.


.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.


.
 
 
09/03/2010 16:50 توسط sharareh
 
09/03/2010 05:38 توسط sharareh
تقدیم به تمام زنان سبز سرزمین سبزم ایران

سرزمینم،خاک افسون گر، دل خاورمیانه
نام تو، تاریخ تو ، مردان کویت جاودانه
من زن ایرانیم ، ایرانی از جنس تن تو
هم صبور و هم غیورم طفلی از آبستن تو
من زن ایرانیم، همسایه و همنسل شیرین
خواهر تهمینه و هم قصه پوران و پروین
من زن ایرانیم ، اهل تمدن ، زاده پارس
مثل دریا میخروشم ، من خلیجم تا ابد فارس
من زن ایرانیم،یک چشمه شرم ناب دارم
قدصدها سد«سیوند» پشت چشمم آب دارم
گرچه خون دریا شد اینجا،سبزم اما چون دماوند
هرچه باشد نیک باید،برهمین اندیشه پابند
من زن ایرانیم می سازمت با خشت جانم
میزنم تا سقف تو صدها ستون با استخوانم
من زن ایرانیم ، ایرانی از جنس تن تو
هم صبور و هم غیورم طفلی از آبستن تو

هیلا صدیقی
 
08/03/2010 15:53 توسط sharareh
تصنیف قدیمی رفتم در میخانه حبیبم, دستگاه نوا شاه غزل حافظ آواز: استاد محمد رضا شجریان پیانو: رامین ذوالفنون سال اجرا ۱۹۹۰ منزل استاد ذوالفنون


..
 
07/03/2010 18:26 توسط sharareh


برای مشاهده ی روزنامه در ابعاد بزرگتر ، اینجا کلیک کنید

چهارشنبه 16 اسفند 1357 ، یکی از پرشور ترین روزهای تاریخ معاصر ایران است . روز جهانی زن در آن سال ، نه تنها مرزهای پاس داشتی سمبولیک را درنوردید ، بل همچون سندی ماندگار از مقاومت زنان در برابر نرینه سازی مذهبی باقی ماند . در حالی که بسیاری از زنان خود را آماده ی برپایی مراسمات ویژه ی این روز می کردند ، اظهارات آیت الله خمینی ، به این روز رنگ و بوی دیگری بخشید . آیت الله که خود را در موقعیت شارعی ورای قانون می دید ، زنان را مکلف کرد که در ادارات ، از حجاب اسلامی استفاده کنند . این اظهارات ، خشم بسیاری از زنان طبقه ی متوسط شهری را برانگیخت . اما زنان در این میان ، خود را بشدت تنها می دیدند … بسیارانی از خطر قریب الوقوع بی اطلاع بودند و نمی دانستند که اینها ، پیش مقدمه ی پاکسازی بزرگ است . با این حال ، فریاد اعتراض زنان در روز جهانی زن چنان پر طنین بود که پس از گذشت سی و یک سال ، همچنان به حیات نمادین خود ادامه می دهد .
آنچه خواهید خواند ، روایتی کامل از وقایع آن روز است :
————————————————————————————————
ابتدا به گزارش روزنامه ی کیهان در این باره می پردازیم :

برای مشاهده در ابعاد بزرگتر ، اینجا را کلیک کنید

« گروهها و دسته جات مختلف زنان از صبح امروز در خیابانهای مرکزی و شمالی تهران به مناسبت روز جهانی زن و بخاطر ابراز نظرات خود درباره ی حجاب زنان ، دست به راهپیمائی زدند . در راه پیمائی های امروز زنان ، تعداد زیادی از دانش آموزان مدارس دخترانه نیز شرکت داشتند .آنها علیه کسانی که به زنان بی حجاب در روزهای اخیر حمله کرده اند ، شعار می دادند .
بسیاری از راهپیمایان به طرف دانشگاه حمله کردند و در دانشکده های این دانشگاه اجتماع کردند و جمع دیگری از آنها در خیابانهای اطراف دانشگاه ، بلوار ، پهلوی و … به راهپیمائی ادامه دادند . راهپیمائی امروز در حالی انجام شد که ریزش برف بی وقفه از اولین ساعات بامداد شروع شده است . طبق گزارشات رسیده از ادارات و وزارتخانه های مختلف نیز جلساتی برای رسیدگی به مسائل مربوط به حجاب که طی چند ساعت اخیر مطرح شده ، به بحث و گفتگو پرداختند و در برخی واحدها ، کارها برای چند ساعت دچار وقفه شد .
بحث و گفتگو درباره ی حجاب ، از دیروز در تهران بالا گرفته است و از صبح امروز بدنبال مصاحبه ی تلفنی رادیو ایران با داماد امام خمینی اوج گرفت . گزارش های خوانندگان کیهان از چندین برخورد بین زنان بی حجاب با عناصر تندرو که آنها را ملزم به بر سر کردن چادر می کردند حکایت دارد . کارکنان زن قسمت فروش هواپیمائی ایران شعبه ی ویلا امروز اعلام داشتند حجاب اجباری زن باید نجابت و پاکی درون او باشد . آنها عقیده داشتند که حجاب ظاهری نباید اجباری باشد . این زنان همچنین گفتند روحانیون می توانند در این مورد اظهارنظر کنند ، اما نباید در این مورد اجباری در کار باشد . این مساله باید به خود زنها واگذار شود تا اگر خواستند چادر سر کنند یا از پوشش های دیگر استفاده کنند . نظیر چنین گزارشی از قسمت های دیگر فروش بلیت هواپیما نیز رسیده است . از سوی زنان کارمند فروش بلیت به گفته ی خودشان نماینده ای به منزل آیت الله طالقانی فرستاده شده است . زنانی که امروز پس از راهپیمائی در خیابانهای شهر به دانشگاه تهران رسیده بودند گفتند در خیابانها برخی مردان به ما می گویند : « یا روسری یا توسری » این توهین بزرگی است به نیمی از اجتماع که در انقلاب اخیر در کنار مردان شرکت داشتند و شهید دادند .
درباره ی اعتراض به حجاب و حمله به زنان و دخترانی که بی حجاب هستند ، امروز در مدارس مختلف از جمله مرجان و هشترودی ، ولی الله نصر ، خوارزمی ، آذر و هدف ، در خیابانها دست به تظاهرات زدند و بطرف دانشگاه تهران به حرکت درآمدند .
همزمان با حمله ی گروهی از مردان در میدان ولیعهد به چند زن بی حجاب و پرتاب سنگ به طرف آنها که منجر به مجروح شدن چند نفر از آنها شد ، راهپیمائی از این میدان توسط زنانی که مورد اهانت قرار گرفته بودند و زنان دیگری که به آنها پیوسته بودند ، به طرف دانشگاه تهران آغاز شد . در تعدادی از بیمارستانهای تهران نیز امروز اعتراض هایی به نحوه ی روبرو شدن با مساله ی حجاب اسلامی شروع شد . در شبکه ی 4 بیمارستان به آور ، زنان کارمند امروز اعلام داشتند اگر تصمیم قاطع و قانع کننده ای گرفته نشود ، نمی توانند سر کار حاضر شوند . زنان کارگر ئ کارمند بیمارستان هزار تختخوابی نیز تاکید داشتند که حجاب اجباری زن باید پاکی و نجابت او باشد . در مخابرات 118 و قسمت 124 نیز امروز زنان کارمند در رابطه با مساله ی حجاب دست به راهپیمائی زدند .
همچنین زنان عضو کمیته ی بیداری زنان ، که امروز پس از یک راهپیمائی طولانی در تهران ، در دانشگاه تهران اجتماع کرده بودند ، اعلام داشتند که تنها نجابت و پاکی زن را به عنوان حجاب اجباری می پذیرند .
حمله به زنان بی حجاب در برخی نقاط تهران امروز در حالی صورت گرفت که چندین بار از سوی برخی مراجع تقلید و روحانیون پیشرو اعلام شد که چنین عملی با روح اسلام هماهنگی ندارد و مورد تائید نیست و منظور از پوشش اسلامی ، تنها پوشیده ماندن مو و زینت آلات زنان است .
پیش از ظهر امروز از دانشگاه تهران خبرنگار کیهان گزارش داد که عده ای از زنان وزارت خارجه همراه با پلاکاردهایی که روی آنها شعارهایی درباره ی حجاب نوشته شده بود ، وارد دانشگاه تهران شدند . گروهی از مردان نیز در کنار زنان تظاهرات کردند و روی پاکی و شجاعت تاکید داشتند .
ظهر امروز خبرنگار کیهان گزارش داد : 15 هزار زن که در دانشکده ی فنی دانشگاه تهران جلسه ی سخنرانی داشتند ، بدنبال یک رای گیری تصمیم گرفتند دست به راهپیمائی بزنند . آنها در حالی که گروهی از مردان همراهشان بودند ، بطرف نخست وزیری حرکت کردند . زنها شعار می دادند : « ما با استبداد مخالفیم » ، « چادر اجباری نمی خواهیم »
———————————————————————————————–

اما موافقان حجاب اجباری نیز بیکار ننشستند .روزنامه ی کیهان همان روز نوشت : « روز جهانی زن امروز در حالی برگزار شد که شب گذشته از طریق تلویزیون از طرف زنان مجاهد مسلمان اعلام شد که این یک روز غربی است و به زودی روز زن در حکومت اسلامی اعلام می شود . » خبر دیگر اینکه : « پیش از ظهر امروز خبرنگار کیهان از دانشگاه تهران گزارش داد که یک گروه از مردان تندرو با شعار « مرگ به ارثیه ی رضا کچل » وارد دانشگاه تهران شدند و به نفع چادر و حجاب دست به تظاهرات زدند . »
حجه الاسلام اشراقی داماد آیت الله خمینی نیز در گفتگو با بخش خبری رادیو ایران ، در مقام پاسخگویی به اعتراضات زنان برآمد . اشراقی گفت : « من فکر می کنم این کار صحیح نباشد که عده ای بخواهند با تندروی و شدت عمل جلوی خانم ها را بگیرند . باید حجاب رعایت شود و قوانین اسلامی مو به مو اجرا گردد و در همه ی موسسات و ادارات و مدارس و دانشگاهها به این موضوع توجه شود . اما حجاب باید در نظر داشت که بمعنی چادر نیست . همین قدر که موها و اندام خانم ها پوشانده شود و لباس آبرومند باشد ، حالا به هر شکلی که باشد مهم نیست . چادر چیز متعارفی است و بسیار خوب است . اما بخاطر طرز کار و نوع کار خانم ها شاید گاهی پوشاندن بدن و مو بطریق دیگر هم حجاب باشد ، حرفی نیست . باید طبق نظر مبارک امام ، حجاب اسلامی در سطح کشور توسط خانم ها با اشتیاق اجرا شود . ولی مردم هم نباید منکر را با منکر دیگر دفع کنند . باید با روش مسالمت آمیز و نصیحت و راهنمایی خانم ها را تشویق کرد که حجاب اسلامی داشته باشند . اما اگر در این مورد توهینی به خانم ها بشود ، آن خودش منکر است . در مورد اقلیتهای مذهبی همیشه نظر مبارک امام این بوده که آنها از هر حیث مورد احترام و حمایت باشند . و امام همیشه توصیه ی اقلیت های مذهبی را می فرمایند . آنها از نظر ما محترم هستند و مال و جانشان محترم است . آنها باید با کمال آزادی زندگی کنند ، اما اگر خانم های اقلیت مذهبی هم رعایت حجاب اسلامی را بکنند ، چه بهتر »
عباس امیرانتظام ، مردی که عنوان پرسابقه ترین زندانی سیاسی پس از انقلاب را یدک می کشد و در روزهای نخست انقلاب ، سخنگوی دولت موقت بود نیز ، موضعی همسو با موافقان حجاب اجباری اتخاذ کرد و در پاسخ به پرسش خبرنگاری که پرسید : « دولت دستور امام را در مورد حجاب تائید می کند ؟ » ، پاسخ داد : هیچ دستوری از طرف امام نیست که مورد تائید دولت نباشد .
———————————————————————————————–
مراسمی نیز از طرف جریان های عمدتا چپ گرا ، در دانشگاه صنعتی برگزار شد :
« در سالن ورزشی دانشگاه صنعتی ، تعداد زیادی مرد و زن گرد هم آمده بودند ، عده ای خانم های با چادر دیده می شدند و تعدادی از خانمها فرزندان خود را نیز همراه آورده بودند . بروی دیوارهای سالن شعارهایی از این قبیل دیده می شد : « مهم ترین گام برای آزادی ، محو استثمار انسان از انسان است » جلسه ی سخنرانی با سخنان خانم تبریزیان درباره ی روز جهانی زن و علل بوجود آمدن این روز آغاز شد . با اشاره به اعتصاب کارگران نساجی آمریکا که برای بدست آوردن حقوق یکسان و تقلیل ساعت کار به 10 ساعت آغاز شده بود ، مبدا این روز قرار گرفت و خواست هایشان نیز در نطفه خفه شد . خانم تبریزیان به مبارزات دیگر زنان در ویتنام ، آنگولا و دیگر کشورهای در حال رشد اشاره کرد و حرکت های دموکراتیک که امروز نقش فعالی در مبارزات ضد امپریالیستی دارد . او به نقش فعال و آزادانه ی کشورهای سوسیالیستی اشاره کرد که راهگشای مبارزات زنان در کشورهای در حال رشد است .
از جالب ترین برنامه های جلسه ی دیروز ، سخنان یک زن کارگر کوره پزی بود که بزبان بسیار ساده و با لهجه ی شیرین آذربایجانی از مبارزات خود سخن گفت . این مادر کارگر پس از نثار درود بر روان پاک شهیدان ، به فعالیت های خود در سال 1332 اشاره کرد و گفت که ما در آن زمان شجاعانه از حقمان دفاع می کردیم و خواستار حقوق یکسان با مردان بودیم و حتی برای صحبت کردن با زنها ، با این که خودمان بیسواد بودیم ، به خانه ها می رفتیم و زنها را تشویق می کردیم که از حق خودشان دفاع کنند . اوسپس اشاره کرد که بارها بخاطر همین فعالیت ها به زندان افتاده است . از جمله خاطراتی که این زن کارگر با صداقت تمام بیان داشت ، ماجرای روزی بود که در زمان محمدرضا و در این اواخر به پخش اعلامیه مشغول بود و یکی از مامورین او را توقیف کرد و او با زرنگی بسیار گفته بود که آنها را از روی زمین پیدا کرده است . اما این حرفها آنها را قانع نکرده و او را به زندان انداخته بودند . در خاتمه ی حرفهایش از همه ی زنها و جوانها که آنها را بچه های عزیز خطاب می کرد خواست که مبارزه را تا بدست آوردن نتیجه ی مطلوب ادامه دهند . او در آخر سخنانش پیامی به زبان ترکی فرستاد .
در این قسمت از برنامه شخصی به نام آقای عزیزی نیز شعری بزبان ترکی خواند که با استقبال زیادی از طرف حاضرین روبرو شد .
هنگام معرفی « شهلا روزبه » ، حاضرین از جایشان بلند شدند و سه بار فریاد زدند « درود بر روزبه » . شهلا روزبه که تحت تاثیر احساسات بی شائبه قرار گرفته بود ، سخنان خود را درباره ی وضعیت زن در ایران معاصر آغاز کرد . او گفت که حکومت فاشیستی سابق زن را در رنگ و لعاب پیچید و زن را نه تنها به پیش ، بلکه کاملا عقب افتاده و بصورت یک کالا درآورد . شهلا روزبه به کشف اجباری حجاب در زمان رضاشاه و هدف نادرست از این عملی که ترقی خواهانه قلمداد میشد سخن گفت .
آخرین برنامه با شعرخوانی سیاوش کسرایی آغاز شد . سیاوش کسرائی قبل از آغاز به شعرخوانی اعلام کرد : « چون هیچگاه زن را از مرد جدا ندیده ام ، هرگز نمی توانم نیمی از موجودات جهان را کنار بگذارم ؛ و چهار شعر را که به عنوان زن سروده ام ، می خوانم :
« زن در مزرعه » ، « زن در خانه » ، « زن در بی پناهی » و « زن در خیابان » . کسرایی آخرین شعر خود « تفنگ من » را با این پیام خواند : « من در یک دستم پرچم سفید و در دست دیگرم تفنگ است »
این جلسه بدون اعلام قطعنامه ای پایان یافت »
———————————————————————————————–
با این حال مناقشه بر سر حجاب اجباری و دیگر مسائل مربوط به زنان همچنان ادامه یافت و به مصاحبه ی تلویزیونی معروف آیت الله سید محمود طالقانی انجامید . همان مصاحبه ای که روزنامه ها با تیتر « در مورد حجاب اجبار در کار نیست » انتشار دادند . با این وجود مسئله ی زنان در آن روزها ، وجه المصالحه ی احزاب و گروههای سیاسی قرار گرفت . کمتر کسی ، از زنان بواسطه ی « زن » بودنشان دفاع کرد و اندک حمایت های صورت یافته نیز ، یا نشان از ترحم و تطهیر داشت ، یا به مانند جریانهای چپ ، مساله ی « زنان » را تا حد حرکتی حزبی تقلیل می دادند . مروری بر وقایع آن روزها و اظهار نظر بلندپایگان مذهبی نزدیک به آیت الله خمینی چون داماد او نشان می دهد که تا چه اندازه ای اعمال حجاب اجباری ، ناشی از اراده ی شخصی او بوده است . اراده ای که خود را مقدم بر خواست میلیونها زن ایرانی می دانست ، جایی که اشراقی به صراحت می گوید : « باید طبق نظر مبارک امام ، حجاب اسلامی در سطح کشور توسط خانم ها با اشتیاق اجرا شود » . بازخوانی آن روزها ، بیش از هر چیزی ، سست پایگی مبانی حجاب اجباری را نشان می دهد . تصمیمی که به نظر می رسد پیش از آنکه تصمیمی مذهبی باشد ، حرکتی سیاسی بوده است .


منبع: وبلاگ مصائب آنا

 
07/03/2010 16:12 توسط sharareh
..
 
07/03/2010 13:29 توسط sharareh
الناز شاکردوست بازیگر سینما و علیرضا حقیقی بازیکن تیم فوتبال پرسپولیس سه​شنبه شب گذشته طی مراسمی عقد کردند. به گزارش خبرآنلاین، حقیقی، دروازه​بان تیم فوتبال پرسپولیس است که از سه سال قبل با این سمت در تیم قرمزپوش پایتخت بازی می​کند. شاکردوست هم از سال 1383 و با بازی در فیلم سینمایی «گل یخ» به کارگردانی کیومرث پوراحمد وارد سینما شد. او در این سال​​ها در 25 فیلم سینمایی که اغلب فیلم​هایی تجاری بودند بازی کرده است که از جمله این کار​ها می​توان به «بی​وفا»، «کیش و مات»، «مجنون لیلی» و «عروس فراری» اشاره کرد.

 
 
07/03/2010 13:01 توسط sharareh
دانشمندان ناسا اعلام کرده‌اند زلزله اخیر شیلی که بیش از 700 نفر را به کام مرگ کشاند، محور زمین را جابجا کرده و طول شبانه‌روز را نیز کوتاه کرده است. آیا می‌دانید زلزله چطور این تغییرات را سبب می‌شود؟ریچارد گروس، متخصص ژئوفیزیک در جی.پی.ال ناسا اعلام کرد: «زلزله 8.8 ریشتری احتمالا محور زمین را به اندازه 2.7 هزارم ثانیه قوسی معادل 7.6 سانتی‌متر جابه‌جا کرده و طول شبانه‌روز را به اندازه 1.26 میکروثانیه کوتاه‌تر کرده است....




به گزارش نیوساینتیست، گروس از همین مدل برای تخمین جابه‌جایی حاصل از زلزله سوماترا در دسامبر 2004 / آذر 1382 که منجر به سونامی اقیانوس هند شد، استفاده کرد. این زلزله با شدت 9.1 ریشتر، محور زمین را به اندازه 2.3 هزارم ثانیه قوسی جابه‌جا و طول شبانه‌روز را 6.8 میکروثانیه کوتاه کرد.

 

وی ادامه داد: «زلزله شیلی در عرض‌های جغرافیایی میانی زمین قرار داشت که این موضوع، باعث شد زلزله با وجود داشتن شدت کمتر، محور زمین را بیشتر جابه‌جا کند. به علاوه خطایی که باعث شد زلزله شیلی با زاویه تندتری به داخل زمین نفوذ کند ، آن را در جابه جایی جرم تواناتر کرد».

 

چگونه محور زمین جابجا می‌شود؟
اما چرا وقوع زلزله، شبانه‌روز را کند می‌کند؟ پاسخ این پرسش در یکی از اصول فیزیکی به نام بقای تکانه زاویه‌ای نهفته است. وقتی جسمی در حال دوران نسبت به نقطه‌ای خاص است، مفهومی به نام اندازه‌حرکت زاویه‌ای یا تکانه زاویه‌ای پدید می‌آید که کمیتی برداری است و مقدار آن از حاصل‌ضرب جرم، فاصله جسم از مرکز و سرعت حرکت جسم به دست می‌آید. وقتی در انرژی سیستم اختلالی ایجاد نشود، تکانه زاویه‌ای ثابت می‌ماند؛ یعنی هم جهت بردار آن ثابت می‌ماند و هم مقدار آن.

 

ساده‌ترین شاهد مثال آن، ورزشکار پاتیناژ است که وقتی با دست و پای باز و کاملا کشیده شروع به دوران می‌کند، سرعت دوران کمی دارد؛ اما وقتی دست و پا را جمع می‌کند و کاملا به بدنش می‌چسباند، سرعت دورانش به شدت افزایش پیدا می‌کند.

 

مثال دیگر، دوران زمین به دور خورشید است. در بهار و تابستان، زمین از خورشید دورتر است و به همین دلیل، هر فصل 93 روز طول می‌کشد. درحالی‌که در پاییز و بخصوص زمستان، زمین به خورشید نزدیک‌تر است و از این رو فصل پاییز 90 روز و فصل زمستان، 89 روز طول می‌کشد.

 

 

در مورد زمین هم ماجرا به همین شکل است. محور دوران زمین به‌دور خودش، با محور دوران زمین به دور خورشید، 23.45 درجه اختلاف دارد؛ اما وقتی زلزله‌ای اتفاق می‌افتد، پوسته‌های زمین جابجا می‌شوند و جرم و فاصله‌شان از محور دوران زمین اندکی تغییر می‌کند. اما از آن‌جا که این اتفاق، درونی است و از بیرون نیرویی اعمال نشده، تکانه زاویه‌ای باید ثابت بماند. به همین دلیل، سرعت دوران و جهت بردار زمین اندکی تغییر می‌کند. از سوی دیگر، زمین کره یکنواختی نیست و به همین دلیل، زمین‌لرزه یکسانی در نواحی مختلف، تغییرات متفاوت و غیرقابل  پیش‌بینی به همراه دارد.




 

 
07/03/2010 12:57 توسط sharareh
..

اپرای عروسکی مولانا
بخش اول گفت و گوی شمس و مولانا
با صدای همایون شجریان و محمد معتمدی


هر زمان نو می شود دنیا و ما
بی خبر از نو شدن اندر بقا
پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی ست
مصطفی فرمود دنیا ساعتی ست
آزمودم، مرگ من در زندگی ست
چون رهی زین زندگی، پایندگی ست

کیستی تو... قطره ای از باده های آسمان
این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان
کیستی تو... آدمی مخفی ست در زیر زبان
این زبان پرده است بر درگاه جان
کیستی تو... تیر پرّان بین و ناپیدا کمان
جان ها پیدا و پنهان جانِ جان

کیستی تو... رهنُمایم، همرهت باشم رفیق
من قلاووزم در این راه دقیق
کیستی تو... همدلی کن ای رفیق
در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
هم عشق پری دارم، هم مرد پری خوانم
هر کس که پری خو تر، در شیشه کنم زودتر

برخوانم و افسونش حراقه بجنبانم
هم ناطق و خاموشم، هم لوح خموشانم
هم خونم و هم شیرم، هم طفلم و هم پیرم
کیستم من؟ کیستم من؟ چیستم من
تا نگردی پاکدل چون جبرئیل
گرچه گنجی در نگنجی در جهان
رخت بربند و برس در کاروان
آدمی چون کشتی است و بادبان
تا کی آرد باد را آن بادران

هیچ نندیشم به جز دلخواه تو
شکر ایزد را که دیدم روی تو
یافتم ناگه رهی من سوی تو
چشم گریانم ز گریه کند بود
یافت نور از نرگس جادوی تو
بس بگفتم کو وصال و کو نجاه
برد این «کو کو» مرا در کوی تو
جست وجویی در دلم انداختی
تا ز جست وجو رود در جوی تو

خاک را هایی و هویی کی بُدی؟
گر نبودی جذب های و هوی تو
مخزن «انّا فتحنا» برگشا
سرّ جان مصطفی را بازگو
مستجاب آمد دعای عاشقان
ای دعاگو آن دعا را بازگو
چون دهانم خورد از حلوای او
چشم روشن گشتم و بینای او
پا نهم گستاخ چون خانه روم
پا نلرزانم نه کورانه روم

.
.
.
.

.
 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.

.

.

.

.
.
.
.
.

 
 
 
06/03/2010 02:23 توسط sharareh

.  «نیش زنبور» به كارگردانی «حمیدرضا صلاحمند» داستان كمدی متفاوتی است كه با بازی «رضا كیانیان» و «رضا عطاران» از روز چهارشنبه هفته گذشته در بیش از 50 سینمای كشور اكران عمومی شده است و با فروش 10 میلیون تومانی روز گذشته در تهران توانسته است از مرز 110 میلیون تومان عبور كند كه این موضوع نشان دهنده شروع خوبی برای فروش سینمای ایران در دور جدید اكران‌ها و احتمال پررونق شدن اكران سایر فیلم‌ها تا پایان سال خواهد بود.
بر اساس این گزارش، رضا كیانیان، رضا عطاران و مریلا زارعی بازیگران اصلی این فیلم سینمایی هستند كه براساس فیلمنامه‌ای از «سروش صحت» داستان دو دوست كلاهبردار به نام‌های رضا و اسد است كه در یك ركب‌زنی حرفه‌ای مقابل هم قرار می‌گیرند و ناگهان كسی از گرد راه می‌رسد و ...
«نیش و زنبور» در تاریخ 20 اردیبهشت ماه 88 در محله فرمانیه كلید خورد و اواخر خرداد در خیابان‌های اطراف میدان صنعت و خیابان زرافشان فیلمبرداری‌اش به پایان رسید.
لیست كامل عوامل «نیش و زنبور» به شرح زیر است:
كارگردان: حمیدرضا صلاح‌مند، تهیه‌كننده: علی سرتیپی، فیلمنامه: سروش صحت، مدیر فیلمبرداری: مسعود سلامی، طراح چهره‌پردازی: مهرداد میركیانی، طراح صحنه و لباس: فرهاد ویلكیجی، صدابردار همزمان: آرش برومند، مدیر تولید: یوسف صمدزاده، مدیر برنامه‌ریزی: محمد آهنگرانی، عكاس: محمد فوقانی،سرمایه‌گذاران: محمدرضا تخت‌كشیان، علی سرتیپی و روح‌الله بهمنی

 

 

كارگردان: حمیدرضا صلاحمند

 

 

بازیگران: رضا كیانیان، رضا عطاران، مریلا زارعی، رضا داوودنژاد، الیزابت امینی، ژاله صامتی، پوراندخت مهیمن، بیتا سحرخیز، فاطمه شكری، ملكه رنجبر، كامران فیوضات، شاپور كلهر،حامد جوادی، علی حمزه‌لو

داستان: دو دوست كلاهبردار به نام‌های رضا و اسد است كه در یك ركب‌زنی حرفه‌ای مقابل هم قرار می‌گیرند و ناگهان كسی از گرد راه می‌رسد و ...

عکسهای فیلم نیش و زنبور با حضور مریلا زارعی و الیزابت امینی - tafrihclub.com

رضا كیانیان، رضا عطاران ، الیزابت امینی

عکسهای فیلم نیش و زنبور با حضور مریلا زارعی و الیزابت امینی - tafrihclub.com

رضا كیانیان، رضا عطاران

 

عکسهای فیلم نیش و زنبور با حضور مریلا زارعی و الیزابت امینی - tafrihclub.com

رضا كیانیان، رضا عطاران، مریلا زارعی

 
05/03/2010 22:45 توسط sharareh

پخش مستقیم نشست بررسی وضعیت حقوق بشر ایران در جلسه شورای حقوق بشر
سازمان ملل متحد
جلسه سه ساعته بررسی وضعیت حقوق بشر ایران در نشست دوره ای یو پی آر در
روز دوشنبه 26 بهمن ماه از ساعت 11 و نیم صبح تا 2و نیم بعدازظهر به وقت
تهران مستقیما از طریق اینترنت پخش می شود. در این نشست نمایندگان
کشورهای
عضو شورای حقوق بشر دولت ایر...ا...ن
را بخاطر نقض وسیع و نظام مند حقوق بشر به چالش خواهند کشید. مردم ایران
که از حضور مستقیم در این نشست محروم هستند می توانند با نظارت مستقیم
مجازی در جریان این چالش قرار بگیرند. برای تماشای نشست بررسی وضعیت حقوق
بشر ایران به این پیوند مراجعه کنید:
http://www.un.org/webcast/unhrc/index.asp
در صورت فیلتر شدن سایت و یا در دسترس نبودن آن در ایران، سریعا مراتب را
به اطلاع برسانید تا شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در همان نشست دولت
ایران را برای نقض حق دانستن مردم مورد سوال قرار دهد

http://www.un.org/webcast/unhrc/index.asp

Human Rights Council
Seventh Universal Periodic Review

Geneva, 8 - 19 February 2010

LIVE WEBCAST
http://www.un.org/webcast/unhrc/index.asp
[English language] [Original language]

Monday, 15 February 2010
 
15/02/2010 10:13 توسط sharareh

ژانر: طنز ، اجتماعی

نام فیلم: آقای هفت رنگ | Pawky Man

کیفیت: Vcd – اورجینال

فرمت: wmv

حجم: ۲۳۰ MB

زمان: ۱۲۰ دقیقه

تیراژ: ۱٫۰۰۰٫۰۰۰

سال تولید: ۱۳۸۷

مخاطب: بزرگسال

کارگردان: شهرام شاه حسینی

بازیگران: نیکی کریمی ، رضا عطاران ، افسانه بایگان ، حسن پورشیرازی ، مریم امیرجلالی ، مریم سلطانی ، لیندا کیانی ، محسن قاضی مرادی

خلاصه داستان: مردی که به قصد دزدی وارد خانه ای می شود ، بطور اتفاقی به دومین ازدواج پنهام یکی از مسئولین شورای محل پی میبرد و تصمیم می گیرد از این موضوع به نفع خود سوء استفاده کند

.

دانلود فیلم

 
13/02/2010 13:55 توسط sharareh
 
11/02/2010 00:56 توسط sharareh
آه ديدي وطنم ويران شد
خانه ام خانه ي زندان بان شد
قفس كوچك من زنداني
به بزرگي همه ايران شد
...
تا چراغ وطنم خاموش است
سوگوارانه جهان مي گذرد
خون گل مي چكد از ثانيه ها
، شب پر از نعش جوان مي گذرد


ما که نمیخواهیم این زندان رو سی سال دیگه تحمل کنیم.. میخواهیم؟ نه !!!

پس هر جای دنیا هستید.. بگردید و پیدا کنید در نزدیکی شما کجا تظاهرات هست و برای چند ساعت کوتاه هم که شده بروید و در آن گرد همایی ها شرکت کنید.. یادتون باشه.. ماها که خارج از ایرانیم.. نه مثل اونهایی که توی ایران به تظاهرات میروند زیر باتوم و شکنجه و وحشت هستیم ،نه از دستگیری میترسیم,.نه اینکه لازمه از صبح تا شب ده دوازده ساعت با هول و هراس توی خیابون شعار بدیم. و از دست ماموران مزدور رژیم فرار کنیم.نه میخواهد که صبح از پدر و مادر و خانواده حلال بودی بطلبیم برویم تظاهرات.. نه میخواهد که وقتی پا از در خانه میگذاریم بیرون فکر کنیم آیا شب بازگشتی وجود داره یا نه .. ما که هیچ کدام از این نگرانی ها رو نداریم ، دیگه چند ساعت وقت گذاشتن برای همچین روز مهمی رو هم اگه بخواهیم .. دریغ کنیم.. واقعا باید به ایرانی بودنمون شک کنیم..


توی این چند ماه هر چی این گردهمایها رو ندیده گرفتیم و به بهانه گرفتار بودن شرکت نکردیم بسه..بیست و دوی بهمن امسال سرنوشت سازه ..توی این هفته چند ساعت وقتمون رو به این مسله اختصاص بدهیم .. به خدا نه ورشکست میشویم . نه دنیا از از چرخیدن باز میمونه ,به دور از هر اختلاف نظر و عقیده و تعصب و رنگی بیاید برای یک هدف مشترک در کنار هم باشیم..ما تا با هم یکی نشویم سیمرغ نخواهیم شد....ولی اگه بی تفاوت باشیم ... مطمئن باشید ما هم توی ریخته شدن خون مبارزان وطن سهیم هستید.. مطمئن باشید اگه این مبارزه کند بشه ما هم توی سنگ انداختن جلوی راهش با بی تفاوتیتون سهیم بودیم.. ..بیست و دوی بهمن امسال با همیشه فرقه داره . این روز روز پس گرفتن ایرانه.. ترو به هر چی که بهش اعتقاد دارید قسم میدم بی تفاوت نباشید..
بزارید فردایی که این مبارزه به پیروزی رسید و ایرانمان آزاد شد ... روی نگاه کردن تو چشم مادر سهرابها و ترانه ها و ندا هارو داشته باشیم...
این حداقل کاری هست که ما میتونیم در خارج از کشور بکنیم.. از زیر این بار مسولیت شانه خالی نکنیم...


این کمترین کاری هست که میتونیم برای طلوع دوباره ی خورشید آزادی بر پرچم پر افتخار سه رنگ ایران زمین انجام بدهیم . این وظیفه ی تک تک ما است که سرزمین مان را باز پس گیریم . ما مسئولیم ..... در برابر نسل بعد مسئولیم . در برابر این خاک مسئولیم . . در برابر همه اونهایی که توی زندانها ماهها هست که زیر شکنجه هستند و حتی نور خورشید رو به جز برای شکنجه ندیدن،،ما مسئولیم در برابراون انسانهای دلشکسته که ماهها هست با عکسی از عزیزانشان از این زندان به اون زندان از صبح تا شب و خستگی ناپذیر در رفت و آمدند تا شاید خبری از عزیزانشان بگیرند. ما مسئولیم در برابر اشکهای همه مادرها و پدرهای دلشکسته. ما مسولیم در برابر همه بچه هایی که روز پدر و روز مادر، و جشن تولد انها رو در پشت دیوارهای زندانها جشن گرفتند.. ما مسئولیم در برابر قطره قطره خونهایی که برای حفظ ذره ذره ی این خاک اهدا شده ,مسئولیم.. ما مسئولیم در برابر همه مبارزانی که کتاب زندگیشان ناجوانمردانه زود بسته شد..مامسئولیم ما مسئولیم


همراه شو عزیز تنها نمان به درد/کین درد مشترک هرگز جدا جدا/درمان نمی شود دشوار زندگی/هرگز برای ما بی رزم مشترک/آسان نمی شود/همراه شو عزیز تنها نمان به درد/ همراه شو/همراه شو/همراه شو عزیز

**************************
***
قصيدهي “آبي، خاكستري، سياه“:
«...
با من اكنون چه نشستنها، خاموشيها
با تو اكنون چه فراموشيهاست
چه كسي ميخواهد
من و تو ما نشويم
خانه اش ويران باد
من اگر ما نشوم، تنهايم
تو اگر ما نشوي،
خويشتني
از كجا كه من و تو
شور يكپارچگي را در شرق
باز برپا نكنيم
از كجا كه من و تو
مشت رسوايان را وانكنيم
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر ميخيزند
من اگر بنشينم
تو اگر بنشيني
چه كسي برخيزد؟
چه كسي با دشمن بستيزد؟
چه كسي
پنجه در پنجهي هر دشمن دون
آويزد
دشتها نام تو را ميگويند
كوهها شعر مرا ميخوانند
كوه بايد شد و ماند،
رود بايد شد و رفت،
دشت بايد شد و خواند
در من اين جلوه ي اندوه زچيست؟
در تو اين قصه ي پرهيز كه چه؟
در من اين شعله ي عصيان نياز،
در تو دمسردي پاييز - كه چه؟
حرف را بايد زد!
درد را بايد گفت!
سخن از مهر من و جور تو نيست
سخني از
متلاشي شدن دوستي است،
و بحث بودن پندار سرور آور مهر
آشنايي با شور؟
و جدايي با درد؟
و نشستن در بهت فراموشي ـ
ـ يا غرق غرور؟!
سينه ام آينهاي است
با غباري از غم
تو به لبخندي از اين آينه بزداي غبار
آشيان تهي دست مرا،
مرغ دستان تو پر ميسازد
آه مگذار، كه دستان من آن
اعتمادي كه به دستان تو دارد به فراموشيها بسپارد
آه مگذار كه مرغان سپيد دستت
دست پرمهر مرا سرو تهي بگذارد
من چه ميگويم، آه...
با تو اكنون چه فراموشيها؛
با من اكنون چه نشستنها، خاموشيهاست
تو مپندار كه خاموشي من،
هست برهان فراموشي من
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر ميخيزند»
(حميد مصدق
 
10/02/2010 23:36 توسط sharareh
 
10/02/2010 15:53 توسط sharareh

آواز گنجشک‌ها 
فیلمی به کارگردانی
مجید مجیدی، ساختهٔ سال ۱۳۸۶ است. این فیلم در مراسم اسکار۲۰۰۹ نمایندهٔ سینمای ایران  بود
.
جایزه‌ها و انتخاب‌ها

  • جایزه خرس نقره‌ای برای بهترین بازیگر مرد (رضا ناجی) در پنجاه و هشتمین دوره جشنواره فیلم برلین، (۲۰۰۸)
  • جایزه ویژه هیئت داوران از جشنواره فیلم دمشق (۲۰۰۸)
  • جایزه بهترین بازیگر مرد، (رضا ناجی) از جشنواره فیلم دمشق (۲۰۰۸)

داستان

این فیلم به داستان مرد ساده و میانسالی به نام کریم می‌پردازد. وی در یک مزرعه پرورش حیوانات کار می‌کند و شیفته شترمرغهاست و ارتباط روانی و عاطفی با آنها برقرار کرده است. برحسب اتفاق یکی از شترمرغها از مزرعه فرار می‌کند. کریم چند روزی او را جستجو می‌کند، اما موفق نمی‌شود بیابدش و در نتیجه از کار اخراج می‌شود. این بهانه‌ای می‌شود که برای اولین بار به شهر برود. در شهر از طریق مسافرکشی با موتورسیکلت امرار معاش می‌کند. در شهر با حوادث زیادی روبرو می‌شود و تجارب زیدی پیدا می‌کند. در کوران این حوادث، شاهد تحول کریم هستیم.

دانلود فیلم

 
.
 
05/02/2010 21:20 توسط sharareh
..
 
..
 
31/01/2010 16:02 توسط sharareh
..
 
31/01/2010 14:35 توسط sharareh
در اين پرش كه در حضور سفراي كشورهاي مختلف خارجي و از دكل بانجي جامپينگ گنج‌نامه همدان انجام شد، اين دختر بدلكار با بستن پرچم ايران اقدام به اين پرش بلند كرد كه مورد استقبال حاضران قرار گرفت.
در مجموعه بانجي جامپينگ گنج نامه همدان يك دختر بدلكار ايراني با پرچم كشورمان از دكل 40متري پريد.

در حاشيه جشنواره زمستاني همدان كه به منظور استفاده از ظرفيت‌هاي گردشگري اين استان برپا شده است، مهسا احمدي 20ساله با پرش از دكل 40متري بانجي جامپينگ حاضرين را محو قدرت‌نمايي خود كرد.

در اين پرش كه در حضور سفراي كشورهاي مختلف خارجي و از دكل بانجي جامپينگ گنج‌نامه همدان انجام شد، اين دختر بدلكار با بستن پرچم ايران اقدام به اين پرش بلند كرد كه مورد استقبال حاضران قرار گرفت.

مازيار فرزانه، روابط عمومي گروه بدلكاران 13 با اعلام اين خبر به فارس گفت: مهسا احمدي تنها دختر عضو گروه بدلكاران 13 است و اين گروه مسئوليت اجراي برنامه پرش‌هاي بانجي جامپينگ را برعهده دارد. او در پرش خود نيز موفق بود و توانست حاضرين را به تشويق خود وا دارد.

گروه بدلكاران13 در اين جشنواره زمستاني حركات نمايشي ديگري از جمله آتش‌سوزي فردي و ... را نيز به اجرا گذاشتند كه مورد استقبال عكاسان رسانه‌هاي گروهي قرار گرفت.

باشگاه بانجي جامپينگ ايران كه دومين مجمعه بانجي در ايران محسوب مي‌شود، 2 ماه پيش درمجموعه توريستي - تفريحي تله‌كابين گنج‌نامه همدان افتتاح شد.

تجهيزات اين سازه از طريق انجمن ورزش‌هاي هوايي وارد ايران شده و با بهره‌برداري از اين سازه علاقمندان به اين رشته مفرح و جذاب ورزشي مي‌توانند از آن بهره‌مند شوند.

اولين سازه بانجي جامپينگ ايران در سال 1386 در مجموعه تله‌كابين توچال افتتاح شد.

اين رشته ورزشي زير نظر انجمن ورزش‌هاي هوايي فعاليت و از ورزش‌هاي ثبت شده در سازمان تربيت‌بدني محسوب مي‌شود.

همچنين سومين باشگاه بانجي جامپينگ ايران در حال ساخت است و قرار است ارديبهشت‌ماه سال آينده در مجموعه ورزشي انقلاب به بهره‌برداري برسد.
 
 
31/01/2010 12:52 توسط sharareh
خلاصه داستان: "ماه‌وش" داستان زنی به نام مهوش است که ستاره سینمای قبل انقلاب بوده و پس از سال‌ها دوری از کشور به ایران بازمی‌گردد

کارگردان:  محمد درمنش

بازيگران: نسرین مقانلو، هوشنگ توکلی، محمدرضا داود‌نژاد، مجید مشیری، محبوبه بیات، آرزو افشار و آزاده ریاضی

......................................................

ديگر عوامل:

 

فیلمنامه: محمدمهدی گمینی
تهیه‌کننده: محمد درمنش
مدیر فیلمبرداری: داود امیری
صدابردار: محمد شیوندی
تدوین: محمد امامی
طراح گریم: مهری شیرازی
آهنگساز: سعید شبانی
مدیر صداگذاری: علیرضا حسینی
طراح صحنه و لباس: آذر شبانی
مدیر تولید: مصطفی الماسی
جلوه‌های ویژه: اصغر پورهاجریان

......................................................

خلاصه داستان: "ماه‌وش" داستان زنی به نام مهوش است که ستاره سینمای قبل انقلاب بوده و پس از سال‌ها دوری از کشور به ایران بازمی‌گردد.

......................................................

يادداشت: "ماه‌وش" چهارمین ساخته درمنش پس از "دوشیزه"، "هیام" و "کاندیداتور" است.

......................................................

سال ساخت: 1387

سال اکران: 1388 - (27 آبان)

دانلود فیلم


 
31/01/2010 03:03 توسط sharareh
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نظرات بینندگان:
 
 
31/01/2010 01:28 توسط sharareh

 

 

نماد جشن سده آتشي است كه درشامگاه روز برگزاري اين آيين برافروخته مي شود و نشانه اي از آتش عشق به اهورامزدا و فروزه هاي نيك خداوند است.

آنچه در پي مي آيد چكامه اي است كه روانشاد« مهربان خاني » در سال 1335 سروده و در ماهنامه هوخت چاپ شده است .

 

پاينده است جشن سده در ميان ما

 
آن آتشي كه مظهر مهر و صفا بــود                   گربرفروخــت ملت ايران بجا بود
از پرتــو فــروغ تواي آتش ســـــده                     دل را فروغ و ديده جان را ضيا بود
سوزنده شعله هاي تو برجان دشمنان              سوزنده ترزهر چه كه آن جانگزا بود
آن گرميت نشانة مهر و محبت است                 مــهري كه خود نــشانه مهرخدا بود
آن ملتي كه زنده سده را نگاهداشت               قلبــش به مهر مـيهـن و ما آشنا بود
تابــنـده بــادآتش مـهر وطن بــه دل                   تا جاودانه مام وطــــن را بــقــا بود
پاينده است جشن سده در ميان ما                 تا در زمانه نام و نشاني زما بود





.
.

دکتر احمد پناهنده

روشنایی و نور از مقولات ِ پایه ای و مبنایی ِ پندار ِ نیاکانمان، در آغاز تاریخ بوده است. به همین منظور حرکت ِ زندگی آفرینشان از طلوع سحر که با آغاز ِ برآمدن خورشید روشنایی بخش همراه است، شروع می شد و با دمیدن تاریکی، پایان می پذیرفت.
شب، همواره نماد ِ مرگ وُ اهریمن را در باور ِ پدران ِ باستانی ما نشانده بود و پیدایش ِ آتش، پیروزی ِ نور وُ روشنایی را بر تاریکی و تیره گی آواز داده بود. از پس ِ پیدایش آتش بود که نیاکانمان توانستند دل تاریکی را بدرند و در کنار آتش، ساغر را از باده پر کنند و در اوج شادی و شادمانی، خون ِ رگ ِ تاک را در کام خود بریزند و شب مستانه شان را با فروغ آتش، جلوه ای از شور و شیدایی، طراوتی از عشق وُ رعنایی و لطافتی به زلالی نور ِ نقره فام ِ ماه ِ تابان، بر گونه های ارغوانی ِ شفق گون ببخشند.
با هم این رباعی را که از دل بر آمده است، بخوانیم:
بده ساقی تو می از کوزه ی عشق
شود گلگون رُخم از باده ی عشق
بریز در کام ِ من خون ِ رگ ِ تاک
شوم چون مست شبان در کوچه ی عشق
آتش نماد ِ روشنایی، گرمایی و انرژی، همواره مورد احترام نیاکانمان بوده است به حدّی که هرباره در کمال خضوع در برابر آتش به احترام، سرو وار می ایستادند ونیایشی نمادین به جای می آوردند.
خدای ایرانزمین اهورامزدا نام داشت اما آتش و روشنایی، نماد اهورایی بود.
از این جهت بود که نیاکانمان، سر ِ تعظیم به پیشگاه آتش خم می کردند و آن را در جان ودلشان گرامی می داشتند.
به همین دلیل است که در کتاب دستور دالا آمده است" روشنایی در هر جلوه ای، خواه آتش ِ اجاق ِ خانه یا درخشندگی مطبوع خورشید در آسمان ِ لاجوردی یا تابش ِ نقره فام ِ ماه در فضا یا چشمک ِ ستارگان در فلک ِ دوّار یا شکل های دیگر ِ انرژی که هستی بخش ِ آفرینش اند، نمادی از اهورامزدا ا ست. شگفت آور نیست که آشو زرتشت پیامبر ِ ایران ِ باستان، آتش را نماد ِ مقدس ِ دین و روشنایی ِ اهورایی ِ خداوند دانسته است." (1)
احترام به آتش بقدری فراگیر است که مرز انسانی را در می نوردد و اجرام آسمانی را به چرخ زدن دور ِ خورشیدها می کشاند. و ما انسانهای ِ کره ی خاکی به طور مداوم، خورشید روشنایی بخش و انرژی گستر را، چرخشی مستانه می زنیم بدون اینکه لحظه این چرخش عاشقانه را وا نهیم.

حال بگذاریم یاوه گویان و بی مایگان، نیاکانمان را آتش پرست آواز دهند.
این قلم شادمان و سرافراز است که چنین عاشقانه، هر لحظه ی زندگی اش را به دور آتش ِ خورشید، چرخشی مستانه می زند و نور را سلام می کند.
و چه زیباست و زیبا منظر، که دل ِ ظلمت را با فروغ آتش ِ جهالت سوز، بدریم و با ساغری از می ِ ناب ِ ارغوانی در دست، خون رگ ِ تاک را در کاممان بریزیم و با گونه های ِ انارگون ِ مستانه مان، آتش ِ گرما گستر را چرخشی جانانه بزنیم و روشنایی و نور را سلامی عاشقانه بکنیم.
حال بگذاریم یاوه گویان و بی مایگان به دور خانه ای چرخش بزنند که از آن ظلالت و ظلمت، بیرون می آید.
این بیجاره ها وعقب ماندگان نمی دانند که:
اگر آتش نمی بود
نوری وجود نمی داشت
واگر نور نمی بود
همگی مان می بودیم کور
ودنیای کور یعنی دنیای بی نور
در دنیای بی نور، حیات، محلی از اعراب ندارد.
حال با این مقدمه می پردازیم به یکی از جشن های شادمان ِ نیاکانمان که با کشف آتش آغاز شد و سده نام گرفت.
جشن سده یا جشن آتش
دبیرسیاقی می سراید:
آتش اندر دل " بهمن " چه بود، هست یقین
شرری کش ز پدر در دل هموار بود
این " سده " آتش افروخته دارد، که درست
لاله رخ، گرم اثر، عاشق کردار بود
گر چه این " آتش " ما اندک و خُردست ولی
هست مشتی که نماینده خروار بود
" آتش جشن سده " آتش مهر وطن است
کاندرین ملک نخواهد که شب تار بود
خرم است این " سده " و شادروان باد که گفت
شب ِ جشن سده را حرمت بسیار بود
از نظر نجومی نیاکان ما در روزگاران بسیار کهن یا باستان، سال را به دو پاره تقسیم می کردند. ا- تابستان بزرگ 2- زمستان بزرگ
تابستان بزرگ شامل بهار و تابستان فعلی باضافه ماه مهر از فصل پائیز را شامل می شد. اما زمستان بزرگ در برگیرنده ماههای آبان و آذر و فصل زمستان امروزی بود.
نیاکانمان این جشن را که صد روز از زمستان گذشته بود و صد شب و روز مانده به نوروز یعنی روز دهم بهمن ماه، ماه خرد یا منش ِ نیک، برگزار می کردند. این جشن در ردیف جشن های نوروز و مهرگان از کهن ترین اعیاد ایرانی است که پدران و مادران ما با شکوه هر چه تمامتر آن را در سراسر ِ پهندشت ِ بیکرانسرای ِ ایرانزمین با رقص وُ پایکوبی جلوه ای از شادی و سرور ِ آتش گون می بخشیدند.
از نگاه و نظر تاریخی، پیدایش آتش و جشن " سده " را به هوشنگ شاه از پادشاهان پیشدادی نسبت می دهند. بطوری حکیم توس - فردوسی نامدار - در اثر جاودانی و ماندگارش شاهنامه، نقل می کند، روزی هوشنگ شاه با همراهانش به سمت کوهی روان بودند که ناگهان موجودی دراز، تیره تن و سیاه رنگ دید که در بالای سرش دوچشم ِ پر از چشمه ی خون داشت و از دهانش نحوست و تیرگی فضای جهان پیرامون را تیره و تار کرده بود و تنوره می کشید تا با دندانی از زهر کشنده، در جان خرد فرو برد.
یکی روز شاه ِ جهان سوی کوه
گذر کرد با چند کس هم گروه
پدید آمد از دور چیزی دراز
سیه رنگ و تیره تن و تیز تار
دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون
ز دود ِ دهانش جهان تیره گون
هوشنگ شاه ابتدا نگاهی به این موجود بدخیم که نماینده ِ تیره گی و اهریمن شب است، می اندازد و بعد با هوش و هنگ و خردمندی، سنگی از زمین بر می گیرد و آن را در چنگ خود مهار می کند و سپس با زور کیانی و خرد ِ بیدار به سوی مار رها می کند. تا بلکه آن را نابود کند. اما مار می جهد و سنگ به سنگ دیگری برخورد می کند و چون هردو سنگ از جنس سنگ ِ چخماق بودند، فروغ ( جرقه ای ) از دل سنگ پدیدار می شود. جرقه ی آتش به بوته های پیرامون سرایت می کند و فروغ ِ آذرگون را به جان وُ دل وُ دیده و خرد می تاباند.
نگاه کرد هوشنگ با هوش و سنگ
گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ
به زور کیانی رهانید دست
جهانسوز مار از جهانجوی جست
بر آمد به سنگ گران سنگ خرد
همان و همین سنگ بشکست گرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
مار فرار می کند اما آتش فروزان می شود و نور می گستراند و انرژی می بخشد. از این رویداد هوشنگ شاه شادمان می شود و خداوند را نیایش می کند که راز ِ آتش را به او آشکار کرده است. شادمان و پیروز، هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام کعبه خرد قرار می دهد و به میمنت، آن روز را جشن می گیرد و این سنت تا به امروز برجا مانده است.
نشد مار کشته ولیکن ز راز
ازین طبع سنگ آتش آمد فراز
جهاندار پیش جهان آفرین
نیایش همی کرد و خواند آفرین
که او را فروغی چنین هدیه داد
همین آتش آن گاه قبله نهاد
سپس با تعظیم به نور جاودانی ِ ایزد، نیایشی در نهایت خرد به جای می آورد. از اینکه ایزد چنین فروغی را به او نمایاند.
بگفتا فروغی است این ایزدی
پرستید باید اگر بخردی
شب فرا می رسد و تیرگی غلبه می کند. اما هوشنگ شاه اینبار با آتش، بوته ها و خس و خاشاک را به بلندای کوهی، شعله ور می کند و با یاران خود در گرداگرد ِ شعله های شفق گون آتش حلقه می زنند.
در پرتو ِ نور آتش به جشن و پایکوبی می پردازند و ساغرها را از باده پر می کنند و لبی به میمنت و این هدیه ی بزرگ ِ طبیعت، تر می کنند و گونه ها را ارغوانرنگ نقش می زنند. این جشن و پایکوبی ِ فرخنده را از پی ِ تهنیت ِ فروغ آتش " سده " نامگذاری می کنند.
این یادگار جشن آتش گون ِ " سده "، از هوشنگ شاه تا به امروز در سینه و وجدانهای ِ تاریخی ایرانیان ثبت شده است و هرسال ایرانیان این جشن بزرگ شادمانی گستر را در پهندشت ِ بیکرانسرایِ ِ ایران زمین جلوه هایی از نور و روشنایی و گرما و انرژی می بخشند.
این یادگار ِ پایدار، هرساله نام هوشتگ شاه را بر تارک ِ یاد و اندیشه و خرد وُ وجدان های بیدار، آوازی دلکش را در فضای مطهر و معطر دیار ِ یاران، سرزمین ایران، ترنم می کند.
با چنین کشفی و یا پیدا کردنی، هوشنگ شاه توانست جهان تاریک و تیره گی را روشن و آباد کند و جهانی از مردمان را شاد و شادمان گرداند. جهانی که از پس چنین آباد کردنی از هوشتگ شاه به نیکی یاد کرد و به نیکویی یاد می کنند.
شب آمد بر افروخت آتش چو کوه
همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار
بسی باد چون او دگر شهریار
کز آباد کردن جهان شاد کرد
جهانی به نیکی ازو یاد کرد
کشف آتش که سر چشمه انرژی است، تحولی شگرف را در زندگی بشریت سبب شد. بطوریکه با فروغ ِ آتش دل تاریکی را دریدند و فرهنگ و تمدن بشریت را از پس ِ آن، پایه گزاری کردند.
با به چنگ آوردن ِ گوهر آتش و انرژی حاصل از آن، بشر توانست، ذرات ِ آهن ِ مخلوط با خاک وُ سنگ را با حرارت آتش، ذوب کند و از دل سنگ خارا، آهن را بیرون کشد.
نخستین یکی گوهر آمد به چنگ
به آتش ز آهن جدا کرد سنگ
سر مایه کرد آهن آبگون
کز آن سنگ خارا کشیدش برون
با شناختن این راه کار ِ جدا سازی آهن از سنگ معدن وُ خاک، بشر تکنیک ِ آهنگری و یا چلنگری را پیشه خود کرد و از طریق این حرفه وُ شغل وُ تکنیک توانست از آهن تولید کرده ارّه و تیشه و...بسازد.
چو بشناخت آهنگری پیشه کرد
از آهنگری ارّه و تیشه کرد
با ساختن چنین ابزاری، بشر توانست با آن، جانوران را شکار کند و از گیاه خواری، توامان به گوشت خواری روی آورد. همچنین توانست با این ابزار درمقابل جانوران وحشی از خود دفاع کند.
بد نیست بدانیم که تا زمان کشف آتش، خوراک ِ مردمان آن زمان، میوه درختان و لباسشان از برگ گیاهان بود.
از آن پیش کاین کارها شد بسیج
نبُد خوردنی ها جز از میوه هیچ
همه کار مردم نبودی به برگ
که پوشیدنی شان همه بود برگ
از این پس ارابه تکامل را قرار وُ آرام، شایسته نبود و اسب چابک سوار ِ تکامل، با سرعت ِ متناسب با زمان وُ مکان، راه ِ ناهموار ِ تاریخ را پیمودنی سزاوار کرد و قله های رفیع ِ پیشرفت و دانش بشری را یکی بعد از دیگری فتحی ظفر پیما طی کردند. چاره اندیشیدند که چگونه می توانند دل دریاها را بشکافند و رودها جاری نمایند و زمین ها را آبیاری کنند.
زمین نشیمنگاهشان را وسعت دادند. باغ وُ مزارع را به آن افزودند. کشاورزی را آغاز کردند و تخم و بذر را برای تولید ِ نان وُ قوت ِ روزانه در چراگاه ها پاشیدند و و و ...الی آخر.
چو این کرده شد چاره آب ساخت
ز دریای ها رودها را بتاخت
به جوی و به رود آب ها راه کرد
به فرخندگی رنج کوتاه کرد
چراگاه مردم بدان بر فزود
پراکند پس تخم و کشت و درود
برنجید پس هرکسی نان خویش
بورزید و بشناخت سامان خویش
و...الی آخر.
از منظر دینی این جشن یاد آور اهمیت نور، روشنایی، آتش، انرژی و گرما است. نوری که از خدا جدا است و از خدا جدا نیست. قبله ای که در همه جا هست. زیرا هر جا نور است، خدا هم در آنجا است. همچنین روشنایی و مهر، همیشه با روشنایی بی پایان خدایی یکی بوده است.
چون نور که از مهر جدا هست و جدا نیست
عالم همه آیات خدا هست و خدا نیست
ما پرتو حقیم و هم اوییم و نه اوییم
چون نور که از مهر جدا هست و جدا نیست
آیین جشن سده:
حکیم عمر خیام در کتاب " نوروز نامه " می نویسد:
" هرسال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نیک عهد در ایران و توران به جای می آوردند، بعد از آن تا به امروز، زمان این جشن به دست فراموشی سپرده شد و فقط زرتشتیان که نگهبان ِ سنن باستانی بوده و هستند این جشن باستانی را بر پا می داشتند "
در تاریخ آمده است که مردآویج زیاری به سال 323 هجری ( سده دهم میلادی ) این جشن را در اصفهان، با شکوه ِ در خور سزاوار سده، برگزار می کرد.
همچنین در زمان غزنویان این جشن دوباره رونق گرفت و عنصری شاعر نامدار ایران در یکی از جشن های سده در برابر سلطان محمود غزنوی قصیده ای در باره سده خواند که آغاز آن با این بیت شروع می شود:
سده جشن ملوک نامدار است
ز افریدون و از جم یادگار است
همانطوریکه در سطور بالا به اشاره آمد جشن سده در صدمین روز ِ طی شده از زمستان ِ بزرگ، برگزار می شد که به حساب نیاکانمان 10 بهمن آن را جشن می گرفتند. بطوریکه فرخی سیستانی در این باره می سراید:
از پی تهنیت روز نو آمد بر شاه
سدهء ِ فرخ روز دهم بهمن ماه
چله بزرگ از اول دی ماه تا دهم بهمن را شامل می شود و بیست روز آخر بهمن هم در فرهنگ عوام چله کوچک است که شامل بیست روز و بیست شب است.
اوج سرما ی زمستان در چهار روز آخر ِ چله بزرگ و چها روز اول چله کوچک است که به چار چار شهرت دارد. و می گویند نمودار شدن و کشف آتش نیز در چار چار روی داده است.
*****
اکنون مایل هستم که برای بزرگداشت این جشن ِ شادمان، شما را به روستا های خراسان ببرم تا ببینیم که هموطنمان خراسانی ما این جشن را چگونه برگزار می کنند و سده را امسال با آنها به جشن بنشینیم.
روستاییان خراسانی به مدت سه روز یعنی از یازدهم تا سیزدهم بهمن به مناسبت ِ جشن سده به شادی و شادمانی می پردازند. چرا که سده بلندای سال شماریست که از سویی، نشان می دهد به نوروز جمشیدی پنجاه روز بیش نمانده و بزودی زمستان سیاه، جای به بهار خواهد داد و از سویی، دورنمای ِ سد روزه ی برداشت خرمن را نمایان می سازد. به همین دلیل پیش از فرا رسیدن جشن، از کوچک و بزرگ، پیاده وُ سوار به کوه وُ صحرا می روند و پشته هایی از خار وُ خاشاک به روستا آورده و پسینگاه روز دهم بهمن، بر بلندترین بام خانه گرد آمده و بوته ها را روی هم انباشته کرده، و وقتی که خورشید غروب می کند و شب روستا را زیر چادر خود می کشد، بزرگ ِ خانواده، آتش به خرمن بوته ها می زند. همینکه تابش ِ آتش، دل ِ تاریکی را می درد، فریاد ِ شادی وُ شادمانی که همراه با نیایشی ساده و پاک است با پایکوبی و دست افشانی، خواندن سرود سده را آغاز می کنند:
آی سده، سده، سده
سد به غَله، پنجَه به نوروز
آی سده، سده، سده
سد به غله، پنجَه به نوروز
زنُون بی شُو، چَله به دَر شُو ( زنان بی شوهر، عمر سرما تمام شد )
زنُون شُودار، به غم گرفتار ( زنان شوهردار ِ غم دار آغاز کار هستند )
سد به غَله، پنجَه بَه نوروز
دُختَرون دِخَنه، د ِ فکر ِ جَمَئه، نوروز بی یمَه ( دختران در خانه به فکر رخت نوروزی هستند، نوروز آمد )
سد به غله، پنجه به نوروز
دُختَرون دِخَنه بَرَ شُو مثلَه ( دختران در خانه برای شوهر می نالند )
سد به غله، پنجه به نوروز
سَده در پشت دالُو، بِمیرَن غِله دارو
( سده در پشت دالان کمین کرده است، محتکرین از غصه بمیرین، چون دیگر نمی توانند احتکار کنند )
سَده، سَده ما، می شود گلهء ما ( جشن سده مال ماست و تعداد گوسفندان و گله ما به سد می رسد )
پس از آنکه تابش ِ آتش در پشت بام ها فروکش کرد، صحرا، میدان ِ بروز شور و هیجان جوانان می شود. می خوانند و بوته های فروزان ِ آتش ِ به طناب بسته را به دور سر می چرخانند. سالمندان به گرد آنان نشسته و تماشاگر ِ شادی وُ شادمانی می شوند. چون باور دارند که تماشای سده سوزی و آتش سده موجب تندرستی و بهروزی است. با آتش سده به روی زمین، سختی های زمستانی کاهش پیدا می کند و زمین نفس می کشد و زندگی بهاری آغاز می شود. این جشن سه روزه با شادی و امید پایان می یابد و خاکستر آتش سده بر پشت بام ها باقی می ماند. چرا که باور هست اگر باران ببارد و آب، خاکستر آتش سده را بشوید، سال خوبی در پیش است (1)
بنابراین در ایران ِ باستان و در میان زرتشتیان ِ ایران، این جشن نزدیک غروب آفتاب با آتش افروزی آغاز می شد و امروز هم با همان سنت، کوپه هایی از بوته و خار و هیزم در بیرون شهر فراهم آورده و درحالی که موبدان لاله به دست اوستا زمزمه می کنند، بوته ها را روشن کرده و مردمی که در آن جا جمع شده اند، نماز ِ آتش یا نیایش ِ آتش خوانده و سپس دست یکدیگر را گرفته به دور آتش می چرخند و شادی و پایکوبی می کنند.
آری برگزاری ِ آیین ِ این فروغ ِ جاودانه، در فرهنگ ایران زمین از روزگار هوشنگ شاه تاکنون باقی مانده است و آتش ِ فروزان، در دل ِ ما حتا در شب های سیاه زمستانی آنچنان جلوه گر است که به گفته عنصری:
گر از فصل زمستان است بهمن
چرا امشب جهان چون لاله زار است
در پایان این نوشته مایل هستم نیایش آتش را زینت بخش دل و جان و خرد همه هموطنانم بکنم. زیرا که خود یکبار به مناسبتی این سرود را همراه هموطنان زرتشتی ام در روزهای پرواز وار جوانی ام در کنار آذرگاه فریاد کردم.
نیایش آتش:
درود بر تو ای آتش!
ای برترین آفریدهء سزاوار ستایش اهورا مزدا!
به خشنودی اهورا مزدا، راستی بهترین نیکی است، خرسندی است.
خرسندی برای کسی که راستی را برای بهترین راستی بخواهد (3 بار)
بر می گزینم که مزدا پرست زرتشتی باشم و خدایان پنداری را زدوده، تنها به اهورا باور داشته باشم.
به تو ای آتش! ای پرتو اهورامزدا! خشنودی و ستایش آفریدگار و آفریدگانش برساد!
افروخته باش در این خانه!
پیوسته افروخته باش در این خانه! فروزان باش در این خانه! تا دیر زمان افزاینده باش در این خانه!
به من ارزانی ده ای آتش! ای پرتو اهورامزدا! آسایش آسان! پناه آسان! آسایش فراوان!
فرزانگی، افزونی، شیوایی زبان و هوشیاری روان و پس از آن خرد بزرگ و نیک و بی زیان و پس از آن دلیری مردانه، استواری، هوشیاری و بیداری، فرزندان برومند و کاردان، کشورداری و انجمن آرا، بالنده، نیک کردار، آزادی بخش و جوانمرد، که خانه مراوده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و انجمن برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ بخشند.
راستی بهترین نیکی است، خرسندی است.
خرسندی برای کسی که راستی را برای بهترین راستی بخواهد (3 بار)
این قلم در طول زندگی اش یکبار شاهد این جشن بوده است و این سعادت را داشته که در کنار زیبا رویان و پری وشان ِ دیار یاران، در کنار آذرگاه دست در دست آنها حلقه بزند و سرود آتش را زمزمه کند. آری در سال 1350 خورشیدی همراه تیم فوتبال لنگرود به اردوگاه تفریحی رامسر دعوت شدیم.
هر ساله از نقاط مختلف ایران ورزشکاران، هنرمندان، هنر جویان، فرهنگیان و... در رشته های مختلف به این اردوگاه دعوت می شدند و حداقل مدت یک هفته در کارهای تفریحی و هنری، در زمینه ورزش و هنر، خودنمایی و هنر نمایی می کردند. آن سال حدود دهها نفر از دختران زیباروی و طناز تهران که همگی زرتشتی بودند، جلوه ای از زیبایی و رعنایی را در فضای اردوگاه گستردند و شهد عشق جوانی را چون عسل به کام ما جوانان تازه بدوران رسیده، شیرین کردند. در یکی از این روزهای پرواز وار جوانی همگی به دریای رامسر رفتیم و پس از آبتنی در آب زلال دریا، در ساحل قلوه سنگی آن تن خود را با آفتاب گرما بخش آشنا کردیم. درشب آن روز همه ما در برنامه آن دختران زیبا روی زرتشتی شرکت کردیم. برنامه، نیایش آتش بود که برای این کار تکه چوب ها را روی هم چیدند و چون کوه بالا آوردند، طوری که ارتفاع آن از زمین حدود سه متر و شعاع آن یک و نیم تا دومتر می شد. در مدار این تله چوب در حلقه اول دختران زرتشتی قرار گرفتند و در حلقات بعدی ما و سایر میهمانان در صفوف منظم در ردیف خود ایستادیم. در همین هنگام یکی از کارگزاران بر روی تله چوب نفت ریخت و سپس با مشعل آن را مشتعل کرد. در حالی که روشنایی آتش دل تاریکی را دریده بود صدای نیایش و سرود دختران زرتشتی در فضای اردوگاه پیچید و ما بدون اینکه بفهمیم، سرود را با آنها زمزمه می کردیم و امروز خوشحال هستم که با آن زمزمه روح نیاکانمان را شاد کردم.
در پایان ِ این جشن شادی آفرین که جان و خرد هر ایرانی را از گرمای آتش به هم نزدیک می کند، دلهامان را از کینه و خشم کور پاک کنیم و نهال دشمنی برکنیم و درخت گرما بخش دوستی و صفا را در دلها بنشانیم. باشد که در پرتو این فروغ ِ گرما بخش، از واگرایی در آییم و به همگرایی برسیم. تا در پرتو ِ این یگانگی، بتوانیم این اهریمن فرود آمده بر فراز ایران زمین را از ریشه بخشکانیم.
در هم چو روزی محترم، در هم چو جشنی محتشم
باید شمردن مغتنم، بر خیز ما را " می " بده
روزی خوش ِ دلکش بود، چون گفتگو ز " آتش " بود
آبی چو آتش خوش بود، مخصوص در آتشکده (مجد الاسلام کرمانی )

(1) بر گرفته از از کتاب آقای ابراهیم شکورزاده ( عقاید مردم خراسان رویه 111 ).
* همچنین برای غنا بخشیدن ِ این نوشته از کتاب دکتر فرهنگ مهر (دیدی نو از دین کهن یا فلسفه زرتشت) بهره جستم.
** شعرهای فردوسی از شاهنامه چاپ مسکو.











 

 





 

 



 
30/01/2010 08:33 توسط sharareh
شهروندان ایرانی در حال تدوین نامه‌ای الکترونیکی به دبیرکل سازمان ملل برای ثبت نوروز هستند

197 هزار و 534 شهروند ایرانی در نامه ای به  بانکی مون دبیرکل سازمان ملل از وی خواسته اند نسبت به ثبت جهانی نوروز باستانی به عنوان یک روز جهانی در تقویم بین المللی اقدام کند. این نامه به صورت یک نامه الکترونیکی تنظیم شده و در اینترنت قابل مشاهده است.

بانیان این نامه که خود را جمعی از دوستداران ایران زمین معرفی کرده اند خطاب به بان کی مون نوشته اند: «برای چندین هزار سال بسیاری از ملتها نخستین روز بهار را به عنوان نخستین روز سال جدید جشن می گرفتند. امروز نیز نزدیک 300 میلیون نفر در سراسر جهان روز اول بهار را به عنوان نخستین روز سال جشن می گیرند و آنرا نوروز می نامند. تمام این 300 میلیون نفر در کشورهایی زندگی می کنند که عضو سازمان ملل متحد هستند. اما متاسفانه هیچ کدام از تقویم های رسمی سازمان ملل و آژانسهای وابسته آن، این روز مهم که توسط ملتهای عضو به صورت های گوناگونی جشن گرفته می شود را ثبت نکرده اند» از همین رو «ما از جنابعالی درخواست می کنیم تا به عنوان مهمترین مقام سازمان ملل با توجه به اختیارتان از آژانسهای مربوطه بخواهید تا این اشتباه سهوی را در تقویم های آینده تصحیح کنند.»

برای ثبت نوروز در تقویم سازمان ملل امضا نمایید

این طومار در شرایطی تدوین شده است که در سال های اخیر، ایران با همکاری افغانستان، تاجیکستان، جمهوری آذربایجان، ازبکستان، پاکستان، ترکیه و قرقیزستان تلاش کرده تا نوروز را در فهرست میراث معنوی یونسکو ثبت کند.

سازمان ملل متحد روز اول بهار همزمان با آغاز جشن های نوروز را روز طبیعت نامگذاری کرده اما از ثبت این روز به نام نوروز خودداری کرده است. یونسکو می گوید به هنگام تصویب این روز به نوروز نیز توجه داشته است اما با تعلل کشورهای مرتبط در ارایه اسناد مربوط به آن، از ثبت آن خودداری شد.

آیین های نوروزی هم اکنون در قلمروی آسیای مرکزی که پیش از این محل سکونت آریایی ها بوده طرفداران بسیاری دارد. نوروز در کشورهای آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان با تعطیلی رسمی همراه است. با این حال مهمترین کشور پاسدارنده آیین های نوروزی در دنیا ایران شناخته می شود که بخشی عمده ای از این مسئله به خاطر انتساب این آیین ها به یکی از پادشاهان اسطوره ای ایران است.

در چنین شرایطی شهروندان ایرانی امیدوارند  با افزایش تعداد امضاکنندگان نامه خود به دبیرکل سازمان ملل ثبت نوروز در تقویم جهان کمک کنند.  این نامه هم اکنون در آدرس اینترنتی www.petitiononline.com/Norouz قابل دسترس بوده و تبلیغات  بسیاری حول آن صورت گرفته است. از جمله این تبلیغات، نامه های الکترونیکی است که در آن ها از خواننده خواسته می شود با امضای این نامه نقشی در ثبت نوروز در تقویم جهانی ایفا کند. برخی از این افراد حتی در تبلیغات خود از این نامه به عنوان نامه ایران یاد کرده اند.
 

درخواست مدنی
ثبت آثار و آیین های ملی یک کشور در سازمان ملل جزء وظایف دولت ها به شمار می آید. اما با این حال  بسیار مشاهده شده است که بسته به اهمیت موضوع همزمان با اقدامات دولتی شهروندان نیز با جمع آوری امضا علاقمندی یا اعتراض خود در رابطه با موضوع مورد بحث را به سازمان های بین المللی اعلام کرده اند. از نگارش نامه به عنوان یکی از مدنی ترین شیوه های بیان خواسته ها یا اعتراض ها نام برده می شود.

این قبیل نامه ها در سالهای اخیر در ایران نیز طرفدارانی پیدا کرده است. از جمله نامه اعتراض آمیز شهروندان به مسئولان جستجوگر گوگل که نسبت به تغییر نام خلیج فارس اقدام کرده بود. در موردی مشابه نیز بیش از یک میلیون ایرانی ساکن در نقاط مختلف دنیا با ارسال نامه ای به هفته نامه نشئنال جغرافی اعتراض شدید خود را به اقدام این مجله در استفاده از وا‍‍ژه معجول «خلیج عربی» به جای «خلیج فارس» اعلام کردند. این نامه ها عقب نشینی استفاده کنندگان از واژه معجول را به همراه داشت. در چنین شرایطی است که تدوین کنندگان نامه اخیر نیز امیدوارند بتوانند با افزایش تعداد امضاها احتمال ثبت نوروز را نیز به موازات تلاش های دولتی افزایش دهند. در این صورت ایران برای نخستین بار صاحب یکی از روزهای تقویم جهانی خواهد شد. روزی به نام نوروز در فهرست آثار معنوی جهان.

برای ثبت نوروز در تقویم سازمان ملل امضا نمایید

 
30/01/2010 07:47 توسط sharareh
بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، مراسم گرامیداشت تولد جان باخته را ه آزادی اشکان سهرابی روز شنبه در بهشت زهرا بر روی آرامگاه وی برگزار خواهد شد.
روز شنبه 10 بهمن ماه مصادف است با روز تولد شهید راه آزادی مردم ایران اشکان سهرابی است. خانواده سهرابی برای گرامیداشت روز تولد فرزنشان مراسمی را بر آرامگاه او برگزار خواهند کرد. در این مراسم خانواده،بستگان و سایر اقشار مردم در آن شرکت خواهند داشت.
این مراسم از ساعت 14:00 آغاز خواهد شد . خانواده و سایر شرکت کنندگان با حضور بر آرامگاهش و با نثار گل و برافروختن شمع یاد و خاطره این جانباخته راه آزادی مردم ایران را گرامی خواهند داشت. این مراسم در بهشت زهرای تهران، قطعه 257 ردیف 50 ، شماره 19 برگزار خواهد شد.
حضور گسترده برای گرامیداشت سالروز تولد اشکان سهرابی اعتراضی به کشتار گسترده جوانان وطن و عدم پیگرد و مجازات آمرین و عاملین کشتار مردم که همچنان به جنایتهای خود ادامه میدهند می باشد.
اشکان سهرابی متولد 1368 و دانشجوی رشته آی تی دانشگاه قزوین بود. او غروب 30 خردادماه بر اثر اصابت گلوله به قلبش توسط مامورین ولی فقیه جان خود را فدای آزادی مردم ایران نمود.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،یاد و خاطره این جانباخته آزادی را گرامی میدارد و خواستار دستگیری،محاکمه و مجازات آمرین و عاملین کشتارهای مردم ایران است.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
9 بهمن 1388 برابر با 29 ژانویه
2010
 
29/01/2010 11:51 توسط sharareh
حکم اعدام محمدرضا عليزماني و آرش رحمانيپور كه به تاييد دادگاه تجديدنظر تهران رسيده بود سحرگاه امروز (پنج شنبه) اجرا شد.


خبرگزاری هرانا - حقوق زندانیان: در پي اعتراضات و تجمعات ماههاي اخير به خصوص در روز عاشورا، شعب دادگاههاي انقلاب اسلامي تهران به اتهامات تعدادي از متهمان رسيدگي و 11 نفر را به اعدام محكوم كردند.

به گزارش ایسنا به نقل از پايگاه اطلاع رساني دادسراي عمومي و انقلاب تهران، در همين راستا حكم دو نفر از اين تعداد به نامهاي محمدرضا عليزماني و آرش رحمانيپور كه به تاييد دادگاه تجديدنظر تهران رسيده بود سحرگاه امروز (پنج شنبه) اجرا شد و محكومان به دار مجازات آويخته شدند.

اين گزارش ميافزايد: احكام 9 نفر ديگر از محكومان تجمعات ماههاي اخير نيز در مرحله تجديدنظرخواهي است كه در صورت قطعيت احكام صادره، طبق مقررات نسبت به اجراي حكم اقدام خواهد شد.

اتهام محاربه و تلاش براي براندازي نظام جمهوري اسلامي و عضويت در گروهك مسلح ضد انقلابي انجمن پادشاهي ايران و گروهك تروريستي منافقين، از جمله اتهامات اين محكومان است
.

خبر کوتاه بود :
- " اعدام شان کردند "
خروش ِ دخترک برخاست
لبش لرزید
دو چشم ِ خسته اش از اشک پر شد
گریه را سر داد ...
و من با کوششی پر درد اشکم را نهان کردم
- چرا اعدامشان کردند ؟
می پرسد ز من با چشم ِ اشک آلود
چرا اعدام شان کردند ؟
- عزیزم دخترم !
آنجا ، شگفت انگیز دنیایی ست : دروغ و دشمتی فرمانروایی می کند آنجا
طلا ، این کیمیای خون ِ انسان ها
خدایی می کند آنجا
شگفت انگیز دنیایی که همچون قرن های دور
هنوز از ننگ ِ آزار ِ سیاهان دامن آلوده ست
در آنجا حق و انسان حرف هایی پوچ و بیهوده ست
در آنجا رهزنی ، آدمکشی ، خونریزی آزاد است
و دست و پای آزادی ست در زنجیر
عزیزم دخترم !
آنان
برای دشمنی با من
برای دشمنی با تو
برای دشمنی با راستی
اعدام شان کردند
و هنگامی که یاران
با سرود ِ زندگی بر لب
به سوی مرگ می رفتند
امیدی آشنا می زد چو گل در چشم شان لبخند
به شوق ِ زندگی آواز می خواندند
و تا پایان به راه ِ روشن ِ خود با وفا ماندند
عزیزم !
پاک کن از چهره اشکت را ز جا برخیز !
تو در من زنده ای ، من در تو ، ما هرگز نمی میریم
من و تو با هزاران ِ دیگر
این راه را دنبال می گیریم
از آن ِ ماست پیروزی
از آن ِ ماست فردا با همه شادی و بهروزی
عزیزم !
کار ِ دنیا رو به آبادی ست
و هر لاله که از خون ِ شهیدان می دمد امروز
نوید ِ روز ِ آزادی ست 

 هوشنگ ابتهاج

 
28/01/2010 10:11 توسط sharareh
سرانجام اعتراض به نام مجهول برای خلیج فارس»درگوگلارت تابامداد روزجمعه ۹۵۰هزارامضا رسیده است. یعنی بعد از هشتماه حالا دیگر فقط ۵۰۰۰۰امضا کم دارد !
  اگر کسی را سراغ دارید که هنوز
این اعتراض را امضا نکرده، برای جمع کردنِ این پنجاه هزار امضای باقیمانده این نشانی و ضرورت و اهمیتِ این کار را به اویادآور شوید

site:
http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

خواهشمندیم هر ایرانی را که میشناسید،برایش ارسال نمایید
 
27/01/2010 19:49 توسط sharareh

 
26/01/2010 19:06 توسط sharareh
..
 
26/01/2010 11:55 توسط sharareh
 


بنابه گزاشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، از بعد از ظهر امروز شنبه 3 بهمن ماه از ساعت 14:00 خانواده ندا آقا سلطان و بستگان آنها ،مادران عزادار و حامیانشان و همچنین تعداد زیادی از مردم برای گرامیداشت روز تولد شهید راه آزادی مرم ایران بر آرامگاه ندا آقای سلطان تجمع کردند.خانواده ندا کیکی بر بر آرامگاهش قرار داده بودند و در اطراف این کیک شمع هاي فروزان و آرامگاه نيزپوشیده از گل بود
.

مادران عزادار و حامیان آنها با قرار دادن گل و روشن کردن شمع به اين شهيدوطن ادای احترام می کردند و یاد و خاطره او را گرامی داشتند.

به قرار اطلاع نيروهاي سركوبگر ابتدا مانع عكس گرفتن ازمراسم شده ودوربين خاله ندا آقا سلطان كه عكسبرداري ميكرد را بازرسي كردند ولي با اعتراض خانواده و حاضرین ناچار به عقب نشینی ازاينكارشدند.تا لحظه انتشار این خبر مردم بسوی آرامگاه ندا آقا سلطان در حال حرکت هستند و هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود.

همچنين نیروهای سرکوبگر جلوی ماشین خانواده جانباخته آزادی اشکان سهرابی در خیابان نواب را گرفته و اجازه حضور در مراسم ندا آقا سلطان را تا اين لحظه به آنها نداده اند..نيروهاي سركوبگر همچنين جلوي ماشينهايي كه از نواب و یا در مسیر در حال حرکت بسوی بهشت زهرا هستند را گرفته و از شرکت آنها در مراسم ممانعت می کنند.بخصوص به جوانان اجازه شرکت در این مراسم داده نمی شود و حساسیت بر روی آنها شدید است.

نیروهای سرکوبگر که ابتدا یک مامور و تعدادزيادي از لباس شخصیها را در آنجا مستقر کرده بودند همزمان با افزایش تعداد شرکت کنندگان اقدام به افزایش نیروهای خود نموده اند و تا این لحظه 2 ماشین نیروی انتظامی در كنار آرامگاه مستقر شده اندو تعدادی از ماشینها و موتورهای نیروی انتظامی و لباس شخصی در حال گشت زدن در بهشت زهرا ه

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

03 بهمن 1388 برابر با 23 ژانویه
2010









 
23/01/2010 16:17 توسط sharareh
Radio Iran On Air 
P.O. Box 2007
SE-174 02 SWEDEN
+46 8 68 70 380, +46 8 68 70 384

Copyright 2008 Iran On Air
 
Powered By MemHT Portal
آگهی
سئوال هفته
کدام بخش از برنامه های این رادیو بیشتر مورد توجه شماست؟
امروز و فردای ایران ـ دکتر حسین لاجوردی
زنگ تفریح - دکتر حسن زاع
تغذیه - دکتر فاطمه معین
خانواده ـ مشاور خانواده ایراندخت اکبری
گفتار آزاد دو مجری شهرام و شراره
آبدارچی و عباس
مریم و منوچهر
اخبار
جدیدترین ترانه ها
فیلمهای هفته
شعر و ادبیات
مسابقه و سرگرمی
کل برنامه
دو یا چند برنامه
نتیجه
(16 نظرات)