند

 
فقط نوع قطعه هاست كه فرق می كند،

 
 
 
 
یكی به دنبال دوستی است

 
 
 
دیگری در پی عشق؛

 
 
 
یكی مراد می جوید و یكی مرید

 
 
 
یكی همراه می خواهد و دیگری شریك زندگی،

 
 
 
یكی هم قطعه ای اسباب بازی

 
 
 
به هر حال آدم هرگز بدون قطعه خود یا دست كم بدون آرزوی یافتن آن نمی تواند زندگی كند

 
 
 
گستره این آرزو به اندازه زندگی آدم است

 
 
 
و آرزوهای آدم هرگز نابود نمی شوند

 
 
 
بلكه تغییر موضوع می دهند

 
 
 
حتی آن كه نمی خواهد آرزویی داشته باشد

 
 
 
آن كه آرزویش را از كف داده است

 
 
 
آنكه ایمان خود را به آرزویش از دست داده است

 
 
 
تمامی تلاشش باز برای گریز از تنهایی است



 
 
 
 



 
 
 
 
 
عشق، رفاقت، شهرت طلبی ... همه به خاطر هراس از تنها ماندن است

 
و شاید قوی ترین جذابیت وصال در همین باشد
 
 
 
كه آدمی در هنگام وصال هرگز گمان نمی برد كه روزی تنها خواهد ماند

 
 
 
تو گاهی خیال می كنی گمشده خود را باز یافته ای

 
 
 
اما بسیار زود درمی یابی كه این بازیافته ات قدری بزرگتر از بخش گمشده توست

 
 
 
یا قدری كوچكتر

 
 
 
گاهی او را می یابی و مدت كوتاهی در خوشبختی رسیدن به او به سر می بری و

 
 
 
اما گاه او رشد می كند و از خلاء تو یا حتی خود تو بزرگتر می شود

 
 
 
و دیگر در درونت نمی گنجد

 
 
 
آنگاه او بدل به قطعه گم شده یك نفر دیگر می شود و

 
 
 
تو را برای جستن دایره خود ترك می كند



 
 
 
 



 
 
 
 
 
گاه نیز تو بزرگ می شوی و

 
 
 
او كوچك باقی می ماند و روزی ناگهان درمی یابی كه (او) قطعه گم شده ی تو نبود

 
 
 
گاهی هم (او) را می یابی و این بار از ترس آنكه مبادا از دست تو لیز بخورد و برود

 
 
 
سفت نگهش می داری، دو دستی به او می چسبی و

 
 
 
ناگهان گمشده تو زیر بار این فشار خرد و له می شود

 
 
 
و سرانجام نیز از دست می دهی اش

 
 
 
احمقانه است اما تو از ترس تنها ماندن

 
 
 
تنها می مانی

 
 
 
گاه ته دلت حتی می ترسی كه قطعه گم شده ات را پیدا كنی

 
 
 
كه مبادا دوباره گمش كنی

 
 
 
همیشه آن كس كه بیشتر دوست دارد، ضعیف تر است و بیشتر رنج می برد

 
 
 
و همین ضعف است كه احساس بی ثباتی به آدم می بخشد

 
 
 
زیرا آدم تمامیت خود را منوط به چیزی می كند كه ثباتی ندارد

 
 
 
ما همواره خود را قطعه هایی گم شده حس می كنیم.

 
 
 
ما همواره در انتظار نشسته ایم؛

 
 
 
در انتظار كسی كه از راه برسد و ما را با خود ببرد، كه بیاید و ما را كامل كند

 
 
 
بدون او ما همواره خود را گمشده و تنها و ناقص حس می كنیم

 
 
 
برخی از ما شاید برای همیشه در انتظار (او) بمانیم و بنشینیم و بپوسیم



 
 
 
 



 
 
 
 
 
برخی از ما، دیروز، امروز و هر روز قطعه هایی گمشده بوده ایم

 
 
 
گاهی بعضی ها با ما جور در می آیند، اما همراه نمی شوند

 
 
 
گاهی نیز آدم هایی را می یابیم كه با ما همراه می شوند اما جور در نمی آیند

 
 
 
برخی وقت ها ما آدم هایی را دوست داریم كه دوستمان نمی دارند

 
 
 
همان گونه كه آدم هایی نیز یافت می شوند كه دوستمان دارند،

 
اما ما دوستشان نداریم
 
 
 
 
 
 
 
به آنانی كه دوست نداریم اتفاقی در خیابان بر می خوریم و همواره بر می خوریم

 
 
 
اما آنانی را كه دوست می داریم همواره گم می كنیم

 
 
 
و هرگز اتفاقی در خیابان به آنان بر نمی خوریم

 
برخی رابطه ها ظریفند، به طوری كه به كوچكترین نسیمی می شكنند
 
 
 
 
 
 
 
و برخی رابطه ها چنان زمختند كه روح ما را زخمی می كنند

 
 
 
برخی بیش از اندازه، قطعه گم شده دارند و چنان تهی اند و

 
 
 
روحشان چنان گرفتار حفره های خالی است

 
 
 
كه تمام روح ما نیز كفاف پر كردن یك حفره خالی درون آنان را ندارد



 
 
 
 



 
 
 
 
 
برخی دیگر نیز بیش از اندازه قطعه دارند و هیچ حفره ای،

 
 
 
هیچ خلائی ندارند تا ما برایشان پُركنیم

 
 
 
برخی هرگز ما را نمی بینند و نمی یابند و برخی دیگر

 
 
 
بیش از اندازه به ما خیره می شوند

 
بعضی وقت ها هم بعضی ها توی زندگی تو راه می یابند
 
 
 
 
 
 
اما هیچ گاه تو را نمی فهمند

 
 
 
 
مثل شمع کوچکی که راهت را کمی روشن کرده است ولی

 
 
 
دستت را سوزانده است

 
 
 
گاه ما برای یافتن گمشده خویش، خود را می آراییم

 
 
 
گاه برای یافتن (او) به دنبال پول، علم، مقام، قدرت و همه چیز می رویم

 
 
 
و همه چیز را به كف می آوریم و اما (او) را از كف می دهیم



 
 
 
 



 
 
 
 
 
گاهی اویی را كه دوست می داری احتیاجی به تو ندارد

 
زیرا تو او را كامل نمی كنی
 
 
 
 
 
 
 
تو قطعه گمشده او نیستی

 
 
 
تو قدرت تملك او را نداری

 
 
 
گاه نیز چنین كسی تو را رها می كند

 
 
 
و گاهی نیز چنین كسی به تو می آموزد كه خود نیز كامل باشی

 
 
 
بی نیاز از قطعه های گمشده

 
 
 
او شاید به تو بیاموزد كه خود به تنهایی سفر را آغاز كنی

 
 
 
راه بیفتی، حركت كنی

 
 
او به تو می آموزد و تو را ترك می كند

 
 
 
اما پیش از خداحافظی می گوید: شاید روزی به هم برسیم

 
 
 
می گوید و می رود



 
 
 
 



 
 
 
 
و آغاز راه برایت دشوار است
 
 
 
 
 
این آغاز، این زایش،‌ برایت سخت دردناك است
 
 
 
 
 
 
وداع با دوران كودكی دردناك است، ‌كامل شدن دردناك است، اما گریزی نیست

 
 
 
و تو آهسته آهسته بلند می شوی، و راه می افتی و می روی

 
و در این راه رفتن دست و بالت بارها زخمی می شود
 
 
 
 
 
 
 
اما آبدیده می شوی و می آموزی كه از جاده های ناشناس نهراسی

 
 
 
از مقصد بی انتها نهراسی، از نرسیدن نهراسی

 
 
 
و تنها

 
 
 
بروی و بروی و بروی



 
 
 
 



 
 
 
 
آنقدر زمین خورده ام که بدانم
 
 
 
 
 
برای برخاستن
 
 
 
 
 
نه دستی از برون
 
 
 
 
 
که همتی از درون
 
 
 
 
 
 
لازم است

 
حالا اما
 
 
 
 
 
نمی خواهم برخیزم
 
 
 
 
می خواهم اندکی بیاسایم
 
 
 
 
فردا
 
 
 
 
برمی خیزم
 
 
 
 
 
وقتی که فهمیده باشم چرا

 
زمین خورده ام

 
06/12/2011 23:02 توسط sharareh

فیلم بسیار زیبای آتش سبز
آتش سبز بر اساس افسانه‌ی قدیمی «سنگِ صبور» نوشته شده و داستان افسانه‌ای دختری به نام «ناردانه» را روایت می‌کند که در کودکی، سروش ازدواجش را با یک مردِ مرده می‌شنود و برای گریز از این سرنوشت خوف‌انگیز، ناخواسته گام در راهی دشوار می‌نهد.



  

 

در این پست دو قطعه از موسیقی متن فیلم سینمایی «آتش سبز» به کارگردانی و نویسندگی محمدرضا اصلانیرا برای دانلود قرار می‌دهم. موسیقی متن این فیلم را استاد محمدرضا درویشی بر اساس قطعه‌ی «بی‌نشان» ساخته، و همایون شجریان در بخش‌هایی از آن آواز خوانده است. در این دو قطعه، آرش شهریاری با سه‌تار، آواز شجریان را همراهی می‌کند.

آتش سبز بر اساس افسانه‌ی قدیمی «سنگِ صبور» نوشته شده و داستان افسانه‌ای دختری به نام «ناردانه» را روایت می‌کند که در کودکی، سروش ازدواجش را با یک مردِ مرده می‌شنود و برای گریز از این سرنوشت خوف‌انگیز، ناخواسته گام در راهی دشوار می‌نهد.

عزت‌الله انتظامی، مهتاب کرامتی، مهدی احمدی، پگاه آهنگرانی، فرخ نعمتی و آهو خردمند بازیگران اصلی این فیلم هستند. محمدرضا اصلانی پیش از این، فیلم «شطرنج باد» را در سال ۱۳۵۵ ساخته بود و آتش سبز دومین فیلم بلند او در مقام کارگردان پس از ۳۱ سال است. فیلمبرداری آتش سبز در خردادماه ۸۶ کلید خورد و پس از نمایش در بیست‌وششمین جشنواره‌ی فیلم فجر، در آذرماه ۸۷ به اکران عمومی رسید و البته در گیشه با شکستی قابل‌انتظار مواجه شد. این فیلم با فروش ۵/۲۷ میلیون تومانی در مدت ۹ هفته، در میان ۴۷ فیلم اکران‌شده‌ی سال ۸۷، رتبه‌ی سی‌وششم را به خود اختصاص داده است [منبع]. اما با نگاهی به کیفیت و جایگاه هنری فیلم‌های پرفروش سالیان اخیر سینمای ایران به جرئت می‌توان گفت میزان فروش فیلم‌ها به‌هیچ روی شاخصی قطعی برای قضاوت در خصوص ارزش هنری فیلم‌ها نیست؛ کمااینکه تنزل روزافزون و فاجعه‌بار سطح سلیقه‌ی مردم، فیلمی مانند «چارچنگولی» را در همان سال یک‌میلیاردی کرده و در جایگاه دومین فیلم پرفروش سال ۸۷ نشانده است. با این وجود نمی‌توان ضعف‌های آتش سبز را هم در جذب مخاطب و جلب رضایت آنها نادیده گرفت.

قطعه‌ی اولی که می‌شنوید مربوط به بخشی از فیلم است که با تغییراتی، به‌طور مختصر، برش‌هایی کوتاه از زندگی مشتاق علیشاه کرمانی را به نمایش می‌گذرد. مشتاق علیشاه (میرزا محمد تربتی) از چهره‌های مشهور موسیقی و عرفان است که اصلیت اصفهانی داشته اما به کرمان کوچیده و در این شهر اقامت گزیده است. او ساز سه‌تار را به استادی می‌نواخته و آن‌طور که در تاریخ آمده، سیم چهارم سه‌تار (سیم سوم از پایین کاسه) را او به این ساز افزوده و از همین‌رو این سیم، «مشتاق» نام گرفته است. جلال آل‌احمد در سفرنامه‌اش پس از حضور در مقبره‌ی مشتاق به این موضوع اشاره کرده و می‌نویسد: «اگر سیم چهارم سه‌تار را سیم "مشتاق" می‌گویند به ابتکار این باباست که اینجا خفته.» مشتاق طبع شاعری هم داشته و اشعاری عارفانه از او به یادگار مانده است. او از مریدان شاه نعمت‌الله ولی و از مشایخ نعمت‌اللهی بوده است. تراژدی حلاج‌وار مشتاق آن‌جا رقم می‌خورد که مردمان بی‌خرد، با سنگسار او به جرم خواندن قرآن به‌همراه نوای سه‌تار به زندگی‌اش پایان داده‌اند. دکتر ابراهیم باستانی پاریزی در کتاب «آسیاب هفت‌سنگ» درباره‌ی این واقعه‌ی تاریخی چنین می‌نویسد:

«مخالفان وی در شهر [کرمان] که بازار مشتاق علیشاه را گرم دیدند، در فکر نابودی او افتادند و نقطه ضعفی که از او در دست داشتند، نواختن ساز بود. روایت است که ظهر ۲۱ [یا ۲۷] رمضان ۱۲۰۶ هجری قمری، مشتاق علیشاه وارد مسجد جامع کرمان می‌شود تا فریضه‌ی خود را به‌جا آورد. پسر ملاعبدالله، یکی از روحانیان شهر، به دروغ(؟) در میان جمعیت فریاد برمی‌آورد که ملا حکم سنگسار مشتاق را صادر کرده و مردم به سوی او حمله‌ور می‌شوند و او را به بیرون از مسجد برده و در محلی به نام «تل خر فروشان» به همراه مریدش درویش جعفر سنگسار می‌کنند.»

پس از مرگ مشتاق، ملا عبدالله که بانی مرگ او بود به «ملا عبدالله سگو» معروف شد؛ چون هنگام مرگ، زمانی‌که دید لب‌های مشتاق علیشاه هنوز تکان می‌خورد و «یاهو» می‌گوید، به او نزدیک شد و با لهجه‌ی کرمانی گفت: «سگو! هنوز هم یاهو می‌گویی؟» و طرفه آنکه این لقب آز آن پس به‌روی او و اقوامش ماند و مردم، آنها را خاندان «عبدالله سگو» می‌نامیدند. پیکر مشتاق را در کنار مقبره‌ی میرزا حسین‌خان دفن کردند که امروز این مزار در میدان مشتاقیه‌ی کرمان، معروف به «گنبد مشتاقیه» زیارتگاه رندان و عارفان است.

 
06/12/2011 22:43 توسط sharareh
 
 
تصاویری زیبا از تالاب بین المللی گمیشان

 
تالاب بین المللی گمیشان یکی از چند تالاب بین المللی استان گلستان است که هر ساله میزبان هزاران پرنده مهاجریست که زمستان خود را در این تالاب بین المللی و دیگر تالابهای بین المللی استان گلستان سپری می کنند. پرندگان این تالاب عمدتاٌ پرندگان مهاجر هستند که با سرد شدن هوا در بخش های روسیه به این تالاب می آیند. این پرندگان معمولاً از آبان ماه وارد ایران می شوند و تا اوایل فروردین در اینجا می مانند که بنابر گزارش سازمان حفاظت محیط زیست، این تالاب بین المللی سالانه میزبان بیش از 22 گونه پرنده از قبیل : فلامینگو، عقاب شاهی، بالابان، قو، حواصیل، پرلا، سار، مرغابی سر حنایی، مرغابی سر سبز، گیلانشاه خال دار، کوکر، آبچلیک، خوتکا، کاکایی، لک لک، پلیکان، سلیم طلایی، چکاوک، غاز خاکستری، پرستوی دریایی و ... می باشد.

تالاب بین المللی گمیشان، نوار نسبتاٌ ً باریکی است که با جهت شمالی – جنوبی در امتداد سواحل شرقی دریای خزر قرار دارد. این تالاب تقریباً از دو کیلومتری شمال شهر گمیشان (گمیش تپه) آغاز شده و تا مرز ترکمنستان و فراسوی آن یعنی تا 8 کیلومتر در خاک ترکمنستان نیز ادامه پیدا می کند و تالاب گمیشان از شمال با پایانه خروجی رودخانه بزرگ اترک و از جنوب با پایانه خروجی گرگان رود مرتبط است. این تالاب بین المللی، با مساحت 20 هزار هکتار و در برخی منابع 17700 هکتار و ارتفاع 27 متر پایین تر از سطح دریاهای آزاد، در شهرستان تازه تاسیس گمیشان قرار دارد. عمق این تالاب نیز متغیر بوده در بخش های جنوبی عمق آن حدود یک متر و در نزدیکی مرز به 2.5 متر نیز می رسد.

تالاب گمیشان به لحاظ هم پیوندی با دریای خزر و گستردگی طولی آن، یک حاشیه بارز از اعتدال هوا است. شرق و شمال شرقی تالاب به لحاظ گسترش وسیع اراضی مسطح، عدم ارتفاعات، دور بودن از جنگل های جنوبی، نزدیکی به بیابان های ترکمنستان و... تحت تاثیر یک اقلیم خشک و نیمه خشک است که هر چه از جنوب به سمت مرز پیش برویم بر شدت این نوع اقلیم افزوده می شود به عبارتی ساده تر با فاصله هوایی کمتر از 60 کیلومتر، از باران های سالانه 700 میلیمتر گرگان به باران های سالانه کمتر از 250 میلیمتر می رسیم. این شاخص اقلیمی، در منطقه تالاب گمیشان به لحاظ همجواری با دریای خزر، تغییر کرده و حاشیه اقلیمی مطلوبی را در غرب این اراضی خشک بوجود آورده است و همین میکرو اقلیم ویژه است که تبعات زیستگاهی پرارزشی را به ارمغان آورده است.

اما شاید نباید چندان هم به این زیبایی های ناپایدار دلخوش بود چراکه تالاب گمیشان، همچون دیگر مناطق زیست محیطی ایران دارای مخاطرات و مشکلاتی است. بطوریکه گذشته از تخلیه زباله و فاضلاب های آلوده از جمله کود های شیمیایی اراضی کشاورزی بالا دست در محدوده های زیستی این تالاب، پروژه های پرورش میگوی شیلات (بدلیل مشکلات عدیده زیست محیطی و غیرقابل جبران این صنعت)، پروژه های نفتی از جمله طرح پالایشگاه و پتروشیمی که حیات این زیستگاه را بشدت تهدید می کند، یکی از مشکلات عمده این تالاب شکار بی رویه است. شکارچیان از سراسر ایران به این تالاب می آیند. گاه تعداد آنها در یک روز به بیش از چهار هزار شکارچی هم می رسد. حضور اینهمه شکارچی به خوبی نشان می دهد که این تالاب از نظر جمعیت و تنوع پرندگان در این فصل سال چقدر غنی و متنوع می باشد.

کانون دیده بانان زمین بر این باور است که تامل در ارزش های جغرافیای تاریخی و فرهنگی منطقه گمیشان، به علاوه توجه به حساسیت و آسیب پذیری منطقه که در معرض بالا آمدن احتمالی آب دریای خزر، تغییرات جریانات رودخانه گرگان و همچنین تغییرات کمی و کیفی آب های زیر زمینی قرار دارد و همینطور در مقابل آلوده سازی های گسترده و شکار بی رویه، لزوم حفاظت از تالاب بین المللی گمیشان از سوی دولت و سازمان حفاظت از محیط زیست را بطور جدی مطرح می سازد. چراکه عدم توجه به این امر چیزی جز پایمال کردن
حقوق نسل حاضر و نسل های آینده این سرزمین نیست !


































































 
06/12/2011 22:23 توسط sharareh
درود بیکران خدمت همراهان و شنوندگان مهربان و وفادار ما

رادیو آن ایر از روز دوشنبه 12 دسامبر فعالیتش را به روال معمول ادامه خواهد داد.

دوشنبه تاجمعه 8 صبح تا یک بعدازظهر و سه شنبه شبها 8 شب تا ده شب به وقت اروپای مرکزی
 
22/08/2011 04:15 توسط admin
بخش اول
 
 

بخش دوم
 
 
25/06/2011 02:38 توسط sharareh
  

قله دماوند به راحتی در تصویر زیر نمایان است
 
 

اگر در تصویر زیر دقت کنید تهران را هم میتوانید تشخیص دهید




شهر رشت و سد سفیدرود



نگاهی از جنوب غرب تهران



دید شرق به غرب


کلاردشت رو میتونید ببینید وهمینطور مسیر جاده چالوس

و دید غرب به شرق



کی میتونه هنوز قله دماوند رو ببینه؟



زرد کوه



 
 
 
کوه های زاگرس
 
 
 

کوه های زاگرس بطرف شرق
 
 
 
 
کوه های زاگرس بطرف جنوب
 
 
 
23/06/2011 19:24 توسط sharareh
تصاویر اولین مهمانی شام ۱۶۸۰۰۰ تومانی بزرگترین رستوران‌گردان دنیا در تهران


 


رستوران گردان این برج بزرگ‌ترین رستوران گردان جهان است که بخش متحرک آن در هر ساعت ۳۶۰ درجه می‌چرخد تا بازدیدکنندگان امکان تماشای تهران در تمام جهت‌ها را داشته باشند.
مدیرعامل برج میلاد درباره نرخ غذاهای این رستوران تصریح کرد یک وعده شام در رستوران گردان برج میلاد در ارتفاع ۲۵۰ تا ۳۰۰ متری برای هر نفر ۱۶۸ هزار تومان هزینه دارد که شامل بوفه آزاد انواع غذاهای ایرانی، فرنگی و محلی به‌همراه انواع سالاد، نوشیدنی‌ها و مخلفات دیگر است.

 




استفاده از این رستوران‌ها در حال حاضر برای شام از ساعت ۲۰:۳۰ تا ۲۱:۳۰ و ۲۱:۴۵ تا ۲۳:۱۵ امکان‌پذیر است که شهروندان باید نسبت به‌رزرو آن از طریق تماس با شماره تلفن ۸۴۳۶۱۵۱۴ اقدام کنند. هم‌چنین برگزاری میهمانی‌های گروهی ارگان‌ها و نهادها نیز در این رستوران‌ها امکان‌پذیر است.
رستوران گردان برج میلاد در ارتفاع ۲۷۶ متری سطح زمین قرار دارد. این رستوران به مبلمان زیبا و راحت مجهز بوده و طراحی زیبای کف و سقف به همراه نقش برجسته دیواری که تصویری از شاهنامه را نشان می‌دهد، از جاذبه‌های بصری آن است.
رستوران ویژه این برج هم که در ارتفاع ۲۹۲ متر قرار دارد با الهام‌گیری از نقوش سنتی طراحی شده و فضایی مطلوب را جهت معرفی فرهنگ کشور فراهم آورده است.

 


برج میلاد علاوه بر جاذبه های فراوان و برخورداری از مدرن ترین و بهترین تکنولو‍‍ژی ها ارتباطی و فناوری روز دنیا، بعنوان یک نماد ملی، مهد آثار تاریخی،فرهنگی و هنری اسلامی و ایرانی است.
در طراحی و معماری برج میلاد از آثار و نقوش فرهنگی ایرانی و اسلامی استفاده شده است. در بسیاری از قسمت های این برج از طرح ها و نقشه هایی استفاده شده است که با فرهنگ و هنر اسلامی و ایرانی بسیار عجین است.
نمایش آثار نفیس هنری، تاریخی و صنایع دستی در گالری های واقع در برج برای شناساندن فرهنگ کهن ایران به بازدیدکنندگان داخلی و خارجی، تماشای پرده های شاهنامه که بر روی دیوارها و ستون های رستوران گردان نصب گردیده است، نمایش عناصر اصلی حیات و افسانه و تمثیل های ایرانی و اسلامی در گنبد آسمان که برگرفته از فرهنگ و تمدن چند هزار ساله ایران است، نمونه هایی از این آثار تاریخی، فرهنگی و هنری برج میلاد است.

 


آن طور که مسوولان برج میلاد می گویند، این رستوران گنجایش پذیرش ۴۰۰ نفر را دارد که در حال حاضر برای ۳۳۰ نفر مبلمان شده است. رحیم مطهرنژاد مدیر عامل برج میلاد با دفاع از عملکرد رستوران گردان برج میلاد به «دنیای اقتصاد» گفت: این رستوران قرار است حافظ شان جمهوری اسلامی و محل پذیرایی از میهمانان مهمی همچون رییس جمهور و هیات همراه باشد.
البته از پیش از سال نو برج میلاد تهران از میان ۱۰ شرکت متقاضی، یک شرکت خصوصی را به عنوان بهره بردار رستوران گردان انتخاب کرد و در حال حاضر بیش از ۳۰۰ میلیون تومان اجاره بها در ماه دریافت می شود.
این همان نکته ای است که رحیم مطهرنژاد، مدیرعامل میلاد تهران به عنوان علت قیمت های بالای رستوران به آن اشاره می کند و می گوید: این رستوران در مجموع با احتساب هزینه های پرسنل آموزش دیده تشریفات و پیش خدمت ها که برای هر میز ۲ نفر در نظر گرفته شده و هزینه های آب و برق و … حدود ۷۰۰ میلیون تومان هزینه در بردارد.
وی در عین حال تاکید کرد که این رستوران غذاهای خارجی را با آخرین روش های پخت آشپزان آموزش دیده خارجی ارائه خواهد کرد که این موجب گران شدن هزینه میهمانان می شود.همچنین به گفته مطهرنژاد، حضور متخصص تغذیه در کنار میهمانان و گران ترین مبلمان های جهان در این رستوران از عواملی است که مشتریان کم درآمد را به سمت ۵ رستوران دیگر موجود در برج میلاد که با هزینه های زیر ۱۰ هزار تومان از میهمانان پذیرایی می کنند، هدایت می کند.





اگرچه پرداخت مبلغ ۱۶۸۰۰۰ تومان برای یک وعده غذا ،اندکی با جیب ۷۰ درصد از مردم که آمارها می گویند حداقل درآمد یعنی ماهانه ۳۳۰ هزار تومان را دریافت می کنند، کمی تا قسمتی فاصله زیاد دارد ولی از آنجایی که این مردم بطور معجزه آسایی از عهده هزینه های سنگین زندگی تهران برآمده اند برای عقب نماندن از آن ۳۰ درصد باشد بعید نیست که برای یک بار هم شده مهمان بلند مرتبه ترین رستوران ایران شوند.


به نظر شما با 168000 تومان میشه چند تا گرسنه ی با ابرو رو سیر کرد ؟؟؟اونایی که اون بالا دارن با غذای 168000 تومنی میچرخن وقتی نگاهشون به زاغه نشین های تهران می افته بازم اون غذا از گلوشون پایین میره ؟؟؟
 
23/06/2011 14:11 توسط sharareh

نقاشی «ون گوك» پرتره ی برادرش است ، نه خودنگاره!

نقاشی شناخته شده ای كه تاكنون تصور می شد خودنگاره ی «ون گوك» است ، پرتره ی برادر این نقاش بوده است.

 

روز گذشته متخصصان موزه ی «ون گوك» اعلام كردند كه معتقدند تابلویی از «ون سان ون گوك» كه تاكنون به خودنگاره ی او شهره داشته ، پرتره ای از چهره ی برادر این نقاش معروف است.

 

این اثر تنها پرتره از «تیو»، برادر «ون گوك»، است كه حامی مالی و همراه همیشگی او بوده است.

 

یكی از متخصصان این موزه ی انگلیسی گفت: مردم همیشه تعجب می كردند كه چرا هیچ نقاشی از «تیو» وجود ندارد ، در حالی كه خیلی به آن نزدیك بوده اند.

 

وی افزود: این پرتره در سال ۱۸۸۹ زمانی كه این دو در پاریس با هم زندگی می كردند ، خلق شده است.

 

این دوران از زندگی «ون گوك» كمتر شناخته شده است ، زیرا بیشتر اطلاعات ما درباره ی زندگی این نقاش از نامه هایش به «تیو» به دست آمده است .

 

اگرچه این دو برادر از لحاظ فیزیكی بسیار به هم شبیه بوده اند، متخصصان با استفاده از بعضی فاكتورها به این نتیجه رسیدند كه این پرتره چهره ی «تیو» را نمایش می دهد.

 

متخصصان با مقایسه ی دو نقاشی از این دو برادر كه در سال ۱۸۸۷ كشیده شده است ، به این نتایج دست پیدا كردند.

 

پرتره ی «تیو» نشان می دهد كه او گوش های گردتری داشته و تصویر «ون سان» گویای این مطلب است كه او دارای گوش هایی بلندتر و زاویه دار بوده است.

 

ریش های «تیو» بیشتر به قهوه ای روشن نزدیك است ، اما «ون سان» ریش هایی قرمزرنگ داشته است.

 

به گزارش آسوشیتدپرس ، «ون سان ویام ون گوگ» (۱۸۹۰ ۱۸۳۵) نقاش نامدار هلندی بود. هرچند او در زمان حیاتش در گمنامی کامل به سر می برد، اما اکنون به عنوان یكی از تاثیرگذارترین نقاشان پست امپرسیونیسم شناخته می شود.

 

وی در اواخر عمر به شدت از بیماری روانی و فشار روحی رنج می برد و همین موضوع به خودکشی او منجر شد. وی دو روز پس از این كه در مزرعه ای گندم به سینه ی خود شلیك كرد، در سن ۳۷ سالگی درگذشت.

منبع خبر

 
23/06/2011 11:29 توسط sharareh

:، درمان کننده بسياری از بيماری ها   عسل و دارچين

 


١ . درمان بیماری قلبی :


مخلوطی از عسل و پودر دارچین را تهیه کنید و به جای مربا روی نان قرار دهید و به طور منظم در وعده

صبحانه صرف کنید.این روش در کاهش کلسترول،جلوگیری از بروز حمله قلبی، تنفس راحت و تقویت

ضربان قلب موثر است.بیماران مبتلا به حمله قلبی نیز با مصرف روزانه این مخلوط از حمله قلبی بعدی درامان خواهند

بود.بررسی روی سالمندان در آمریکا و کانادا نشان داده است،با بالا رفتن سن شاهرگ های حیاتی و سیاهرگ ها

خاصیت انعطاف پذیری خود را از دست می دهد.عسل و دارچین به شاهرگ ها و سیاهرگ ها قدرتی تازه

میبخشد. 



٢ . از بین بردن اثر خارش نیش های حشرات : 


مخلوطی از یک سهم عسل، ٢ سهم آب ولرم و یک قاشق چای خوری پودر دارچین را روی قسمتی از بدن که

احساس خارش می کنید،قرار دهید خارش و درد در عرض یک یا ٢ دقیقه فروکش خواهد کرد.




٣ . درمان التهاب مفصل(آرتریت): 


روزانه،یک وعده صبح و یک وعده شب،مخلوطی از یک فنجان آب گرم، ٢ قاشق چای خوری عسل و یک قاشق چای

خوری پودر دارچین مصرف شود.این مخلوط معجزه گر در صورت مصرف به طور منظم آرتریت های مزمن را نیز

درمان می کند.بررسی های اخیر روی ٢٠٠ بیماری که قبل از صرف صبحانه از این مخلوط استفاده کردند نشان داد، ٧٣

نفر از آنان در عرض یک هفته کاملا از درد رهایی پیدا کردند و پس از یک ماه بیشتر افرادی که قادر به راه

رفتن یا حرکت نبودند،بدون احساس هیچ دردی توانایی راه رفتن و تحرک خود را به دست آوردند.



٤ . جلوگیری از ریزش مو: 


قبل از دوش گرفتن مخلوطی از مقداری روغن زیتون داغ،یک قاشق چای خوری عسل و یک قاشق پودر

دارچین را به مدت ٥ تا ١٥ دقیقه روی سر قرار دهید و سپس آن را بشویید. 



٥ . از بین بردن عفونت مثانه: 


٢ قاشق غذاخوری عسل به همراه یک قاشق چای خوری پودر دارچین را با مقداری آب ولرم حل کنید و آن را

بنوشید.این روش باعث می شود که میکروب های مثانه از بین برود. 



٦ . درمان درد دندان:


مخلوطی از یک قاشق چای خوری پودر دارچین و ٥ قاشق چای خوری عسل تهیه کنید و روی دندان خراب بمالید.این عمل

را ٣ بار در روز تکرار کنید تا درد تسکین یابد.



٧ . کاهش کلسترول: 

٢ قاشق غذاخوری عسل را با ٣ قاشق چای خوری پودر دارچین در یک لیوان چای حل کنید و بنوشید.این کار

میزان کلسترول خون را طی ٢ ساعت به ١٠ درصد کاهش می دهد.



٨ . درمان سرماخوردگی:


به مدت ٣ روز از مخلوط یک قاشق غذاخوری عسل با یک چهارم قاشق چای خوری پودر دارچین استفاده کنید.این روش

برای درمان سرفه مزمن و سرماخوردگی و سینوزیت به کار می رود. 



٩ . درمان ناباروری:


برای برطرف کردن این مشکل،به مردان توصیه می شود ٢ قاشق غذاخوری عسل را قبل از خواب میل کنند.در کشورهای

چین،ژاپن و خاوردور که با مشکل ناباروری مواجه اند،در طول روز مخلوطی از مقداری پودر دارچین و یک دوم

قاشق چای خوری عسل را به طور مرتب روی لثه و داخل دهان خود قرار می دهند تا مخلوط حاصل از

طریق بزاق وارد بدن شود.زوجی که مدت ١٤ سال بچه دار نمی شدند با شروع مصرف عسل و دارچین پس از مدت

کوتاهی صاحب دوقلو شدند.



١٠ . درد معده: 


مصرف عسل و پودر دارچین علاوه بر درمان درد و نفخ معده،زخم معده را نیز درمان می کند. 



١١ . تقویت سیستم ایمنی:


استفاده روزانه از عسل و پودر دارچین سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و بدن را از حمله باکتری و

ویروس محافظت می کند.دانشمندان دریافتند که عسل دارای مقدار زیادی ویتامین و آهن است.مصرف

مداوم عسل گلبول های سفید خون را تقویت می کند تا بتواند با باکتری ها و بیماری های ویروسی مقابله


کند. 



١٢ . برطرف کردن سوء هاضمه:


قبل از هر وعده غذا،پودر دارچین را روی ٢ قاشق غذاخوری عسل بریزید و میل کنید تا از ترشح اضافی اسید معده

رهایی پیدا کنید زیرا این مخلوط غذاهای سنگین را به راحتی هضم میکند. 



١٣ . جلوگیری از آنفلوآنزا: 


دانشمندی در اسپانیا ثابت کرده که مخلوط عسل و دارچین دارای مواد مفید طبیعی است که از میکروب های


آنفلوآنزا و سرماخوردگی جلوگیری به عمل می آورد .



١٤ . افزایش طول عمر: 


مصرف دائم و مرتب عسل و پودر دارچین مانع پیری زودرس می شود.مخلوطی از ٤ قاشق چای خوری عسل،یک

قاشق چای خوری پودر دارچین و ٣ فنجان آب گرم را با هم بجوشانید.سپس مخلوط به دست آمده را ٣ الی ٤ بار در روز به

مقدار یک چهارم فنجان میل کنید.این مخلوط علاوه بر طراوت بخشیدن و نرم نگه داشتن پوست از پیری

زودرس نیز جلوگیری می کند. 



١٥ .برطرف کردن جوش صورت:


قبل از خواب مخلوط ٣ قاشق غذاخوری عسل و ١ قاشق چای خوری دارچین را روی جوش ها قرار دهید و روز بعد با آب

ولرم بشویید.تکرار روزانه این کار به مدت ٢ هفته،جوش ها را از بین می برد. 



١٦ . درمان عفونت های پوستی: 


قرار دادن مخلوطی به مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین روی قسمت های مختلف پوست، عفونت های

پوستی و اگزما را نیز درمان می کند.

 

 

 
 

١٧ . درمان سرطان: 


تحقیقات جدید انجام گرفته در ژاپن و استرالیا نشان داده،سرطان های پیشرفته معده و استخوان به طور موفقیت آمیزی

درمان شده است.بیماران مبتلا به این سرطان ها ٣ بار در روز و به مدت ٣ ماه یک قاشق غذاخوری عسل و یک

قاشق چای خوری دارچین را مخلوط و مصرف می کنند.



١٨ . از بین بردن خستگی مفرط:


مصرف نصف قاشق غذاخوری عسل و مقداری پودر دارچین در یک لیوان آب اول صبح و بعد از ظهر که بدن با افت نشاط

روبه رو است طی یک هفته نیروی حیاتی بدن را افزایش می دهد. 



١٩ . از بین بردن بوی بد دهان:


شما می توانید پس از بیدار شدن از خواب با محلولی از یک قاشق چای خوری عسل،مقداری پودر دارچین و

آب گرم غرغره کنید تا در طول روز مشکل بوی بد دهان را نداشته باشید.



٢٠ . مشکل شنوایی:


مصرف روزانه مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین در صبح و شب مشکل شنوایی را برطرف می کند.


شایان ذکر است،عسل
مورد مصرف باید خام و پاستوریزه نشده باشد.زیرا که آنزیم های لازم به هنگام عمل


پاستوریزه به علت حرارت دیدن از بین می رود..

 
17/06/2011 12:48 توسط sharareh

.


.


.



.


.



.




کوالا لامپور ، مالزی



.


 
11/06/2011 00:10 توسط sharareh

http://www.iranonair.com/radio.htm
 
31/05/2011 10:19 توسط sharareh
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران


سرويس: ورزشي - فوتبال

اين داستان مردي است كه كرنش را بلد نبود. مردي كه هرگز سرخم نكرد و خم نشد. به برابر هيچ‌كس و نه هيچ چيز حتي برابر مرگ. داستان مردي كه ستاره شد، ستاره ماند و ستاره رفت.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مي‌گويند ستارگان را خاموشي نيست و تنها از ديدگان دور مي‌شوند. همانند ستاره‌ها، همانند ناصر حجازي كه ديگر قامت پرصلابت او را نخواهيم ديد و دل‌مان برايش تنگ خواهد شد. براي چهره مردانه‌اش، حرف‌هاي صريح‌اش حالا بايد براي ديدن دوباره‌اش به خاطره‌هايمان برگرديم به عكس‌ها و نوشته‌ها چرا كه ناصر حجازي ديگر كنار ما نيست. ناصر خان رفت، آن «مرد» رفت.

"من ناصر حجازي هستم. سرد و گرم روزگار را چشيده‌ام. عمري از من گذشته است. همواره سعي كردم از مردم جدا نباشم. هميشه با مردم بوده‌ام، هرچه دارم از خدا و لطف‌ و محبت مردم است. من و امثال من مديون مردم هستيم. رفتم تا شايد ديگران بتوانند..."

ناصر حجازي مردي از جنس آذر و آتش بود. آرام نبود و قرار نداشت. اهل بازي نبود و هميشه خودش بود. شماره يك آبي‌ها، ايران و آسيا 28 آذر 1328 در محله آرياناي تهران چشم به دنيا گشود و 62 سال بعد زمين و زميني‌ها را براي هميشه ترك كرد.

او سنگربان نخست ايران و آسيا در دهه 50 بود و در جام ملت‌هاي آسيا و بازي‌هاي آسيايي قهرمان شد. در بازي‌هاي المپيك و جام جهاني به ميدان رفت و با آبي‌هاي تهران در تخت جمشيد و جام باشگاه‌هاي آسيا به بالاترين‌ها رسيد. هنوز هم مانده‌ايم كه چرا فدراسيون جهاني تاريخ و آمار فوتبال ناصرخان ما را دومين دروازبان قرن بيستم قاره كهن پس از محمد الدعايه عربستاني مي‌داند. حجازي ما هميشه اول بود. هميشه يك بود. او فوتبالش را از نادر شروع كرد. از 1345 تا 1348 نادري بود و سپس راه تاج را در پيش گرفت. تا 1356 درون دروازه آبي‌ها تهران ايستاد و پس از يك سال‌ و نيم بازي براي شهباز دوباره به استقلال برگشت و تا پايان فوتبالش در سال 1365 كنار آبي‌ها ماند، ولي در سال 1369 و با پيراهن محمدان بنگلادش دستكش‌هايش را آويخت!

ناصر حجازي در فاصله سال‌هاي 1347 تا 1359 شصت و دو بار پيراهن تيم ملي ايران را پوشيد و تنها به خاطر قانوني عجيب و معروف به قانون «29 ساله‌ها» در 29 سالگي از تيم ملي كنار گذاشته شد.

حجازي پس از جام جهاني 1978 آرژانتين براي مدت كوتاهي با منچستريونايتد تمرين كرد و پنج بازي را نيز درون دروازه‌ تيم ذخيره‌هاي منچستريونايتد ايستاد. ولي همين مدت كوتاه و يا 5 بازي ناچيز دليلي نشد تا سرالكس فرگوسن و شياطين سرخ احوالپرسي او در دوران بيماري نشوند و از راه دور سراغ بازيكن تمريني خود را نگيرند. آن‌ها از راه دور جوياي احوال بازيكن تمريني خود شدند و ما در همين نزديكي هم حال ستاره‌مان را نپرسيديم! همين‌ها بود كه دل «مرد» را به درد مي‌آورد. چنان كه بهار هم نمي‌تواند حال و هواي ابري دلش را دگرگون كند. براي همين بود كه مي‌گفت و مي‌نوشت كه «غم قفس به كنار، آنچه عقاب را پير مي‌كند. پرواز زاغ‌ها بي سر و پا است.»

ناصر خان. چهل و يكمين دروازه‌بان شايسته فوتبال جهان آدم عجب و غريبي بود. عجيب و غريب ولي بزرگ، محترم و دوست داشتني. «مرد» فوتبال ما هميشه كارهاي خاص خودش را مي‌كرد. مثل همان زمان در هجده سال بيشتر نداشت و به خاطر شكستن كتف نامش از سوي رايكوف مربي وقت تيم ملي خط خورد، ولي او را به صحبت قانع كرد و در نهايت هم حرفش را به كرسي نشاند.

يا همان زمان كه راه بنگلادش را در پيش گرفت. دروازه‌بان و مربي محمدان شد و با اين تيم پرسپوليس مدعي در رقابت‌هاي آسيايي حذف كرد و در جمع 8 تيم برتر آسيا قرار گرفت.

اين هم تصميم‌هاي دور از انتظار «ناصرخان» نبود. او يكبار آبي‌ها را با چيدمان 2ـ6ـ2 روانه شهرآورد تهران كرد و در نهايت هم نتيجه را 3 بر صفر واگذار به قرمزهاي تهران.

او در تهران در ديدار پاياني جام باشگاه‌هاي آسيا هم تصميم عجيبي گرفت و محمدعلي يحيوي را به جاي پرويز برومند درون دروازه آبي‌ها قرار داد. شايد اين تصميم باعث شد تا جوبيلو ايواتاي ژاپن در تهران و برابر هواداران آبي در ورزشگاه آزادي جشن قهرماني را برپا كند.

ناصر حجازي تمام عمرش را جنگيد و مبارزه كرد، درست همانند 15 ماه پايان عمرش با سرطان ريه. او در مدرسه عالي ترجمه، مدرك ليسانس مترجمي زبان را گرفت، همانجا با همسرش آشنا شد، گرچه آتيلا و آتوسا حاصل اين پيوند بودند، ولي دروازه‌بان فراموش شدني فوتبال ايران ستارگان بسياري در فوتبال ايران و جهان به همگان شناساند از جمله علي دايي، آقاي گل فوتبال جهان و رحمان رضايي را.

فوتبال همه زندگي‌اش بود، ولي او هرگز نخواست تا يك بازيكن بازنشسته ولي خوشنام بماند.

او هيچ گاه در سايه نرفت. شنا بر خلاف جهت آب عادت هميشه آقاي شماره يك ما بود. حالا او رفته است، ما مانده‌ايم بدون ناصر خان حجازي. فوتبال ايران ديگر ناصر حجازي خوش پوش و خوش گفتارش را ندارد. دل‌مان برايت تنگ مي‌شود. براي تو، حرف‌هاي صريحت و رفتار مردانه و مردمدارانه‌ات.

حالا بايد ميان خاطره‌هايمان آن «مرد» را جست‌وجو كنيم.

حالا ما مانده‌ايم و چسبيده‌ها و خاطره‌هايي دير و دور. به دورود آقاي هميشه شماره يك . خداحافظ ناصرخان . خدانگهدار آقاي حجازي، روحت شاد و سپاس كه اسطوره بودي، اسطوره ماندي و به دنبال باد نرفتي. ياد مردي و مردانگي‌ات تا هميشه به خير باد.

گزارش از محمد عليجاني بائي، خبرنگار ايسنا

 
23/05/2011 11:09 توسط sharareh
Radio Iran On Air 
P.O. Box 2007
SE-174 02 SWEDEN
+46 8 68 70 380, +46 8 68 70 384

Copyright 2008 Iran On Air
 
Powered By MemHT Portal
سئوال هفته
کدام بخش از برنامه های این رادیو بیشتر مورد توجه شماست؟
امروز و فردای ایران ـ دکتر حسین لاجوردی
مطالب علمی و پزشکی
داستان
معرفی کتاب
گفتار آزاد دو مجری شهرام و شراره
آبدارچی و عباس
مریم و منوچهر
اخبار
جدیدترین ترانه ها
فیلمهای هفته
شعر و ادبیات
مسابقه و سرگرمی
کل برنامه
دو یا چند برنامه
نتیجه
(23 نظرات)

international42

hotel109

house224

games46

getting213

homes202

home100

isle214

inch2

susanmosley.com

guitar109

hotels118

hamilton223

hoodia224

irvine155

java60

bayterrace.com

income43

indonesia95

hotels125

bayfield.org

jobs163

java53

home16

freebdsmfilm.com

help177

infection115

hotels59

home75

iraq133

home118

html59

games72

houston29

champeople.org

hotels114

high67

jacket2

have204

firsttimedriver.com

guns151

heart129

jesse102

hotel34

john186

home132

halloween218

industrialproducts.com

inch22

hockey178

guard42

jobs150

india61

html85

garden103

germany201

hours140

hard59

have164

images187

high54

hotels30

growth39

jobs151

holidays203

garden98

hdtv11

link4all.net

high245

group0

into82

isle212

hospital245

help177

home34

html40

hotel14

heavy145

have196

tinparis.net

heart116

india55

homes193

head27

game11

heart121

hotel112

hollywood204

hall205

italian223

leeindustries.com

health51

theyellowstoneclub.com

house242

information149

international28

italian225

jean79

gaming83

india57

html86

have141

home27

heart101

hdtv243

history135

guitar124

gear143

health59

hotels78

hard95

hunt134

hotel46

idea153

history148

immigration198

hotel89

high5

height151

john244

house217

home50

health89

island188

guide80

internet69

high16

hell157

jesus115

zzcat.com

house190

swingsation.net

games66

input155

internal12

harry119

insurance241

guitar146

gets203

benton.org

home168

house208

hospital9

island189

sacksstore.com

hotel122

india70

have193

head15

jobs174

georgia193

horses242

hair192

ghost215

jack235

jobs168

hollywood206

game19

labexpertise.com

handle248

garden108

information135

info132

jobs157

international37

jobs175

head14

have222

house192

garden107

gene146

hotel184

high233

cakemusic.com

island187

here192

inch224

skooldays.com

john194

have197

home140

general159

java56

teenxworld.com

hotel91

bulkshemales.com

income36

halloween222

high53

john189

home245

inches31

jobs153

john221

hamilton223

hotel52

herbal-provider.com

have163

island199

hair189

williamshatner.com

hotel169

house194

st-joseph.org

india69

guide55

home129

mariachi.org

hills117

jimmy119

hybrid143

hard86

hockey178

home42

home46

https111

hands2

ingles153

sugarmountainhome.com

http95

games48

hospital2

blackberrypaper.com

hotel17

mexico-radio.com

india60

hotel25

hard79

island169

home77

institute198

have217

jersey98

newsdemocratleader.com

hotel249

hospital3

island187

house152

heights152

high246

health57

hotels103

home128

hotels111

garden111

horse231

html81

bluegrasscenter.com

getting212

john232

astellas.us

internet61

gigabyte238

hotels98

guitar139

have197

gear142

gear138

hotel163

hill108

hill99

html60

home174

hill84

honey210

health56

home36

have219

ghost215

georgelynch.com

income39

home33

ireland138

horses241

game19

hotel227

inch21

hotels110

guitar117

hair176

ingles153

hotel115

high37

hamilton224

high249

bikyle.com

jobs178

hotel82

maturesexdesire.net

house211

internet74

hard78

gigabyte237

jacket2

promosontime.com

hotel158

invalid122

hard28

hard95

history139

inch237

high26

home80

house159

jean75

hotel164

rossboxing.com

games30

iowa128

john190

hotels28

island191

hotel142

hills111

i386150

hotel139

high25

home164

hotel218

have132

house177

hill87

microplane.com

html40

group22

into86

home143

home80

international15

holiday192

http106

hair181

house171

hotel136

ukgateway.net

head40

interface1