![]() | لحظاتی پیش از طریق صفحه فیسبوک خانم رخشان بنی اعتماد این مژده خوش را دریافت کردیم
"جدایی نادر از سیمین" موفقیت دیگری آفرید. در سی و دومین جشنواره ی منتقدین فیلم لندن،
فیلم اصغر فرهادی در سه رشته برنده جایزه شد، بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان، بهترین فیلمنامه و مهم تر از همه ساره بیات که برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد. جالب این جاست که نام مریل استریپ بزرگترین بازیگر هالیوود، به عنوان برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن این جشنواره به چشم می خورد و قرار گرفتن نام ساره بیات در کنار او موفقیت بزرگی است. این موفقیت را به ملت ایران تبریک عرض می نمایم.
Supporting Actress of the Year
21/01/2012 00:31 توسط sharareh
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا جدایی نادر از سیمین برنده گلدن گلوب شد فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی در شصت و نهمین دوره جوایز سالانه گلدن گلوب جایزه بهترین فیلم خارجیزبان را دریافت کرد. اصغر فرهادی کارگردان فیلم از مدونا جایزه اش را دریافت کرد و گفت: فکر می کردم که اگر جایزه را گرفتم از کی تشکر کنم از مادرم یا پدرم یا همسر مهربانم و یا از گروه فیلمم؟ اما حالا می خواهم از مردمم بگویم . آنها مردمی دوست داشتنی هستند ... متشکرم هزاران درود نثار اصغر فرهادی و تمامی ایرانیان باد....پاینده ایران و ایرانی شادباش هموطن ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤ 16/01/2012 05:50 توسط sharareh
با نهایت تأسف و تألم خبر دارشدیم ایرج گرگین گوینده خوش صدای رادیو، موسس رادیو فرهنگی
تهران و از برنامهریزان اولیه رادیو فردا در سن ۷۷ سالگی پس از یک بیماری طولانی درگذشت. رادیو ایران آن ایر فقدان ایشان را به خانواده محترمشان و جامعه هنرمندان رادیو تسلیت می گوید
.روحش شاد و یادش گرامی باد مصاحبه رادیویی ایرج گرگین با فروغ فرخزاد، سال ۱۳۴۳صدای "ایرج گرگین" خاموش شد
شاید کمتر کسی به خاطر داشته باشد که جمله معروف فروغ فرخزاد که میگوید حرف زدن از خود و زندگی شخصی کار بیموردی است و هر آدمی یک تاریخ تولدی دارد و یک جایی به دنیا آمده است و... در واقع پاسخ او به اولین سوالی بود که ایرج گرگین در یک مصاحبه رادیویی از فروغ پرسید. این مصاحبه را ایرج گرگین در سال ۱۳۴۳ برای رادیو ایران انجام داد. گرگین آنطور که خود گفته به طور اتفاقی وارد دنیای رادیو شد. هرچند که کار رسانهای را سالها پیش از ورود به رادیو و در کیهان فرهنگی دهه ۱۳۳۰ آغاز کرده بود. این لباس نو آنچنان بر قامت او برازنده آمد که تا آخرین سالهای عمرش آن را از تن به در نکرد. «رادیو تهران» از دستاوردهای ایرج گرگین است. وی در گفت و گویی که سال ۲۰۱۰ با بخش فارسی دویچهوله انجام داد گفته بود که در آن زمان احساس کرده بود که جامعه روشنفکری ایران به یک صدای دیگر نیاز دارد که بتواند بلندگوی آن بخشی از جامعه باشد که بعد از کودتای ۲۸ مرداد به سایه خزیده بودند. «رادیو تهران» در اوایل دهه ۱۳۴۰ اینگونه متولد شد. رادیو تهران در کوتاه مدت تبدیل به خانه هنرمندانی چون احمد شاملو، فروغ فرخزاد، نادر نادرپور، سيمين بهبهانی، مهدی اخوان ثالث، هوشنگ نهاوندی، فرخ غفاری و فريدون رهنما شد. بعد از انقلاب ایران، گرگین نیز مانند اکثر هنرمندان مورد غضب انقلابیون واقع شد. او را به خاطر اجرای رادیویی نمایشنامههای شکسپیر و تنسی ویلیامز، غربزده خواندند و از سازمانی که بیش از ۲۰ سال در آن کار کرده، آموخته و آموزش داده بود بیرونش کردند. عشق به "صدا" اما در دل او نمرد. ابتدا "رادیو امید" به عنوان اولین رادیوی فارسی زبان مستقل در خارج از ایران و بعد "رادیو آزادی" و "رادیو فردا" بلندگوهای بعدی ایرج گرگین بودند برای ایجاد رابطه با مردمی که به آنها عشق میورزید، هرچند فرسنگها دور از وطن. جمعه ۲۳ دی ماه ۱۳۹۰ برابر با ۱۳ ژانویه ۲۰۱۲ صدای آرام و دلنشین ایرج گرگین برای همیشه خاموش شد، در بیمارستانی در ویرجینیای آمریکا، فرسنگها دور از وطن.
14/01/2012 13:37 توسط sharareh
شاید در اطلاع باشید ۳ روز پیش آسایشگاه معلولان آل یاسین در استان بوشهر دچار آتش سوزی شد این مرکز محل نگهداری نزدیک به ۵۰ معلول ذهنی که اکثرا دختران بالای ۱۴ سال هست میباشد
طبق خبرگذاری ایرنا ۳ نفر در این حادثه کشته شدند شمار كشته شدگان آتش سوزی مركز معلولان بهزیستی بوشهر به سه نفر رسید بوشهر- فرماندار بوشهر گفت: براثر آتش سوزی در مجتمع نگهداری معلولان بهزیستی آل یاسین شهر بوشهر سه نفر كشته شدند.
من با کمک یکی از اعضای گروه توانستم با مسئولین این مرکز در شهر بوشهر تماس بگیرم که بعد از تماس مطلع شدم این مرکز تا به امروز کمکهای دریافت کرده که کافی نبوده و از ما درخواست کمک کردند نکته جالب این بود که این عزیزان حتا یک بار هم اسمی از پول نبردند و بیشتر به دنبال پوشک و لباس دخترانه و احتیاجات دختران بودند که بعد از این که سوال کردم آیا شما به کمک مالی احتیاج دارید گفتند بله شماره حسابی هم هست که من گفتم بهتره شما عزیزان با این مرکز مستقیم تماس بگیرید و شماره حساب بانکی از خود این عزیزان دریافت کنید تا جای شبههای برای شما نباشه
در آخر خانم "کشت و کار" یکی از مسئولین این آسایشگاه گفتند عزیزان میتوانید کمکهای خود را به آدرس آسایشگاه بیاورند و چنانچه کسی مایل به کمک نقدی باشه میتونه با آسایشگاه تماس بگیره و شماره حساب را ز خود این عزیزان بگیرند
دوستان ما از این محیط مجازی تا به امروز نتونستیم استفاده درستی بکنیم در خیلی از کشورهایه همسایه ما در این دنیای مجازی حتا کشور و دولت عوض کردند بیاید حداقل یک بار هم کشده از این محیط فیسبوک برای نجات فرزندان ایران زمین و محتاج کاری برای هموطنانمون بکنیم فراموش نکنید ما تنها هستیم و متاسفانه مسئولین کشور هیچ توجهی به این جور مرکزها ندارند بیاید با کمک هم به این عزیزان کمک کنیم
از آنجایی که در گروه ما اکثرا افراد بالای ۳۰ سال هستند من اطمینان دارم افراد موفق زیادی هستند که عضو این گروه میباشند دوستان من شماره حساب نگرفتم تا خود شما مستقیم با این آسایشگاه تماس بگیرد و کمکهای خود را مستقیم به این آسایشگاه بکنید توجه داشته باشید که این گروه نزدیک به ۸۰،۰۰۰ نفر اعضای ثبت شده و غیر ثبت شده داره اگر ۱۰۰۰ نفر هم به توانند به این عزیزان کمک کنند این عزیزان تا آخر عمر از هر گونه نیز بری خواهند بود
کوچیکترین کمک شما اشتراک این مقاله است از شما عاجزانه التماس میکنم حداقل این مقاله را به اشتراک بگذارید شاید فردی در لیست دوستان خود بود یا شاید فردی در گروه شما بود که بتونه کمکی به این عزیزان بکنه باور کنید همین یک کلیک ساده اشتراک شاید بتونه زندگی یک بچه رو تامین کنه
من یک نفری کاری نمیتونم بکنم ولی با کمک شما میتونیم این عزیزان را نجات بدیم قبلان از همدلی و همکاری شما صمیمانه سپاسگذارم و دستهای همه شمارو از راه دور میبوسم
بابک ایران بان
آدرس مرکز آسایشگاه معلولان آل یاسین بوشهر - پشت مرکس انتقال سازمان خون - انتهای خیابان ٔپل پر درویش آسایشگاه معلولان آل یاسین
شماره تماس : ۰۷۷۱-۲۵۲۱۸۸۸ (خانم نصر الّهی) یا ( خانم کشت و کار)ء
11/01/2012 21:13 توسط sharareh
07/01/2012 19:15 توسط sharareh
روش اول
مواد لازم:
روش دوم
مواد لازم:
روش سوم
مواد لازم: 07/01/2012 19:12 توسط sharareh
21/12/2011 17:51 توسط sharareh
21/12/2011 17:34 توسط sharareh
پردیس ثابتی
پردیس ثابتی (زاده ۱۳۵۴ در تهران) اکنون زیست شناس برجسته ایرانی-آمریکایی اهل فلوریدا و ساکن ماساچوست در ایالات متحده آمریکا و استاد دانشگاه هاروارد است. پردیس ثابتی اخیرا نیز به عنوان یکی از ۱۰۰ چهره نابغه جهان از سوی گروه بین المللی Creators Synectics معرفی شدهاست. ![]() ![]() انوشه انصاری او متولد شهرمشهددرایراناست . انوشه همیشه عاشقفضاو فضانوردی و درپی راه یافتن بهفضابودهاست.وی در سال۱۳۶۳(۱۹۸۴) به همراه خانوادهاش به آمریکا مهاجرت کرد. وی اولین فضانوردایرانی الاصل دنیاست و اولین زن کیهانگرد و چهارمین نفری است کههزینهٔ سفر فضایی خود را پرداخت کردهاست. او همچنین پس ازعبدالاحد مومند فضانوردافغاندومین فضانورد فارسیزبان است. انصاری ترجیح میدهد درمورد خود از عنوان «فضانورد همراه» بهجای واژهٔ «گردشگر فضایی» استفاده کند. ![]() رکسانا مصلحی رکسانا مصلحی یک متخصص ژنتیک است که اکثر تحقیقات و پژوهش های وی در رابطه با سرطان و راه های درمان آن معطوف بوده است . او در ایران متولد شد و در کانادا رشد کرد و هم اکنون استادیار بخش ژنتیک دانشگاه نیویورک است .وی در دانشگاه کلمبیا تحصیلات خود را سپری کرد و جوایزی همچون را در زمینه تدریس و شیوه ی خوب علم آموزی وی همچون Award for Excellence in Teaching (UBC و Biovision Fellowship را در یافت کرده است . ![]() ![]() ![]() مریم میرزاخانی دکتر مریم میرزاخانی استاد جوان ایرانی، یکی از10 مغز برتر آمریکا دکتر مریم میرزاخانی، استادیار جوان دانشگاه«پرینستون»، به عنوان یکی از 10 مغز برتر آمریکای شمالی معرفی شد و به او لقب سد شکن دادند. مریم میرزاخانی در سال های ۷۳ و ۷۴ ( سال سوم و چهارم دبیرستان) از مدرسهی فرزانگان تهران موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد و بعد از آن در سال ۱۹۹۴ در المپیاد جهانی ریاضی هنگ کنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی گرفت . سال بعد یعنی ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲، رتبه ی ۱ طلای جهانی را به دست آورد میرزاخانی از جمله بازماندگان سانحه غمبار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه سال 76 است. ![]() ![]() دکتر آذر نفیسی آذر نفیسی (متولد دسامبر ۱۹۵۵) نویسنده و استاد دانشگاهی ایرانی در دانشگاه جانز هاپکینز است که هم اکنون در آمریکا زندگی میکند. معروفترین اثر وی کتاب پرفروش لولیتاخوانی در تهران است. که توجه زیادی را به خود جلب کرد و به ۳۲ زبان ترجمه شدهاست. وی در حال حاضر استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه جانز هاپکینز و سخنران میهمان در موسسه سیاست خارجی آن دانشگاه در دانشکدهٔ مطالعات پیشرفتهٔ بینالمللی (سایس) واقع در واشینگتن آمریکاست. ![]() ![]() کریستین امانپور کریستین امانپور فرزند محمد امانپور مدیر هواپیمایی ایرانی و همسر بریتانیایی او پاتریشیا است. کریستین تحصیلات خود را تا سن یازده سالگی در ایران و پس از آن تا پایان دوره دبیرستان در بریتانیا انجام داد. سپس به دانشگاه رودآیلند در آمریکا رفت و تحصیل خود را در رشته روزنامهنگاری در در سال ۱۹۸۳ به پایان رساند. کریستیان امانپور مجری برنامه «این هفته» در شبکه ایبیسی است. او پیشتر گزارشگر ارشد بخش اخبار بینالمللی شبکه خبری سیانان بود. او یکی از خبرنگاران نامدار ایالات متحده آمریکا است. او از خبرنگاران جنگی متبحر جهان به شمار میرود. گزارشهای امانپور از بالکان باعث شد که در سال ۱۹۹۴ جایزه امی دو جایزه جورج فاستر پیبادی، دو جایزه جورج پولک و جایزه شجاعت در گزارشگری دریافت کند. ![]() ![]() ![]() گلنوش خالقی گلنوش خالقی در سال 1319 در تهران دیده به جهان گشود. تحصیلات موسیقی خود را در هنرستان موسیقی ملی و هنرستان عالی موسیقی آغاز کرد. سپس به مدت سه سال در آکادمی "موتزارتئوم" سالزبورگ در رشته رهبری کر و ارکستر تحصیلات خود را پی گرفت. وی دارای درجه لیسانس در رشته رهبری کر از کالج "اوبرلین" و درجه فوق لیسانس در همان رشته از دانشگاه "ویسکانسین" آمریکاست. در سال 1353 گلنوش خالقی گروه "هم آوازان" رادیو تلویزیون ملی ایران را بنیاد نهاد و تا سال 1357 رهبری گروه مذکور را بر عهده داشت. در سال 1364 " ارکستر روح الله خالقی" را در واشنگتن تاسیس کرد و تا به خال کنسرت های بسیاری در شهرهای مختلف آمریکا و کانادا برگزار کرده است. در حال حاضر کوششهای او یکسره صرف بازسازی و اجرای آثار پدرش روح الله خالقی و دیگر استادان قدیمی موسیقی ایرانی و نیز آهنگسازی، تدریس و تحقیق درباره موسیقی ایرانی می شود. ![]() ![]() زهره جویا زهره جویا در مشهد به دنیا آمد. او از پدری افغان ( اهل هرات) و مادری ایرانی زاده شده است. در هنر آوازخوانی خانم جویا ، نه تنها تاثیر این دو فرهنگ ، بلکه رد پای موسیقی اروپایی نیز بسیار برجسته میباشد. زهره جویا مدرسه را در ایران به پایان رسانده وبرای آموختن موسیقی به اروپا رفت وتحصیلات عالی اش را دراین رشته در آمستردام و بعداً در دانشسرای هنرهای زیبای وین – اتریش – به پایان رساندهاست و در رشته «اپرا» فوق لیسانس گرفتهاست. جویا با اجرای کنسرتهایش، نه تنها درعرصههای موسیقی ایرانی و افغانی هنرنمایی کردهاست، بلکه دراجرای اپراها درکشورهای غربی نیز از محبوبیت خاصی برخوردار گشتهاست. زهره جویا، پیوسته با هنرش به موسسات خیریه و نهادهایی که برای تامین حقوق زنان تلاش میورزند مددکاری نمودهاست. وی با فعالیتهای هنریش، با گروههای نیکوکاری به ویژه سازمانهای خارج از کشور که برای حقوق زن در افغانستان فعالیت دارند، کمک و همکاری دارد. ![]() ![]() لیلی افشار لیلی افشار (به انگلیسی: Lily Afshar)، متولد تهران ، آمریکایی ایرانی تبار ، و از نوازندگان بزرگ گیتار کلاسیک در جهان است و برای چندین سال بعنوان بهترین نوازنده گیتار کلاسیک جهان انتخاب شده است. وی نخستین زن جهان است که در رشته اجرای گیتار کلاسیک به درجه دکتری دست یافته. افشار که دکترای خود را از دانشگاه ایالتی فلوریدا دریافت نمود ، تا کنون جوایز زیادی را برده و اکنون استاد دانشگاه ممفیس است. ![]() ![]() آمونا امیری / دختر شایسته ی کانادا در سال 2007 ![]() نازنین افشین جم / دختر شایسته ی جهان در سال 2003 ![]() شرمین شاریور / برنده ی جایزه ی دختر شایسته ی آلمان و اروپا در سال 2004 و 2005 ![]() حماسه کوهستانی / برنده ی جایزه ی دختر شایسته ی انگلستان در سال 2005 ![]() آراوانه رضا / بازیکن ایرانی - فرانسوی در سطح برتر تنیس دنیا ![]() کلودیا ( شقایق ) لنکس / مدل مشهور جهانی ![]() کاترین بل کاترین لیزا بل (به انگلیسی: Catherine lisa bell) بازیگر انگلیسی-آمریکایی ایرانی-تبار سریالهای تلویزیونی (JAG) آمریکا است. کاترین در ۱۴ اوت ۱۹۶۸ در لندن بدنیا آمد. او از پدری اسکاتلندی و مادری ایرانی زاده شده. والدینش بعداً از همدیگر جدا شدند. کاترین سپس در ۳ سالگی به همراه مادرش مینا به لس آنجلس رفت. او در زمان کودکی در تبلیغهای تلویزیونی زیادی ظاهر گردید، و قصد داشت که پزشک یا مهندس بیومدیکال بشود سر از حرفه مدل تمام وقت در آورد. او به زبانهای انگلیسی و فارسی تسلط دارد. ![]() ![]() 20/12/2011 12:15 توسط sharareh
20/12/2011 10:23 توسط sharareh
به گزارش رسانههای سوئدی، اولین پلیس محجبه در سوئد یک دختر 26 ساله به نام دونا الجمال (Donna Eljammal) است که قبل از استخدامش در نیروی پلیس در یک زندان سوئدی کار میکرده است.
![]() او اعتقاد دارد که حجاب نه تنها مانع پیشرفت کاریش نمیشود، بلکه از آنجا که سوئد کشوری دارای فرهنگهای مختلف است این موضوع سبب افزایش تفاهم بین فرهنگها و جوامع گوناگون میشود. او که به عنوان اولین پلیس محجبه در سوئد کانون توجهات بسیاری قرار گرفته است، میگوید هرگز حجاب را ترک نخواهد کرد چرا که حجاب بخشی از وجود اوست و برایش باعث ایجاد محدودیت نمیشود. 19/12/2011 12:05 توسط sharareh
19/12/2011 10:46 توسط sharareh
15/12/2011 10:23 توسط sharareh
دست و پا زدن و فرياد زدن هميشه نشانه بيداري نيست. گاهي نشانه خواب بودن، کابوس ديدن و هذيان گفتن است.
ما ايراني ها ديگه کاملا تبديل شديم به ملت زنده باد مرده باد ! ما وطن نداريم مگر اينکه کسي به کوروش توهين مي کنه ، يا اسم خليج فارس رو عوض کنه يا آثارباستاني در حال نابود شدن باشن يا فيلم 300 ساخته بشه....ما دين نداريم مگر اينکه يکي يه جايي کاريکاتور پيامبر رو بکشه ، يا بخوان قرآن بسوزونن ، يا تو حرم و اماکن مقدس بمب بذارن. يه روز مهران مديري ميشه قهرمان ملي و همه براي قهوه تلخش سينه چاک ميکنن ، فردا ميشه مزدور حکومتي. يه روز حيثيت افتخاري رو مي بريم يه روز ليلا اوتادي ميشه فاحشه يه روز فوتباليست ها دست بند سبز ميبندن ميشن افتخار ملي، يه روز ميرن با احمدي نژاد فوتبال بازي مي کنن فحش شون ميديم. قبل از هر سري اخراجي ها ميگيم ما فيلم اين چماق به دست رو نمي خريم اما باز هم ميشه پر فروش ترين فيلم سينما!!!!! يه روز ميگن مي خوان موسوي و کروبي رو بگيرن همه فيس بوک و دنياي مجازي و حقيقي ميشه لينک و مطلب .... خيلي از حر ف ها رو نميشه زد فقط سر بسته ميگم، ما همه از ظلم وستمي که بر ما رفته و ميره بيقرار و بي تابيم ، موج شديم و عده اي هم از هر قشري، سياستمدار و هنرمند و ورزشکار و... خوب بلدن از اين موج ما سواري بگيرن پشتک وارو بزنن و حالشو ببرن. يکي نيست داد بزنه : گشت ارشاد از وقتي شروع شد که ما به خواهرامون گير داديم! ديکتاتوري وقتي پا گرفت که به همسران مون و فرزندان مون زور گفتيم! تقلب توي انتخابات از جايي آغاز شد که همه با برگه هاي توي جيب مون رفتيم سر جلسه امتحان! دروغ از اونجا شروع شد هر کدوم توي هر شغل و هر جايي که هستيم واسه کوچکترين منفعت بزرگ ترين دروغ ها رو گفتيم ! پرونده سازي ازاونجا پا گرفت که هر دفعه سه نفر از ما دورهم جمع شد پشت سر سه نفر ديگه حرف زديم و تهمت زديم و غيبت کرديم. سانسور از جايي شروع شد که توي فاميل و دوست و آشنا تحمل کسي که مثل خودمون نباشه رو نداشتيم ما کمي متوهم شديم.... همه هفتاد و چند ميليون اين مملکت مثل ما نيستن که از صبح تا شب خبر و گزارش سياسي مي خونيم و مي دونيم آخرين باري که فلان زنداني سياسي با خانوادش حرف زده چه روزي بوده ! و دقيقه به دقيقه مي دونيم تو اين مملکت چه خبره ! کي چي ميگه و کي کجا ميره ! چند نفر از اطرافيانتون مي شناسيد که اصلا نمي دونن نوري زاد و توکلي و زيد آبادي و ستوده و.. کي هستن؟! چند نفر رو مي شناسين که به جاي کسب آگاهي کردن نشستن "پاي فارسي وان" و "من و تو" اليسا کجاست و بفرماييد شام مي بينن ؟! 1 مهر ، 13 آبان ، 16 آذر ، عاشورا ، هدفمند کردن يارانه ها ...واسه هر کدوم از اينا هفته قبلش قرار بود اين مملکت به هم بريزه اما کسي صداش درنيومد ! من هم ميدونم که نميشه ! اما اینقدر با تبليغات ساده لوحانه خودمون رو مسخره و مضحکه نکنيم ! بياين قبول کنيم اگه حتي30 ميليون از اين جمعيت هم شور و شعور کافي رو داشت اين وضعيت اينجوري نبود. ملتي که بنزين ليتري 700 بخرن، ليتري 1000 تومن هم مي خرن ! ملتي که قيمت خودشو ندونه هر چيزي رو با هر قيمتي ميخره. مگه اين بوليوي نبود که يارانه سوخت رو برداشت بعد بااعتراض مردم دوباره برگردوند. ملتي که سه روز نمي تونه جلو شکمش رو بگيره و نره در نونوايي بربري و لواش بخره رو چي به آزادي و دموکراسي؟! در عوض واسه زنداني هايي که توي زندان اعتصاب غذا مي کنن کمپين راه ميندازن و پتيشن امضا مي کنن. مگه اون بازار نبود که اعتصاب کرد و به خواسته اش رسيد؟! يه نگاه به مباحثه هايي که تو همين فيس بوک يا بقيه شبکه هاي اجتماعي و فضاهاي مجازي اتفاق ميفته بندازين ، ببينيد ملت سر هر اختلاف عقيده اي چه جوري به هم توهين ميکنن و تهمت مي زنن ! فردا در يک فضاي باز اينجوري مي خوايم کنار هم زندگي کنيم؟! من خسته ام از اين همه شعار مرده باد زنده باد ، هر کي زنده باشه و هر کي مرده باشه من مي خوام تا زنده هستم زندگي کنم ! به جاي بازي خوردن مي خوام بازي کنم ، فقط هم نقش خودم رو ، زندگي خودم رو و نه چيز ديگه ! بزرگترين کاري هم که براي وطنم مي تونم انجام بدم اينه که دروغ نگم، تهمت نزنم ، تقلب نکنم ، زور نگم ، تحمل مخالفم رو داشته باشم ،آگاه باشم و آگاهي بدم و اينا رو به هم نسل هاي خودم و نسل بعدي هم منتقل کنم. من يقين دارم اين اوضاع ، نمي تونه اوضاع مملکتي باشه که هفتاد ميليون انساني که دروغ نميگن ، تهمت نميزنن ، تقلب نمي کنن و زور نميگن ، توش زندگي کنن !
12/12/2011 22:04 توسط sharareh
همراهان گرامی
پس از مدتی وقفه که وبسایت ایران آن ایر با آن مواجه بوده از این پس مراجعه به بخش پیوندهای جالب و دیدنی را به شما توصیه می کنیم که خالی از لطف نیست . امیدواریم مثل گذشته مورد پسند واقع شود. کمک و مشارکت شما در معرفی دیدنی ها به پرباریِ آن یاری می رساند. گفتهی همیشگی را که فراموش نکرده اید با ما باشید چون ما نیز 06/12/2011 23:13 توسط sharareh
![]() آدم همیشه دنبال قطعه ای گم شده است،
هیچ آدمی را نمی توان یافت كه قطعه خود را جستجو نكند
فقط نوع قطعه هاست كه فرق می كند،
یكی به دنبال دوستی است
دیگری در پی عشق؛
یكی مراد می جوید و یكی مرید
یكی همراه می خواهد و دیگری شریك زندگی،
یكی هم قطعه ای اسباب بازی
به هر حال آدم هرگز بدون قطعه خود یا دست كم بدون آرزوی یافتن آن نمی تواند زندگی كند
گستره این آرزو به اندازه زندگی آدم است
و آرزوهای آدم هرگز نابود نمی شوند
بلكه تغییر موضوع می دهند
حتی آن كه نمی خواهد آرزویی داشته باشد
آن كه آرزویش را از كف داده است
آنكه ایمان خود را به آرزویش از دست داده است
تمامی تلاشش باز برای گریز از تنهایی است
![]() عشق، رفاقت، شهرت طلبی ... همه به خاطر هراس از تنها ماندن است
و شاید قوی ترین جذابیت وصال در همین باشد
كه آدمی در هنگام وصال هرگز گمان نمی برد كه روزی تنها خواهد ماند
تو گاهی خیال می كنی گمشده خود را باز یافته ای
اما بسیار زود درمی یابی كه این بازیافته ات قدری بزرگتر از بخش گمشده توست
یا قدری كوچكتر
گاهی او را می یابی و مدت كوتاهی در خوشبختی رسیدن به او به سر می بری و
اما گاه او رشد می كند و از خلاء تو یا حتی خود تو بزرگتر می شود
و دیگر در درونت نمی گنجد
آنگاه او بدل به قطعه گم شده یك نفر دیگر می شود و
تو را برای جستن دایره خود ترك می كند
![]() گاه نیز تو بزرگ می شوی و
او كوچك باقی می ماند و روزی ناگهان درمی یابی كه (او) قطعه گم شده ی تو نبود
گاهی هم (او) را می یابی و این بار از ترس آنكه مبادا از دست تو لیز بخورد و برود
سفت نگهش می داری، دو دستی به او می چسبی و
ناگهان گمشده تو زیر بار این فشار خرد و له می شود
و سرانجام نیز از دست می دهی اش
احمقانه است اما تو از ترس تنها ماندن
تنها می مانی
گاه ته دلت حتی می ترسی كه قطعه گم شده ات را پیدا كنی
كه مبادا دوباره گمش كنی
همیشه آن كس كه بیشتر دوست دارد، ضعیف تر است و بیشتر رنج می برد
و همین ضعف است كه احساس بی ثباتی به آدم می بخشد
زیرا آدم تمامیت خود را منوط به چیزی می كند كه ثباتی ندارد
ما همواره خود را قطعه هایی گم شده حس می كنیم.
ما همواره در انتظار نشسته ایم؛
در انتظار كسی كه از راه برسد و ما را با خود ببرد، كه بیاید و ما را كامل كند
بدون او ما همواره خود را گمشده و تنها و ناقص حس می كنیم
برخی از ما شاید برای همیشه در انتظار (او) بمانیم و بنشینیم و بپوسیم
![]() برخی از ما، دیروز، امروز و هر روز قطعه هایی گمشده بوده ایم
گاهی بعضی ها با ما جور در می آیند، اما همراه نمی شوند
گاهی نیز آدم هایی را می یابیم كه با ما همراه می شوند اما جور در نمی آیند
برخی وقت ها ما آدم هایی را دوست داریم كه دوستمان نمی دارند
همان گونه كه آدم هایی نیز یافت می شوند كه دوستمان دارند،
اما ما دوستشان نداریم
به آنانی كه دوست نداریم اتفاقی در خیابان بر می خوریم و همواره بر می خوریم
اما آنانی را كه دوست می داریم همواره گم می كنیم
و هرگز اتفاقی در خیابان به آنان بر نمی خوریم
برخی رابطه ها ظریفند، به طوری كه به كوچكترین نسیمی می شكنند
و برخی رابطه ها چنان زمختند كه روح ما را زخمی می كنند
برخی بیش از اندازه، قطعه گم شده دارند و چنان تهی اند و
روحشان چنان گرفتار حفره های خالی است
كه تمام روح ما نیز كفاف پر كردن یك حفره خالی درون آنان را ندارد
![]() برخی دیگر نیز بیش از اندازه قطعه دارند و هیچ حفره ای،
هیچ خلائی ندارند تا ما برایشان پُركنیم
برخی هرگز ما را نمی بینند و نمی یابند و برخی دیگر
بیش از اندازه به ما خیره می شوند
بعضی وقت ها هم بعضی ها توی زندگی تو راه می یابند
اما هیچ گاه تو را نمی فهمند
مثل شمع کوچکی که راهت را کمی روشن کرده است ولی
دستت را سوزانده است
گاه ما برای یافتن گمشده خویش، خود را می آراییم
گاه برای یافتن (او) به دنبال پول، علم، مقام، قدرت و همه چیز می رویم
و همه چیز را به كف می آوریم و اما (او) را از كف می دهیم
![]() گاهی اویی را كه دوست می داری احتیاجی به تو ندارد
زیرا تو او را كامل نمی كنی
تو قطعه گمشده او نیستی
تو قدرت تملك او را نداری
گاه نیز چنین كسی تو را رها می كند
و گاهی نیز چنین كسی به تو می آموزد كه خود نیز كامل باشی
بی نیاز از قطعه های گمشده
او شاید به تو بیاموزد كه خود به تنهایی سفر را آغاز كنی
راه بیفتی، حركت كنی
او به تو می آموزد و تو را ترك می كند
اما پیش از خداحافظی می گوید: شاید روزی به هم برسیم
می گوید و می رود
![]() و آغاز راه برایت دشوار است
این آغاز، این زایش، برایت سخت دردناك است
وداع با دوران كودكی دردناك است، كامل شدن دردناك است، اما گریزی نیست
و تو آهسته آهسته بلند می شوی، و راه می افتی و می روی
و در این راه رفتن دست و بالت بارها زخمی می شود
اما آبدیده می شوی و می آموزی كه از جاده های ناشناس نهراسی
از مقصد بی انتها نهراسی، از نرسیدن نهراسی
و تنها
بروی و بروی و بروی
![]() آنقدر زمین خورده ام که بدانم
برای برخاستن
نه دستی از برون
که همتی از درون
لازم است
حالا اما
نمی خواهم برخیزم
می خواهم اندکی بیاسایم
فردا
برمی خیزم
وقتی که فهمیده باشم چرا
زمین خورده ام
06/12/2011 23:02 توسط sharareh
فیلم بسیار زیبای آتش سبز
در این پست دو قطعه از موسیقی متن فیلم سینمایی «آتش سبز» به کارگردانی و نویسندگی محمدرضا اصلانیرا برای دانلود قرار میدهم. موسیقی متن این فیلم را استاد محمدرضا درویشی بر اساس قطعهی «بینشان» ساخته، و همایون شجریان در بخشهایی از آن آواز خوانده است. در این دو قطعه، آرش شهریاری با سهتار، آواز شجریان را همراهی میکند. آتش سبز بر اساس افسانهی قدیمی «سنگِ صبور» نوشته شده و داستان افسانهای دختری به نام «ناردانه» را روایت میکند که در کودکی، سروش ازدواجش را با یک مردِ مرده میشنود و برای گریز از این سرنوشت خوفانگیز، ناخواسته گام در راهی دشوار مینهد. عزتالله انتظامی، مهتاب کرامتی، مهدی احمدی، پگاه آهنگرانی، فرخ نعمتی و آهو خردمند بازیگران اصلی این فیلم هستند. محمدرضا اصلانی پیش از این، فیلم «شطرنج باد» را در سال ۱۳۵۵ ساخته بود و آتش سبز دومین فیلم بلند او در مقام کارگردان پس از ۳۱ سال است. فیلمبرداری آتش سبز در خردادماه ۸۶ کلید خورد و پس از نمایش در بیستوششمین جشنوارهی فیلم فجر، در آذرماه ۸۷ به اکران عمومی رسید و البته در گیشه با شکستی قابلانتظار مواجه شد. این فیلم با فروش ۵/۲۷ میلیون تومانی در مدت ۹ هفته، در میان ۴۷ فیلم اکرانشدهی سال ۸۷، رتبهی سیوششم را به خود اختصاص داده است [منبع]. اما با نگاهی به کیفیت و جایگاه هنری فیلمهای پرفروش سالیان اخیر سینمای ایران به جرئت میتوان گفت میزان فروش فیلمها بههیچ روی شاخصی قطعی برای قضاوت در خصوص ارزش هنری فیلمها نیست؛ کمااینکه تنزل روزافزون و فاجعهبار سطح سلیقهی مردم، فیلمی مانند «چارچنگولی» را در همان سال یکمیلیاردی کرده و در جایگاه دومین فیلم پرفروش سال ۸۷ نشانده است. با این وجود نمیتوان ضعفهای آتش سبز را هم در جذب مخاطب و جلب رضایت آنها نادیده گرفت. قطعهی اولی که میشنوید مربوط به بخشی از فیلم است که با تغییراتی، بهطور مختصر، برشهایی کوتاه از زندگی مشتاق علیشاه کرمانی را به نمایش میگذرد. مشتاق علیشاه (میرزا محمد تربتی) از چهرههای مشهور موسیقی و عرفان است که اصلیت اصفهانی داشته اما به کرمان کوچیده و در این شهر اقامت گزیده است. او ساز سهتار را به استادی مینواخته و آنطور که در تاریخ آمده، سیم چهارم سهتار (سیم سوم از پایین کاسه) را او به این ساز افزوده و از همینرو این سیم، «مشتاق» نام گرفته است. جلال آلاحمد در سفرنامهاش پس از حضور در مقبرهی مشتاق به این موضوع اشاره کرده و مینویسد: «اگر سیم چهارم سهتار را سیم "مشتاق" میگویند به ابتکار این باباست که اینجا خفته.» مشتاق طبع شاعری هم داشته و اشعاری عارفانه از او به یادگار مانده است. او از مریدان شاه نعمتالله ولی و از مشایخ نعمتاللهی بوده است. تراژدی حلاجوار مشتاق آنجا رقم میخورد که مردمان بیخرد، با سنگسار او به جرم خواندن قرآن بههمراه نوای سهتار به زندگیاش پایان دادهاند. دکتر ابراهیم باستانی پاریزی در کتاب «آسیاب هفتسنگ» دربارهی این واقعهی تاریخی چنین مینویسد:
پس از مرگ مشتاق، ملا عبدالله که بانی مرگ او بود به «ملا عبدالله سگو» معروف شد؛ چون هنگام مرگ، زمانیکه دید لبهای مشتاق علیشاه هنوز تکان میخورد و «یاهو» میگوید، به او نزدیک شد و با لهجهی کرمانی گفت: «سگو! هنوز هم یاهو میگویی؟» و طرفه آنکه این لقب آز آن پس بهروی او و اقوامش ماند و مردم، آنها را خاندان «عبدالله سگو» مینامیدند. پیکر مشتاق را در کنار مقبرهی میرزا حسینخان دفن کردند که امروز این مزار در میدان مشتاقیهی کرمان، معروف به «گنبد مشتاقیه» زیارتگاه رندان و عارفان است. 06/12/2011 22:43 توسط sharareh
تصاویری زیبا از تالاب بین المللی گمیشان
تالاب بین المللی گمیشان یکی از چند تالاب بین المللی استان گلستان است که هر ساله میزبان هزاران پرنده مهاجریست که زمستان خود را در این تالاب بین المللی و دیگر تالابهای بین المللی استان گلستان سپری می کنند. پرندگان این تالاب عمدتاٌ پرندگان مهاجر هستند که با سرد شدن هوا در بخش های روسیه به این تالاب می آیند. این پرندگان معمولاً از آبان ماه وارد ایران می شوند و تا اوایل فروردین در اینجا می مانند که بنابر گزارش سازمان حفاظت محیط زیست، این تالاب بین المللی سالانه میزبان بیش از 22 گونه پرنده از قبیل : فلامینگو، عقاب شاهی، بالابان، قو، حواصیل، پرلا، سار، مرغابی سر حنایی، مرغابی سر سبز، گیلانشاه خال دار، کوکر، آبچلیک، خوتکا، کاکایی، لک لک، پلیکان، سلیم طلایی، چکاوک، غاز خاکستری، پرستوی دریایی و ... می باشد.
تالاب بین المللی گمیشان، نوار نسبتاٌ ً باریکی است که با جهت شمالی – جنوبی در امتداد سواحل شرقی دریای خزر قرار دارد. این تالاب تقریباً از دو کیلومتری شمال شهر گمیشان (گمیش تپه) آغاز شده و تا مرز ترکمنستان و فراسوی آن یعنی تا 8 کیلومتر در خاک ترکمنستان نیز ادامه پیدا می کند و تالاب گمیشان از شمال با پایانه خروجی رودخانه بزرگ اترک و از جنوب با پایانه خروجی گرگان رود مرتبط است. این تالاب بین المللی، با مساحت 20 هزار هکتار و در برخی منابع 17700 هکتار و ارتفاع 27 متر پایین تر از سطح دریاهای آزاد، در شهرستان تازه تاسیس گمیشان قرار دارد. عمق این تالاب نیز متغیر بوده در بخش های جنوبی عمق آن حدود یک متر و در نزدیکی مرز به 2.5 متر نیز می رسد. تالاب گمیشان به لحاظ هم پیوندی با دریای خزر و گستردگی طولی آن، یک حاشیه بارز از اعتدال هوا است. شرق و شمال شرقی تالاب به لحاظ گسترش وسیع اراضی مسطح، عدم ارتفاعات، دور بودن از جنگل های جنوبی، نزدیکی به بیابان های ترکمنستان و... تحت تاثیر یک اقلیم خشک و نیمه خشک است که هر چه از جنوب به سمت مرز پیش برویم بر شدت این نوع اقلیم افزوده می شود به عبارتی ساده تر با فاصله هوایی کمتر از 60 کیلومتر، از باران های سالانه 700 میلیمتر گرگان به باران های سالانه کمتر از 250 میلیمتر می رسیم. این شاخص اقلیمی، در منطقه تالاب گمیشان به لحاظ همجواری با دریای خزر، تغییر کرده و حاشیه اقلیمی مطلوبی را در غرب این اراضی خشک بوجود آورده است و همین میکرو اقلیم ویژه است که تبعات زیستگاهی پرارزشی را به ارمغان آورده است. اما شاید نباید چندان هم به این زیبایی های ناپایدار دلخوش بود چراکه تالاب گمیشان، همچون دیگر مناطق زیست محیطی ایران دارای مخاطرات و مشکلاتی است. بطوریکه گذشته از تخلیه زباله و فاضلاب های آلوده از جمله کود های شیمیایی اراضی کشاورزی بالا دست در محدوده های زیستی این تالاب، پروژه های پرورش میگوی شیلات (بدلیل مشکلات عدیده زیست محیطی و غیرقابل جبران این صنعت)، پروژه های نفتی از جمله طرح پالایشگاه و پتروشیمی که حیات این زیستگاه را بشدت تهدید می کند، یکی از مشکلات عمده این تالاب شکار بی رویه است. شکارچیان از سراسر ایران به این تالاب می آیند. گاه تعداد آنها در یک روز به بیش از چهار هزار شکارچی هم می رسد. حضور اینهمه شکارچی به خوبی نشان می دهد که این تالاب از نظر جمعیت و تنوع پرندگان در این فصل سال چقدر غنی و متنوع می باشد. کانون دیده بانان زمین بر این باور است که تامل در ارزش های جغرافیای تاریخی و فرهنگی منطقه گمیشان، به علاوه توجه به حساسیت و آسیب پذیری منطقه که در معرض بالا آمدن احتمالی آب دریای خزر، تغییرات جریانات رودخانه گرگان و همچنین تغییرات کمی و کیفی آب های زیر زمینی قرار دارد و همینطور در مقابل آلوده سازی های گسترده و شکار بی رویه، لزوم حفاظت از تالاب بین المللی گمیشان از سوی دولت و سازمان حفاظت از محیط زیست را بطور جدی مطرح می سازد. چراکه عدم توجه به این امر چیزی جز پایمال کردن حقوق نسل حاضر و نسل های آینده این سرزمین نیست ! ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() 06/12/2011 22:23 توسط sharareh
درود بیکران خدمت همراهان و شنوندگان مهربان و وفادار ما
|
|||||||||||||||
|
|
|
نمایشگاهی از سنتورها و سازهای ابداعی ساخته محمدرضا شجریان، خواننده ایرانی روز 18 اردیبهشت ماه در تالار بهار خانه هنرمندان ایران آغاز به کار کرد.
14 ساز ابداعی و 10 سنتور در اندازه های مختلف برای نخستین بار در نمایشگاهی در معرض دید عموم قرار می گیرند.
نمایشگاه سازهای ابداعی محمدرضا شجریان که به همت موسسه فرهنگی – هنری دل آواز و با همکاری خانه موسیقی ایران برگزار شده است، تا روز 23 اردیبهشت در خانه هنرمندان ایران ادامه دارد.
سازهایی چون تندر، کرشمه، ساغر، صراحی ارغنون و باربد از جمله سازهایی است که در این نمایشگاه به نمایش گذاشته شده است.
محمدرضا شجریان خود در خصوص این که چگونه این سازها می توانند جای خود را در موسیقی ایرانی باز کنند گفت: ": برای معرفی یک ساز سالها زمان لازم است و این سازندگان ساز نیستند که آن را معرفی میکنند، بلکه یک نوازنده باید به معرفی ساز بپردازد. نوازندگان باید در برنامههای گروه نوازی و تک نوازی خود سازها را معرفی کنند و قابلیتهای آن را نشان دهند و بی شک این کار دهها سال به طول می انجامد."
بسیاری از این سازها پیشتر در کنسرت های اخیر محمدرضا شجریان در داخل و خارج از ایران توسط نوازندگان گروه شهناز به کار گرفته شده اند.
محمدرضا شجریان در این باره گفت: "در کنسرتهایی که داریم لابهلای سازهای سنتی از این سازهای ابداعی نیز استفاده میکنیم ،چون باید آنها را در کنار سازهای سنتی قرار دهیم تا به مرور جایگاه خود را در میان مخاطبانشان پیدا کنند. من نمیتوانم از همان لحظه نخست این سازها را به صحنه بیاورم. این کار درستی نیست."
در سال های اخیر در بسیاری از سازهای ایرانی برای صدادهی بهتر، افزایش وسعت دامنه صدا و بهتر کوک شدن تغییراتی ایجاد شده است.
در دهه های اخیر با تغییراتی در سازهای سنتی، سازهایی چون تارباس، کمانچه آلتو و سنتور سوپرانو ساخته شده که جای خود را تا حدودی در گروه های موسیقی ایرانی باز کرده است.
همچنین سازهایی چون بربت (ساخته ابراهیم قنبری مهر)، سلانه و شورانگیز (ساخته شده زیر نظر حسین علیزاده) و تنبک با قابلیت کوک شدن (ساخته حسین عمومی) در سال های اخیر ساخته شده است و با آنکه تعدادی از آنها را فقط عده معدودی از نوازندگان استفاده می کنند و مقبولیت عمومی نیافته، اما نشان از آن دارد که نیاز به سازهایی با جنس صدای متفاوت و جایگزینی برای سازهای غربی همواره در میان آهنگسازان و نوازندگان حس می شود.
انسان های بزرگ در باره عقاید سخن می گویند
انسان های متوسط در باره وقایع سخن می گویند
انسان های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند
انسان های بزرگ درد دیگران را دارند
انسان های متوسط درد خودشان را دارند
انسان های کوچک بی دردند
انسان های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
انسان های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
انسان های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند
انسان های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند
انسان های متوسط به دنبال کسب دانش هستند
انسان های کوچک به دنبال کسب سواد هستند
انسان های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
انسان های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد
انسان های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند
انسان های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
انسان های متوسط به دنبال حل مسئله هستند
انسان های کوچک مسئله ندارند
انسان های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند
انسان های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند
انسان های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند

| کدام بخش از برنامه های این رادیو بیشتر مورد توجه شماست؟ | |
| نتیجه | |
| (23 نظرات) | |